کاربرد شیمی در زندگی

کاربرد مواد ضد عفونی کننده در زندگی

یکی از مهم ترین کاربردهای مواد شیمیایی در زندگی روز مره استفاده از مواد ضدعفونی کننده است .استفاده از ضد عفونی کننده ها و گند زداها از عوامل مهم پیشگیری از بیماریهاست.شوینده ها بیشترین حجم مواد شیمیایی که روزانه با آن سروکار داریم را تشکیل می دهند.لذا شناخت آنها خیلی مهم است شناختی که باعث می شود از حجم انبوه نام ها و تبلیغات گوناگون بهترین را انتخاب کنیم و فریب رنگ ،شکل ،بو و طعم ظاهری را نخوریم .زیرا ساختمان اصلی اکثر شوینده ها یکی است وتفاوت آنها در ظواهر نام برده شده و نوع تبلیغات می باشد.به عنوان مثال تمام پودرهای ماشین لباسشویی پر بورات وجود دارد.و حال اگر سازنده ای در تبلیغ خود بگویدکه پودر ما شامل پر بورات است معلوم است که.......
مطالعه این مطالب دید جدیدی از مواد شیمیایی را در منزل استفاده می کنید ته شما می دهدو باعث می شود از مواد دیگری استفاده کنید.سعی کنید مواد شیمیایی را از فروشگاههای مواد شیمیایی تهییه کنید و بسیاری از ضد غفونی کننده ها را خودتان بسازید.اگر مصرف موادی مثل
آب ژاول،ساولن،آب اکسیژنه ،الکل،بتادین،جوش شیرین،جوهر نمک و استون وآمونیاک و امثال آن در منزلتان زیاد است آنها را در مقادیر بیشتر و غلیظ از فروشگاهای مواد شیمیایی تهیه کرده و هنگام نیازمقداری از آن را رقیق کنید.این کار تا ده برابر هزینه شما را کاهش می دهد.

یخ خشک و کاربرد آن در زندگی

از آنجا که نقطه انجماد یخ خشک بسیار پایین است از آن برای انجماد و سرد سازی مواد غذایی،داروها و غیره استفاده می شود.
این ماده در دمای معمولی بدون اینکه به مایع تبدیل شود،مستقیما″ از حالت جامد به حالت گازی شکل در می آیدو بخار می شود.
به همین دلیل از یخ خشک برای تولید مه و بخاردر فیلمها برنامه های تلویزیونی صحنه تئاتر و غیره استفاده می شود

استفاده های سیلیسیم

ماسه دارای مقادیر زیادی از این ماده است.سیلیسیم عمدتا از دی اکسید سیلیسیم استخراج می شود که ترکیبی از اکسیژن و سیلیسیم است . با حرارت دادن دی اکسید سیلیسیم، اکسیژن جدا می شود و سیلیسیم به دست می آید.

 سیلیسیم در طبیعت بیشتر به صورت سیلیس و به حالت متبلور یافت می شود  کوارتز ، ژاسب و ماسه شکلهای مختلفی از سیلیس اند .

کوارتز، سیلیس متبلور و شفاف ; ژاسب نوعی سنگ قیمتی است.  ماسه نیز مخلوطی از سیلیس ناخالص و مواد دیگر است. سیلیکاتها ترکیبات دیگری از سیلیس ا ند که در صنایع مختلف کاربردهای فراوانی  دارند.

 میکا و آزبست هر دو نوعی سیلیکات ا ند. سیلیکاتها در صنعت شیشه سازی،تهیه کاغذ سمباده و ابزارهای نوری و الکترونیکی کاربرد دارند .

 از سیلیکات سدیم در تهیه صابون و رنگرزی استفاده می شود . سیلیسیم خالص در ساخت پیلهای نوری – برقی،  ترانزیستور و ابزارهای الکترونیکی مورد استفاده قرار می گیرد .

 از ترکیب سیلیسیم و کربن برای جلا دادن فلزات استفاده می شود .سیلیسیم در ساخت نیمه رساناها – که در زندگی روزمره کاربردهای فراوانی دارند – نیز به کار می رود.

استفاده از متانول در رایانه ها و تلفن ها

از آن جا که متانول به عنوان یک مایع، به علت جریان فراساختاری به آسانی جاری می شود، احتمالا به یکی از نخستین سوخت ها برای سلول ها ی تبدیل خواهد شد.

جیمز مک کراث ،پروفسور شیمی در ویر جینیاتک ،توضیح می دهد متانول که ساده ترین الکل است هنگامی که به عنوان سوخت به کار می رود  به کمک آب رقیق می شود. در یک سلول سوختی ،مولکول متانول – آب یک الکترون از دست می دهد .

 سپس آب و پروتون از غشای تبادل پروتونی می گذرند تا به محفظه ی دوم برسند . در این بخش است که آب و کربن دی اکسید به عنوان فراورده های جانبی تولید می شوند. مک کراث بر این باور است که سلول های سوختی مجهز به سوخت متانول را می توان پیش از سلول های سوختی مصرف کننده ی هیدروژن(به عنوان سوخت ) توسعه داد .

او می گوید : «با استفاده از جریان فراساختاری ،یک مایع آسان تر از یک گاز جاری می شود . »

متانول دارای غلظت مشابه با سیال های پاک کننده ی شیشه ی خودرو هاست و تقریبا  با همان غلظت انرژمورد نیاز رایانه ها و تلفن ها را فراهم می کند . مک کراث می گوید :«ظرفی از متانول به اندازه ی مخزن جوهر چاپگر یک رایانه  می تواند انرژی لازم یک دستگاه تلفن را به جای چند ساعت به مدت چند روز تامین کند.»

کاری از طاهره افرازه

سلام له همه ی بچه ها امیدوارم تا الان تابستان خوبی رو گذرونده باشید واقعا یه عذر خواهی به همتون بدهکاریم اخه بچه ها تابستون اپ نمی کنند اما یه خبر جدید هم واستون دارم مدرسه ما یه سایت ساخته اگه می خواهید به اون سایت سر بزنید اینجا کلیک کنید

نانو سیالات

 این یکی خیلی خیلی خوبه

استفاده از سیالات به منظور انتقال حرارت از سالها پیش مورد توجه بوده است. همچنین از سالها پیش مشخص شده بود که با اضافه نمودن ذرات جامد به صورت معلق به سیال پایه، انتقال حرارت افزایش خواهد یافت چرا که ضریب هدایت حرارتی این ذرات، صدها مرتبه بیشتر از سیالات پایه می‌باشد. در نتیجه انتظار می‌رود با استفاده از این ذرات در سیال پایه، انتقال حرارت سیال افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته باشد. ذرات جامدی که به این منظور مورد استفاده قرار می‌گیرند از انواع مختلفی نظیر ذرات فلزی، غیر فلزی و یا پلیمری می‌باشند. همانطور که عنوان شد این مسأله یعنی افزایش ضریب هدایت حرارتی سیال با افزودن ذرات ریز به سیال موضوع جدیدی نبوده و از حدود صد سال پیش در رابطه با ذرات میلی‌متری و میکرومتری مورد توجه قرار گرفته است.

 نانو سیالات:

با وجود افزایش انتقال حرارت توسط ذرات میکرومتری افزوده شده به سیال پایه،‌ استفاده از ذرات جامدی این ابعاد، مشکلاتی نیز ایجاد می‌نماید که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

- رسوب یا  ته نشینی ذرات (Sedimentation)

- سائیدگی(Erosion)

- مسدود نمودن لوله‌ها (Fouling )

- افزایش افت فشار در مجرای سیال (pressure drop of the flow channel)

پیشرفتهای صورت گرفته در تکنولوژی مواد امکان غلبه بر مشکلات فوق را با استفاده از نانو ذرات جامد فراهم کرده است. در واقع نانو سیالات را می‌توان با تعریفی اینچنین معرفی کرد:

سیالات حاوی ذرات معلق جامد که سبب ایجاد جهشی در پدیدة انتقال حرارت می‌شوند.

این نانو ذرات می‌توانند خواص انتقالی و حرارتی سیال پایه را تغییر دهند.

روش‌های تولید نانو سیالات

با توجه به اینکه موضوع مورد بحث، انتقال حرارت در نانو سیالات است، به طور خلاصه به روش تولید نانو سیالات پرداخته می‌شود. به طور عمده 2 روش برای تولید نانو سیالات متصور است

 

1)  روش دو مرحله‌ای (Two-step process)

 

مرحله نخست این روش شامل تولید نانو ذرات به صورت یک پودر خشک بوده که اغلب توسط کندانس نمودن با یک گاز بی اثر انجام می‌شود. در مرحلة بعد نانو ذرات تولید شده در سیال پخش می‌گردند.

نکتة اساسی در این روش تجمع نانو ذرات بر اثر چسبندگی آنها به همدیگر است که از معایب این روش به شمار می‌آید. شکل (1) این مطلب را به طور واضح نشان می‌دهد.

2) روش تک مرحله‌ای (Single-step process)

در این روش از یک مرحله که تبخیر مستقیم است استفاده می‌گردد. مزیت استفاده از این روش آن است که تجمع ذرات بر اثر چسبندگی آنها به یکدیگر به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته و به حداقل می‌رسد. شکل 2 گویای این موضوع می‌باشد.

نانوسیال

همچنین یک نکته اساسی در روش‌های تولید نانو سیالات ایجاد پایداری برای ذرات معلق جامد، با بهره‌گیری از خواص سطحی ذرات معلق و نیز پیشگیری از ایجاد خوشه‌ای ذرات است. در این راستا سه روش عمده وجود دارد:

1- تغییر میزان pH

2- استفاده از سورفکتانت‌ها (surface activators)

3- استفاده از ارتعاشات مافوق صوت یاسمن

شیمی فیزیک

 

بچه های عاشق شیمی و فیزیک بخونند

شیمی فیزیک (Physical chemistry) بخشی از علم شیمی است که در آن ، از اصول و قوانین فیزیکی ، برای حل مسائل شیمیایی استفاده می‌شود. به عبارت دیگر ، هدف از شیمی فیزیک ، فراگیری اصول نظری فیزیک در توجیه پدیده‌های شیمیایی است. برای آشنایی بیشتر با علم شیمی فیزیک ، باید با زیر مجموعه‌های این علم آشنا شویم و اهداف این علم را در دل این زیر مجموعه‌ها بیابیم.



تصویر

ترمودینامیک شیمیایی

تعیین سمت و سوی واکنش

ترمودینامیک شیمیایی در عمل ، برقراری چهارچوبی برای تعیین امکان پذیربودن یا خود به خود انجام شدن تحولی فیزیکی یا شیمیایی معین است. به عنوان مثال ، ممکن است به حصول معیاری جهت تعیین امکان پذیر بودن تغییری از یک فاز به فاز دیگر بطور خود به خود مانند تبدیل گرافیت به الماس یا با تعیین سمت و سوی خود به خود انجام شدن واکنشی زیستی که در سلول اتفاق می‌افتد، نظر داشته باشیم.

در حلاجی این نوع مسائل ، چند مفهوم نظری و چند تابع ریاضی دیگر بر مبنای قوانین اول و دوم ترمودینامیک و برحسب توابع انرژی گیبس ابداع شده‌اند که شیوه‌های توانمندی برای دستیابی به پاسخ آن مسائل ، در اختیار قرار داده‌اند.

تعادل

پس از تعیین شدن سمت و سوی تحولی طبیعی ، ممکن است علم بر میزبان پیشرفت آن تا رسیدن به تعادل نیز مورد توجه باشد. به عنوان نمونه ، ممکن است حداکثر راندمان تحولی صنعتی یا قابلیت انحلال دی‌اکسید کربن موجود در هوا ، در آبهای طبیعی یا تعیین غلظت تعادلی گروهی از متابولیتها ( Metabolites ) در یک سلول مورد نظر باشد. روشهای ترمودینامیکی ، روابط ریاضی لازم برای محاسبه و تخمین چنین کمیت‌هایی را بدست می‌دهد.

گرچه هدف اصلی در ترمودینامیک شیمیایی ، تجزیه و تحلیل در بررسی امکان خود به خود انجام شدن یک تحول و تعادل می‌باشد، ولی علاوه بر آن ، روشهای ترمودینامیکی به بسیاری از مسائل دیگر نیز قابل تعمیم هستند. مطالعه تعادلهای فاز ، چه در سیستم‌های ایده آل و چه در غیر آن ، پایه و اساس کار برای کاربرد هوشمندانه روشهای استخراج ، تقطیر و تبلور به عملیات متالوژی و درک گونه‌های کانی‌ها در سیستم‌های زمین‌ شناسی می‌باشد.

تغییرات انرژی

همین طور ، تغییرات انرژی ، همراه با تحولی فیزیکی یا شیمیایی ، چه به صورت کار و چه به صورت گرما مورد توجه جدی قرار دارند؛ این تحول ممکن است احتراق یک سوخت ، شکافت هسته اورانیوم یا انتقال یک متابولیت در بستر گرادیان غلظت باشد.

مفاهیم و روشهای ترمودینامیکی ، نگرشی قوی برای درک چنان مسائلی را فراهم می آورد که در شیمی فیزیک مورد بررسی قرار می‌گیرند.

تصویر

الکتروشیمی

تمام واکنش‌های شیمیایی ، اساسا ماهیت الکتریکی دارند؛ زیرا الکترونها ، در تمام انواع پیوندهای شیمیایی (به راههای گوناگون) دخالت دارد. اما الکتروشیمی ، بیش ار هر چیز بررسی پدیده های اکسایش- کاهش (Oxidation - Reduction) است. روابط بین تغییر شیمیایی و انرژی الکتریکی ، هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ عملی حائز اهمیت است.

از واکنش‌های شیمیایی می‌توان برای تولید انرژی الکتریکی استفاده کرد، (در سلولهایی که "سلولها یا پیلهای ولتایی" یا "سلولهای گالوانی" نامیده می‌شوند) و انرژی الکتریکی را می‌توان برای تبادلات شیمیایی بکار برد (در سلولهای الکترولیتی). علاوه بر این، مطالعه فرایندهای الکتروشیمیایی منجر به فهم و تنظیم قواعد آن گونی از پدیده های اکسایش- کاهش که خارج از این گونه سلولها یا پیلها روی می دهد نیز می‌شود.

سینتیک شیمیایی (Chemical Kinetic)

سینتیک شیمیایی عبارت از بررسی سرعت واکنش‌های شیمیایی است. سرعت یک واکنش شیمیایی را عوامل معدودی کنترل می‌کنند. بررسی این عوامل ، راههایی را نشان می‌دهد که در طی آنها ، مواد واکنش‌دهنده به محصول واکنش تبدیل می‌شوند. توضیح تفضیلی مسیر انجام واکنش بر مبنای رفتار اتم‌ها ، مولکول‌ها و یون‌ها را "مکانیسم واکنش" می‌نامیم.

در ترمودینامیک و الکتروشیمی ، کارها پیش‌بینی انجام واکنش بود؛ اما مشاهدات صنعتی ، نتایج ترمودینامیک شیمیایی را به نظر تایید نمی‌کند. در این حالت نبایستی فکر کنیم که پیش بینی ترمودینامیک اشتباه بوده است؛ چون ترمودینامیک کاری با میزان پیشرفت واکنش و نحوه انجام فرایندها ندارد. نظر به اهمیت انجام فرایندها از نظر بهره زمانی ، لازم است که عامل زمان در بررسی فرایندها وارد شود.

به عنوان مثال ، کاتالیزورهای بخصوصی به نام "آنزیم‌ها" در تعیین این که کدام واکنش در سیستمهای زیستی با سرعت قابل ملاحظه به راه بیافتد، عواملی مهم هستند. مثلا مولکول "تری فسفات آدنوزین" (Adnosine triphosphate) از لحاظ ترمودینامیکی در محلولهای آبی ناپایدار بوده و باید هیدرولیز گردیده و به "دی فسفات آدنوزین" و یک فسفات معدنی تجزیه شود. در صورتی که این واکنش در غیاب آنزیمی ویژه ، "آدنوزین تری فسفاتاز" ، بسیار کند می‌باشد.

در واقع همین کنترل ترمودینامیکی سمت و سوی واکنش‌ها به همراه کنترل سرعت آنها توسط آنزیمهاست که موجودیت سیستمی با تعادل بسیار ظریف ، یعنی سلول زنده را مقدور می‌سازد. بیشتر واکنش‌های شیمیایی طی مکانیسمهای چند مرحله‌ای صورت می‌گیرند. هرگز نمی‌توان اطمینان داشت که یک مکانیسم پیشنهاد شده ، بیانگر واقعیت باشد. مکانیسم واکنشها تنها حدس و گمانهایی بر اساس بررسیهای سینتیکی‌اند.

ارتباط شیمی فیزیک با سایر علوم

همانطور که عنوان شد و از نام شیمی فیزیک پیداست، این علم ، مسائل و پدیده‌های شیمیایی را با اصول و قوانین فیزیک توجیه می‌کند و ارتباط تنگاتنگی میان شیمی و فیزیک برقرار می‌کند. علاوه بر آن ، روابط بسیار پیچیده شیمیایی با زبان ریاضی ، مرتب و طبقه‌بندی شده و قابل فهم می‌گردد. بسیاری از پدیده‌های زیستی مانند سوخت و ساز مواد غذایی در سلولهای بدن با علم شیمی فیزیک توجیه می‌شود و این ، ارتباط شیمی فیزیک را با زیست شناسی و به تبع آن پزشکی بیان می‌کند.

بسیاری از پدیده های طبیعی که به صورت خود به خودی انجام می‌گیرد، همانند تبدیل خود به خودی الماس به گرافیت ، با علم شیمی فیزیک توجیه می‌شود.

تصویر

کاربردهای شیمی فیزیک

ارتباط شیمی فیزیک با سایر علوم ، کاربردهای اقتصادی و اجتماعی این علم را بیان می‌کند. به عنوان مثال ، با مطالعه الکتروشیمی ، به پایه و اساس پدیده‌های طبیعی مانند خوردگی فلزات پی برده و می‌توان از ضررهای اقتصادی و اجتماعی چنین پدیده‌هایی جلوگیری کرده و یا این پدیده‌ها را به مسیری مفید برای جامعه سوق داد. علاوه بر آن ، کاربرد قوانین ترمودینامیک مانند "نقطه اتکیتک" در جلوگیری از ضررهای جانی و مالی پدیده‌های طبیعی مانند یخ بندان بعد از بارش برف ، بسیار مفید می‌باشد (مخلوط کردن برف و نمک بر اساس نقطه اتکیتک).

فراموش نکنیم که تمامی باطری‌ها و پیلهایی که وسایل زندگی ما با نیروی آنها بکار گرفته می‌شوند، براساس قوانین شیمی فیزیک ساخته شده‌اند.
نظر یادتون نره هااااااااااااااااااا  یاسمن جوووووون

شیمی دارویی را بشناسیم

بچه ها اگه اژ جدیدمو نخونید ضرر کردید شیمی داروییه هااااااااااااا

تعاریف اولیه ‌از شیمی ‌دارویی

شیمی ‌دارویی ، جنبه‌ای از علم شیمی ‌است که درباره کشف ، تکوین ، شناسایی و تغییر روش اثر ترکیبات فعال زیستی در سطح مولکولی بحث می‌کند و تاثیر اصلی آن بر داروهاست، اما توجه یک شیمی‌دان دارویی تنها منحصر به دارو نبوده و بطور عموم ، دیگر ترکیباتی که فعالیت زیستی دارند، باید مورد توجه باشند. شیمی ‌دارویی ، علاوه بر این ، شامل جداسازی و تشخیص و سنتز ترکیباتی است که می‌توانند در علوم پزشکی برای پیشگیری و بهبود و درمان بیماریها بکار روند.

سیر تاریخی شیمی ‌دارویی

آغاز درمان بیماریها با دارو ،‌ در قدمت خود محو شده ‌است. اولین داروها منشاء طبیعی داشته و عمدتا از گیاهان استخراج می‌شدند و برای درمان بیماریهای عفونی بکار رفته‌اند. قرنها پیش از این ، چینی‌ها ، هندی‌ها و اقوام نواحی مدیترانه ، با مصارف درمانی برخی گیاهان و مواد معدنی آشنا بوده‌اند. به عنوان مثال ، برای درمان مالاریا از گیاه چه‌انگشان(Changshan) در چین استفاده می‌شد. اکنون ثابت شده ‌است که ‌این گیاه ، حاوی آلکالوئیدهایی نظیر فبریفوگین است.

سرخپوستان برزیل ، اسهال و اسهال خونی را با ریشه‌های اپیکا که حاوی آستن است، درمان می‌کردند. اینکاها از پوست درخت سین کونا ، برای درمان تب مالاریا استفاده می‌کردند. در سال 1823 ، کینین از این گیاه ‌استخراج شد. بقراط در اواخر قرن پنجم قبل از میلاد استفاده ‌از نمکهای فلزی را توصیه کرد و درمانهای طبی غرب را نزدیک به 2000 سال تحت نفوذ خود قرار داد.

تاریخ معرفی شیمی ‌دارویی به عنوان علم

اولین فارماکوپه در قرن 16 و قرنهای بعد منتشر شد. گنجینه عوامل دارویی سرشار از داروهای جدید با منشاء گیاهی و معدنی معرفی شدند. در اواخر قرن 19 ، شیمی ‌دارویی با کشف "پل ارلیش" که ‌او را پدر شیمی ‌درمانی جدید می‌نامند، در ارتباط با اینکه ترکیبات شیمیایی در برابر عوامل عفونی ویژه‌ای از خود سمیت انتخابی نشان می‌دهند، دچار یک تحول شگرف شد.

در همین دوران ، "امیل فیشر" ، نظریه قفل و کلید را که یک تغییر منطقی برای مکانیسم عمل داروها بود، ارائه داد. تحقیقات بعدی ارلیش و همکارانش ، منجر به کشف تعداد زیادی از عوامل شیمی ‌درمانی جدید شد که ‌از آن میان ، آنتی بیوتیک‌ها و سولفامیدها ، از همه برجسته‌تر بودند.


تصویر

جنبه‌های بنیادی داروها

سازمان بهداشت جهانی ، دارو را به عنوان « هر ماده‌ای که در فرایندهای دارویی بکار رفته و سبب کشف یا اصلاح فرایندهای فیزیولوژیک یا حالات بیماری در جهت بهبود مصرف کننده شود. » تعریف نموده ‌است و فراورده‌های دارویی را تحت عنوان « یک شکل دارویی که حاوی یک یا چند دارو همراه با مواد دیگری که در فرایند تولید به آن اضافه می‌شود. » معرفی می‌کند.

شکل داروها

بسیاری از داروها ، حاوی اسیدها و بازهای آلی می‌باشند. دلایل متعددی مبنی بر اینکه ‌این ترکیبات در داروسازی و پزشکی باید به فرم نمک مصرف شوند، عبارتند از :


  • اصلاح خصوصیات فیزیکوشیمیایی ، مانند حلالیت ، پایداری و حساسیت به نور و اثر بر اعضاء مختلف

  • بهبود نواحی زیستی از طریق اصلاح جذب ، افزایش قدرت و گسترش اثر

  • کاهش سمیت

کاربرد داروها

داروها بر اساس مقاصد خاصی بکار می‌رود که عبارتند از :


  1. تامین مواد مورد نیاز بدن ، مثل ویتامینها

  2. پیشگیری از عفونتها ، مثل سرمهای درمانی و واکسنها

  3. سمیت‌زدایی ، مانند پادزهرها

  4. مهار موقتی یک عملکرد طبیعی ، مانند بیهوش کننده‌ها

  5. تصحیح اعمالی که دچار اختلال شده‌اند و ... .

تصویر

فعالیت زیستی داروها

عملکرد داروها در سه مرحله مشاهده می‌شود :


  • تجویز دارو (فروپاشی شکل دارویی مصرف شده)

  • سینتیک دارو (جذب ، توزیع ، متابولیسم و دفع دارو)

  • نحوه ‌اثر دارو (پدیده‌های شیمیایی و بیو شیمیایی که باعث ایجاد تغییرات زیستی مورد نظر می‌شوند.)

دارو نماها

داروهایی هستند که ‌اثرات ویژه‌ای بر ارگانیسم دارند، اما درمان کننده بیماری خاصی نیستند. نمونه‌هایی از این داروها عبارتند از : مورفین (مسکن) ، کوکائین (بیهوش کننده) ، آتروپین (ضد تشنج) و ... . استفاده ‌از این داروها ممکن است به بهبودی یک بیماری عفونی میکروبی یا ویروسی کمک کند. اما دارو مستقیما روی ارگانیزم بیماری‌زا عمل نمی‌کند، در صورتی که در درمان شیمیایی عامل بیماری‌زا هدف اصلی است.

طبقه‌بندی داروها

داروها را بر اساس معیارهای گوناگون طبقه‌بندی می‌کنند که عبارتند از :


  1. ساختمان شیمیایی

  2. اثر فارماکولوژی

  3. مصارف درمانی

  4. ساختمان شیمیایی درمانی ، تشریحی

  5. مکانیسم عمل در سطح سلول

تصویر

نامگذاری داروها

هر دارو دارای سه یا چند نام می‌باشد که عبارتند از:


  1. شماره رمز یا رمز انتخابی

  2. نام شیمیایی

  3. نام اختصاصی غیر علمی ‌(تجاری)

  4. نام غیر اختصاصی ژنریک

  5. نامهای مترادف

نام شیمیایی دارو ، نامی ‌است که بدون ابهام ، ساختمان شیمیایی دارو را توصیف و آن را دقیق و کامل معرفی کند و بر اساس قوانین نامگذاری ترکیبات شیمیایی نامگذاری می‌شود.

یاسمن جون گل گلاب

شیمی الی

بچه ها می خواهید بدونید شیمی الی چیه اگه می خواهید اپ جدیدمو بخونید

  شیمی الی قسمتی از علم شیمی است که بررسی هیدرو کربن ها می پردازد . به همین دلیل به آن شیمی ترکیبات کربن نیز گفته می شود . واژه گمراه کننده «آلی» یادگار روزهایی است که مواد شیمیایی را بسته به این که از چه منبعی به دست می‌آمدند، به دو دسته معدنی و آلی تقسیم می‌کردند.
مواد معدنی آنهایی بودند که از معادن استخراج می‌شدند و مواد آلی آنهایی که از منابع گیاهی یا حیوانی یعنی از موادی که توسط موجودات زنده تولید می‌شدند، به دست می‌آمدند.
در واقع تا پیرامون سال 1850 بسیاری از شیمیدانان معتقد بودند، که خاستگاه مواد آلی باید زیستارها (موجودات زنده) باشند و در نتیجه این مواد را هرگز نمی‌توان از مواد معدنی سنتز نمود.
موادی که از منابع آلی به دست می‌آیند، در یک خصوصیت مشترکند: همه آنها دارای عنصر کربن هستند.
حتی پس از آن که مشخص شد این مواد لزوماً نبایستی از منابع زنده به دست آیند و می‌توان آنها را در آزمایشگاه سنتز کرد، باز هم مناسبت داشت تا نام آلی برای توصیف آنها و موادی همانند آنها حفظ شود. این تقسیم‌بندی بین مواد معدنی و آلی تا به امروز حفظ شده است.
امروزه اگر چه هنوز بسیاری از ترکیبات کربن به آسانی از منابع گیاهی و جانوری بدست می‌آیند، ولیکن بسیاری از آنها نیز سنتز می‌شوند. از ترکیبات گاهی از مواد معدنی مانند کربناتها و سیانیدها سنتز می‌شوند ولی غالباً از سایر مواد آلی تهیه می‌گردند.
دو منبع بزرگ مواد آلی که از آنها مواد آلی ساده تأمین می‌شوند، نفت و ذغال سنگ است. (هر دو اینها از مفهوم قدیمی «آلی» بوده و فراورده کافت گیاهان و جانوران هستند). این ترکیبات ساده به عنوان مصالح ساختمانی، در ساختن ترکیبات بزرگتر و پیچیده‌تر مصرف می‌شوند.
نفت و زغال سنگ سوختهای فسیلی هستند که در طی هزاران سال بر روی هم انباشته شده وغیر قابل جایگزینی هستند. این مواد - بویژه نفت - جهت رفع نیازهای انرژی که به طور دائم در حال افزایش است، با سرعت خطرناکی مصرف می‌گردند. امروزه کمتر از 10% نفت برای ساختن مواد شیمیائی مصرف می‌شود و قسمت اعظم آن برای تولید انرژی سوزانده می‌شود. خوشبختانه منابع دیگری برای ایجاد نیرو از قبیل منبع خورشیدی، گرمای زمین، باد، امواج، کشند و انرژی هسته‌ای وجود دارد.
اما چگونه می‌توان منبع دیگری به جای مواد آلی پیدا نمود؟ البته در نهایت باید به جایی که سوختهای سنگواره‌ای از آنجا ناشی می‌شوند یعنی توده زیستی برگشت نمود، اما این بار به طور مستقیم وبدون دخالت هزاران سال. توده زیستی قابل تجدید است و چنانچه به طور مناسب مصرف شود، تا زمانی که ما بر روی این سیاره بتوانیم وجود داشته باشیم آن هم باقی می‌ماند. در ضمن می‌گویند که نفت با ارزش‌تر از آن است که سوزانده شود.
چه خصوصیتی در ترکیبات کربن وجود دارد که آنها را از ترکیبات مربوط به صد و چند عنصر دیگر جدول تناوبی متمایز می‌سازد؟ لااقل قسمتی از این جواب به نظر می‌رسد که چنین باشد: تعداد بسیار زیادی از ترکیبات کربن وجود دارند که مولکولهای آنها می‌توانند بسیار بزرگ و پیچیده باشد.
تعداد ترکیباتی که دارای کربن هستند چندین برابر بیشتر از تعداد ترکیبات بدون کربن می‌باشد. این مواد آلی در خانواده‌های مختلف قرار می‌گیرند، و معمولاً در بین مواد معدنی، همتایی ندارند.
مولکولهای آلی شامل هزاران اتم شناخته شده‌اند، و ترتیب قرار گرفتن اتمها حتی در مولکولهای نسبتاً کوچک بسیار پیچیده است. یکی از مسایل اصلی در شیمی آلی، آگاهی از طرز قرار گرفتن اتمها در مولکولها و یا تعیین ساختمان ترکیبات است.
راه‌های زیادی برای شکستن این مولکولهای پیچیده و یا نوآرایی آنها برای ایجاد مولکولهای جدید وجود دارد؛ روشهای مختلفی برای اضافه نمودن اتمهای جدید به این مولکولها و یا جایگزین نمودن اتمهای جدید به جای اتمهای قدیم وجود دارد. بخش کلان شیمی آلی به پژوهش در مورد این واکنشها اختصاص دارد، یعنی تشخیص این که این واکنشها کدامند، چگونه انجام می‌شوند و چگونه می‌توان از آنها برای سنتز یک ترکیب دلخواه استفاده نمود.
چه ویژگی در اتم کربن وجود دارد که می‌توان این همه ترکیب را از آن ساخت؟ جواب این سوال را آگوست ککوله در سال 1854 در حالی که سوار بر اتوبوسی در لندن بود، یافت.
«در یک عصر دلپذیر تابستان با آخرین اتوبوس برمی‌گشتم؛ خیابانهای شهر بر خلاف بقیه ساعات که شلوغ و پر از جنب و ‌جوش است، خلوت و آرام بود، در این حال من در خود فرورفتم! اتمها در برابر چشمانم به جست و خیز مشغول بودند ... من دیدم که چگونه همواره دو اتم کوچکتر با یکدیگر متحد شده، تشکیل زوج می‌دهند، چگونه یک اتم بزرگتر دو اتم کوچکتر را در آغوش می‌گیرند و چگونه اتم بزرگتر سه یا چهار اتم کوچکتر را نگاه می‌دارد، در عین حال همه آنها در جنبش و رقص بودند. من دیدم که چگونه بزرگترها زنجیری میساختند ... بخشی از شب را صرف نمودم تا چیزهایی را که در رؤیا دیده بودم بر روی کاغذ بیاورم». آگوست ککوله، 1890
اتمهای کربن می‌توانند به میزانی که برای اتم هیچ عنصر دیگری مقدور نیست، به یکدیگر متصل شوند. اتمهای کربن می‌توانند زنجیرهایی شامل هزاران اتم و یا حلقه‌هایی با اندازه‌های متفاوت ایجاد نمایند؛ زنجیرها و حلقه‌ها می‌توانند دارای شاخه و پیوندهای عرضی باشند. به اتمهای کربن این زنجیرها و حلقه‌ها، اتمهای دیگری که عمدتاً هیدروژن و همچنین فلوئور، کلر، برم، ید، اکسیژن، نیتروژن، گوگرد، فسفر و سایر اتمهای گوناگون میپیوندد.
هر آرایش مختلف از اتمها مربوط به ترکیب متفاوتی است، و هر ترکیب یک رشته ویژگیهای شیمیایی و فیزیکی ویژه خود را دارد. از این رو غیرمنتظره نیست که امروزه بیشتر از ده میلیون ترکیب شناخته شده کربن وجود داشته باشد و هر سال به این تعداد نیم میلیون ترکیب تازه افزوده گردد. تعجب‌آور نیست که بررسی این ترکیبات، رشته ویژه ای را در شیمی به خود اختصاص دهد.
شیمی آلی اهمیت فوق‌العاده زیادی در تکنولوژی دارد و در واقع، شیمی رنگدانه‌ها و داروها، کاغذ و جوهر، رنگهای نقاشی و پلاستیکها، بنزین و تایرهای لاستیکی است؛ همچنین، شیمی غذایی است که می‌خوریم و لباسی است که می‌پوشیم.
شیمی آلی شالوده زیست شناسی و پزشکی است. ساختمان موجودات زنده، به غیر از آب، عمدتاً از مواد آلی ساخته شده‌اند؛ مولکولهای مورد بحث در زیست شناسی مولکولی همان مولکولهای آلی هستند. زیست شناسی در مقیاس مولکولی همان شیمی آلی است.
شاید دور از انتظار نباشد که بگوئیم ما در عصر کربن زندگی می‌کنیم. هر روزه، روزنامه‌ها ذهن ما را متوجه ترکیبات کربن نظیر کلسترول و چربیهای اشباع نشده، هورمونها و استروئیدها، حشره کشها و فرومونها، عوامل سرطانزا و شیمی درمانی، DNA و ژنها می‌نمایند. به خاطر نفت، جنگها به راه افتاده است.
وقوع دو فاجعه بشریت را تهدید می‌کند و هر دو ناشی از تجمع ترکیبات کربن در جو است؛ یکی نازک شدن لایه ازون که عمدتاً به واسطه وجود کلروفلوئورو کربنها است و دیگری پدیده گلخانه که به خاطر حضور متان، کلروفلوئور و کربنها و سرآمد همه کربن دی‌اکسید است.
شاید به همین مناسبت بوده است که مجله Science در سال 1990، الماس را که یکی از فرمهای آلوتروپی کربن است به عنوان مولکول سال انتخاب کرده است. و مولکول آلوتروپ تازه‌یاب فولرن باکمینستر کربن 60 (buckminsterfullerene-C60) است که هیجان بسیاری را در دنیای شیمی ایجاد کرده است، هیجانی که از «زمان ککوله تاکنون» دیده نشده است.
در بحث شیمی آلی ، آموختن اعداد یونانی و پیشوند های اعداد یونانی به عنوان یک پیش نیاز مطرح می گردد . این اعداد در نام گذاری انواع هیدرو کربن ها مصرف دارند

سلامتی در شیمی

بچه امروز یه مطلب توژ دارم حالشو ببرید

در روغن تازه کاملاْ طبیعی زیتون(تصفیه نشده)ترکیبی یافت می شود که خاصیت و فعالیت دارویی مشابه ایبو پروفن داردکه به عنوان داروی ضددردو تورم به کار می رود.این پدیده که خاصیت خوب و گوناگون استفاده از روغن زیتون را نشان می دهد توسط بوشان زیست شناس مرکزشیمیایی مائل در فیلادلفیای آمریکا به طور اتفاقی کشف شدوی متوجه شد که روغن زیتون کاملاْ طبیعی و خالص همان طعم بلعیدن ایبو پروفن را در گلو به وجود می آورد . یاسمن جون


تخریب لایه اوزون

لایه اوزون می‌تواند در حضور کلر ، فلوئور و یا برم تخریب شود که عمدتا به آن سوراخ اوزون گفته می‌شود. این عناصر در برخی ترکیبات پایدار بخصوص کلرو فلوئورو کربنها (CFC) که به استراتوسفر راه یافته‌اند یافت می‌شوند که بوسیله فعالیت نور فرابنفش روی آنها تجزیه می‌شوند. گازهای نامبرده از هوا چگال‌ترند، به همین خاطر در سطح زمین پخش می‌شوند و تقریبا با اکثر مواد آلی واکنش می‌دهند. کلر اتمی این توانایی را دارد که به مولاریته اوزون را به اندازه تقریبا100000 برابر کاهش بدهد.

تراکم اوزون اتمسفری در لایه اوزون توسط یک عامل مهم جهانی تغییر می‌کند و آن دلیل این است که لایه اوزون در نزدیکی استوا ضخیمتر و در نزدیکی قطبها نازکتر است. ضخامت لایه‌های اوزون در نیمکره شمالی در سال تقریبا 4% کاهش می‌یابد. حدود 4.6% از سطح زمین بوسیله لایه اوزون پوشیده نمی‌شود که به آنها سوراخ اوزونی گفته می‌شود. سوئدیها در 23 ژانویه 1978 اولین مردمانی بودند که مصرف افشانه‌ها را به دلیل صدمه زدن به لایه اوزون ممنوع کردند. در دوم آگوست 2003 دانشمندان اعلام کردند که فرسایش لایه اوزون به سبب ممنوعیت استفاده از کلرو فلوئورو کربنها در حال کاهش است.

چه کارخانه‌هایى بر روى اوزون تأثیر مى‌گذارند؟

کارخانجات مصرف کننده عمده گازهاى مخرب لایه اوزون در ایران ، عبارتند از: صنایع برودتى و سردکننده‌ها و سازندگان یخچالها و فریزرهاى خانگى ، صنعتى و تجارى ، صنایع ابر و اسفنج سازى ، بخش دفع آفات کشاورزى و سیستمهاى تهویه مطبوع ، کپسولهاى اطفاى حریق ، حلال اسپریهاى پاک کننده قطعات الکترونیکى و در ساخت کولر اتومبیلها.

ضرورت حفاظت از لایه اوزون

اگر لایه اوزون از بین برود، زندگی از کره زمین رخت بر خواهد بست. با از بین رفتن لایه حیاتی اوزون ، نسل بشری ، پوشش گیاهی و حیات جانوری در مدت کوتاهی به صورت اسفباری منقرض خواهد گردید. در حال حاضر که این لایه آسیب دیده است، تشعشعات ماورای بنفش که به زمین می‌رسد شدت یافته و این مسأله باعث ایجاد سرطانهای پوست ، تضعیف مکانیزم دفاعی و ایمنی بدن انسان و همچنین ایجاد آب مروارید گردیده است. علاوه بر آن به علت آسیب دیدن لایه اوزون کل نظام زیست محیطی (اکوسیستم) در سراسر پهنه گیتی دچار ناهماهنگی و عدم توازن جدی و فزاینده شده است.

پیامدهای ناشی از تخریب لایه اوزون

تخریب و سوراخ شدن لایه اوزون باعث عبور غیر قابل کنترل تابش فرابنفش خورشیدی می‌شود که سبب افزایش دمای زمین و ذوب یخهای قطبی و افزایش آب دریاها شده که در نهایت به زیر آب رفتن خشکیها می‌انجامد و نیز موجب سوختگی پوست ، ابتلا به سرطان پوست و بیماریهای چشمی ، همچنین وارد آمدن خسارت عمده به جانوران و گیاهان می‌شود و بالاخره باعث انقراض زندگی تمام موجودات می‌شود.

کارهاى حفاظتى که مردم باید انجام دهند چیست؟

کارهاى حفاظتى در برابر تابش فرابنفش خورشید، که مردم بایستى انجام دهند عبارتند از:


  • استفاده از عینکهاى آفتابى ضد اشعه B-UV بخصوص براى کسانى که به جهت شغلى مجبورند مدت زیادى را در تماس با تابش خورشید باشند.
  • استفاده از کلاههاى لبه دار بزرگ جهت محافظت از پوست صورت و گردن در برابر تابش
  • استفاده از پوشش کامل بخصوص دستها در برابر تابش
  • بیشترین شدت تابش UV-B در اواسط روزهاى (۱۱ صبح الى ۲ بعد از ظهر) فصل تابستان به سطح زمین مى‌رسد، لذا بهتر است در این ساعات کمتر در معرض تابش قرار گیریم.
  •  

    لایه اوزون چیست؟

    لایه اوزون لایه محافظ حساسی از گاز طبیعی O3 است که در استراتوسفر (حدود 25 الی 40 کیلومتری سطح زمین) یافت می‌شود. این گاز نجات بخش با جذب و کاهش اثرات مخرب امواج پر انرژی ماورای بنفش خورشید همانند صافی کره زمین را از اثرات تخریبی امواج آسیب‌زا مصون و محفوظ نگه می‌دارد. اوزون (Ozone) گازی است به فرمول O3 که مولکولهای آن از پیوند یافتن سه اتم اکسیژن با یکدیگر تشکیل شده‌است.

    ساختار لایه اوزون

    کنت مارکهام ، شیمیدانی در سازمان تحقیقات علمی و صنعتی نیوزلند نمونه‌هایی از نوع خزه را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد که نام علمی‌اش بریوم آرژانتئوم است. این نمونه‌ها از منطقه دریایی راس جمع آوری و طی سالهای 1957 تا 1989 نگهداری شده‌اند. مارکهام در جستجوی ترکیباتی به نام فلاوونوئید بود که رنگدانه‌های گیاهی هستند. پژوهشهای اخیر نشان داده‌اند که فلاوونوئید دارای یک خاصیت مهم یعنی "محافظت در برابر نور" است. این ترکیب هنگامی در گیاهان پدید می‌آید که بویژه در معرض تابش پر انرژی نور فرا بنفش قرار می‌گیرند، یعنی در معرض گستره‌ای از طول موجهایی که غالباً بر اثر رقیق شدن لایه اوزون (استراتوسفر) تأثیرشان شدیدتر می‌شود.

    فلاوونوئیدها در برابر اندک افزایشی در تابش نور فرابنفش بسیار حساس‌اند. بنابراین ، غلظت آنها با میزان نور فرابنفش به صورت خطی تغییر می‌یابد، بدین معنی که دو برابر شدن غلظت نور فرابنفش باعث دو برابر شدن غلظت فلاوونوئید می‌شود. کنت مارکهام مقدار فلاوونوئید را در نمونه‌های خزه‌ای که در اختیار داشت، اندازه‌ گیری کرد.

    نتیجه‌های بدست آمده وجود حفره اوزون را که در دهه 80 اعلام شده بود، تأیید کردند. آنگاه مارکهام ، مقدار اوزون رسیده به زمین بین سالهای 1964 و 1986 را در قطب جنوب اندازه‌ گیری کرد. او این اندازه‌ گیری را با مقدار فلاوونوئید نمودار خود در همان مدت مقایسه کرد و بدین نتیجه رسید که این مقدارها تقریباً تصویر آینه‌ای یکدیگرند.

    فلاوونوئیدها ، ترکیباتی هستند که گیاهان را از آسیب نور خورشید محفوظ می‌دارند. غلظت آنها در خزه ، هنگامی که اوزون رقیق باشد، زیاد و هنگامی که اوزون به مقدار کافی باشد کم است. بنابر نظریه مارکهام ، حتی مقدار زیاد و غیر منتظره تابش نور فرابنفش در میانه دهه 60 ، که داده‌های مربوط به فلاوونوئیدها نشان می‌دادند، به صورت کاهش میزان اوزون و در همان موقع مشاهده می‌شود.

    ضرورت حفاظت از لایه اوزون

    اگر لایه اوزون از بین برود، زندگی از کره زمین رخت بر خواهد بست. با از بین رفتن لایه حیاتی اوزون ، نسل بشری ، پوشش گیاهی و حیات جانوری در مدت کوتاهی به صورت اسفباری منقرض خواهد گردید. در حال حاضر که این لایه آسیب دیده است، تشعشعات ماورای بنفش که به زمین می‌رسد شدت یافته و این مسئله باعث ایجاد سرطانهای پوست ، تضعیف مکانیزم دفاعی و ایمنی بدن انسان و همچنین ایجاد آب مروارید گردیده است. علاوه بر آن به علت آسیب دیدن لایه اوزون کل نظام زیست محیطی (اکوسیستم) در سراسر پهنه گیتی دچار ناهماهنگی و عدم توازن جدی و فزاینده شده است.

    img/daneshnameh_up/6/61/595.jpg
    عوامل مخرب لایه اوزون
     

     

    عوامل کلیدی مؤثر در رقیق شدن اوزون عبارتند از : آزمایش بمبهای اتمی در جو زمین ، و شار اندک ذراتی از خورشید (که با میانه دوره 11 ساله لکه‌های خورشیدی متناظر است) ، نوسان شبه دو ساله فورانهای آتشفشان ، مصرف متوالی کلرو فلوئورو کربن (این گازها در حکم حلال در انواع افشانه‌ها به کار می‌روند تحت نام کلی CFC (سی اف سی) معروفند که نمونه آنها گاز فرئون (Freon) یخچالهاست.) در انواع افشانه‌های آرایشی و بسیاری از صنایع شیمیایی.

    پیامدهای ناشی از تخریب لایه اوزون

    تخریب و سوراخ شدن لایه اوزون باعث عبور غیر قابل کنترل تابش فرابنفش خورشیدی می‌شود که سبب افزایش دمای زمین و ذوب یخهای قطبی و افزایش آب دریاها شده که در نهایت به زیر آب رفتن خشکیها می‌انجامد و نیز موجب سوختگی پوست ، ابتلا به سرطان پوست و بیماریهای چشمی ، همچنین وارد آمدن خسارت عمده به جانوران و گیاهان می‌شود و بالاخره باعث انقراض زندگی تمام موجودات می‌شود.

    چگونگی جلوگیری از بحران لایه اوزون

    تحلیل میزان فلاوونوئیدها ممکن است اطلاعاتی راجع به مقدار اوزون در مناطق مختلف قطب جنوب و جاهای دیگر بدست دهد. بنابر نظر مارکهام "وجود این گیاهان نوعی امیدواری را برای نگاه کردن به پیش از سال 1956 در پی یافتن نشانه‌های رقیق شدن در اوزون و نیز برای پاسخ دادن به این پرسش پدید می‌آورد که آیا رقیق شدن لایه اوزون در میانه دهه 60 در سایر منطقه‌های قطب جنوب واقع شده است یا نه ." اگر چنین باشد، ما باید در این باره که چرا چنین وقایعی روی داده است، تجدید نظر کنیم. شاید هم نظریه کلرو فلئورو کربن بیش از حد مبتنی بر ساده اندیشی باشد.

سیده طوبی حسینی

مطمئنا به درد بخوره

میوه ها و سبزیجات در قرآن

در قرآن, اين ميوه ها و سبزيجات نام برده شده اند: خرما, انگور, زيتون, انار, موز, انجير, خيار, سير, عدس و پياز. تعدادي از آياتي که اين لغات در آنها تکرار شده اند, در اينجا آورده شده اند

۱- سوره: ۶ , آیه: ۱۴۱

و اوست كسى كه باغهايى با داربست و بدون داربست و خرمابن و كشتزار با ميوه‏هاى گوناگون آن و زيتون و انار شبيه به يكديگر و غير شبيه پديد آورد از ميوه آن چون ثمر داد بخوريد و حق [بينوايان از] آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهيد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد

۲- سوره: ۱۳ , آیه: ۴

و در زمين قطعاتى است كنار هم و باغهايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه كه با يك آب سيراب مى‏گردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مى‏دهيم بى گمان در اين [امر نيز] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند دلايل [روشنى] است

۳- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مى‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مى‏كنند نشانه‏اى است

۴- سوره: ۵۶ , آیه: ۲۹

و درختهاى موز كه ميوه‏اش خوشه خوشه روى هم چيده است

۵- سوره: ۹۵ , آیه: ۱

سوگند به انجير و زيتون

۶- سوره: ۲ , آیه: ۶۱

و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مى‏روياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پست‏تريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواسته‏ايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند

۷- سوره: ۱۹ , آیه: ۲۵

و تنه درخت‏خرما را به طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مى‏ريزد

(شیخی)

بدو بدو ستاره ه ه ه ه

atefe.net/wp-

بچه ها ستاره ها رو ببینید  یاسمن

یکی از بهترین اخبار

کشف نخستین موجود زنده سم زی!!

ترجمه: شادی حامدی آزاد
این کشفِ بزرگ نه فقط تغییری بنیادین در کتاب‌های آموزش زیست‌شناسی پدید خواهد آورد بلکه شیوه‌های جست‌و‌جو کردن به دنبال موجودات فرازمینی را دگرگون خواهد کرد. حالا می‌دانیم آنچه پیش از این دربارهٔ حیات می‌دانسته‌ایم کامل نبوده است...
پژوهشی در حوزهٔ اخترزیست‌شناسی، که با بودجهٔ ناسا انجام شد، دانش بنیادین ما را دربارهٔ اجزای سازندهٔ حیاتِ شناخته شده روی زمین دگرگون کرد. پژوهشگرانی که آزمایشهایی را در محیط خشن دریاچهٔ مونو در کالیفرنیا انجام می‌دادند نخستین ریزجاندار (میکرواُرگانیسم) را یافته‌اند که با استفاده از مادهٔ شیمیایی سمّی آرسنیک زندگی و رشد می‌کند. این ریزجاندار، آرسنیک را جانشین فسفر در اجزای سلولی خود کرده است. 

اِد وایلر، یکی از دانشمندان ناسا، می‌گوید: «تعریف حیات گسترش پیدا کرده است. همینطور که تلاش‌هایمان را برای کشف نشانه‌هایی از حیات در منظومهٔ شمسی پی می‌گیریم باید گسترده‌تر و متنوع‌تر هم بیاندیشیم و حیاتی را در نظر بگیریم که شاید آن را نمی‌شناسیم». 

این کشفِ نوعی دیگر از آرایش در زیست شیمی، کتابهای زیست‌شناسی را تغییر و حوزه‌های جست‌و‌جو به دنبال حیات در فراسوی زمین را نیز گسترش خواهد داد. 

کربن، هیدروژن، نیتروژن، اکسیژن، فسفر، و گوگرد، شش سنگ بنای اصلی همهٔ شکل‌های شناخته شدهٔ حیات روی زمین‌اند. فسفر بخشی از چارچوب اصلی مولکولهای دی ان‌ای (DNA) و آر ان‌ای (RNA) است؛ یعنی ساختارهایی که حامل دستورالعمل‌های ژنتیکی برای حیات‌اند و جزئی ضروری برای همهٔ سلول‌های زنده محسوب می‌شوند. 

فسفر جزء مرکزی هر مولکولِ حامل انرژی در همهٔ سلول‌ها (آدِنوزین تریفسفات) و نیز فسفولیپیدهایی است که غشاءهای سلولی همهٔ موجودات زنده را می‌سازند (فسفولیپید نوعی لیپید است که از یک مولکول گلیسرول، دو ملکول اسید چرب، و یک مولکول فسفات تشکیل شده است). آرسنیک، که از نظر شیمیایی شبیه فسفر است، برای اغلب موجودات زندهٔ روی زمین سمّی است. آرسنیک مسیرهای سوخت وساز را مختل م
فاطمه شیخی

عجایب هفت‌گانه

عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند.

نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...


تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:

منبع

  • کتاب عجایب هفتگانه جهان نوشته هانس رایشهارت ترجمه بهروز بیضایی موسسه انتشارات قدیانی
    توسط بارونی

سوالات عربی

 سؤالات امتحانات نوبت اول


  1 – ترجم بالفارسية

الف) هَبْ لي حُكْماً و الْحِقْني بالصّالحين
ب) نَحْنُ اجْتَمَعْنا هُنا لكتريم تلميذ مثاليّ
ج) انّ عاقبتَ فانتَ المُنصف
د) لماذا لا تبادرون ببناء المستشفي
 



  2 – اكمل الفراغ مناسباً للضمير

مضارع(كرم) هم هن هما باب انتما انتن انتم
      افعال      
 


  3 – ترجم الكلمات التالية

بالعربية:
آستين:
گوارا باد :

بالفارسيه :
المألوفة :
لا تجزعي :
 



  4 – اكمل الجدول التالي :

ماضي ماضي منفي مضارع مضارع منفي نهي
    تَصرُخينَ    
 


  5 – عيّن اعراب الكلمات التي اشير اليها بخطٍ

الف) شربَ الطفّل الماء
ب) العلمُ مفيدٌ
 



  6 – وزن كلمات روبرو را بنويسيد :

انتظار
مفْتاح
 



  7 – پاسخ كوتاه بدهيد :

الف) فعل تَضارَبَ ماضي است يا مضارع ؟
ب) باب تفعيل چند حرف زائد دارد؟
ج) ملاك تشخيص مجرد يا مزيد بودن فعل كدام صيغه است؟
د) همزه فعل امردر باب افعال چه حركتي دارد؟
 



  8 – كلمات زير از چه باب هايي هستند؟

يَسْتضعفُونُ
جاهدي
تبسّم
يتعارضُ
 



  9 – اسم فاعل و اسم مفعول بسازيد

ثلاثي مزيد (اعْتَمَد)
اسم فاعل:
اسم مفعول:

ثلاثي مجرد (كَتَبَ)
اسم فاعل:
اسم مفعول:
 



  10 – عيّن نوع المشتق:

بديع :
منجمد:
افْضلْ:
رنّان:
 



  11 – در جمله «انتما تشكرون ربكما» ضميرهاي زير را مشخص كنيد:

الف) ضمير متصل فاعلي
ب) ضمير متصل به هر سه قسم كلمه:
ضمير منفصل :
 



  12 – در جمله زير به جاي هُوَ، أنتَ قرار دهيد و جمله را بازنويسي كنيد و تغييرات لازم را بدهيد.

هُوَ يَشكُرُ ربّهُ  



  13 – عيّن الصحيح في التحليل الصرفي الكلمات الّتي تحتها خطّ
قالت الفراسةُ الصغيرة للطبيعة

قالت :
الف) ماضٍ ، للغائب، مجرد، ثلاثي
ب) فعل مضارع ، للمخاطبة ، مزيد ثلاثي
ج) فعل ماضٍ ، للغائبة ، مجرد ثلاثي

الصغيرةُ : الف) اسم، مثني ، مؤنث ، مشتق
ب) اسم مفرد، مذكر ، جامد
ج) اسم ، مفرد ، مؤنث ( صفت مشبهه)
 



  14 – ترجمه آيات زير را كامل كنيد :

الف) يا ايّهاالناسُ اعْبدوا ربكّم و لذي خلَقَكُمْ
اي مردم ، پروردگار ........را كه ........را آفريده است پرستش كنيد

ب) يا ايّها المدثّر فاَنذر و ربَكَّ فكبّر
اي جامه در سر كشيده، ، برخيز و بيم ده و پروردگارت را .......

ج) و يَخْرُجُ مِنْهُما اللؤلؤ المرجانُ
از هر دو دريا مرواريد مرجان ..............

15 – اُكتب الكلمات التالية مع ضمير « الياء»
أَمرَ
مدرسة
 

توسط راضیه

تاریخچه شیمی

واژه شیمی خود داستان درازی دارد. ریشه این نام در واژه کیمیا است. خاستگاه واژه کیمیا از زبان پارسی باستان است. این واژه و داستان دانش شگفت انگیز پشت آن به همراه دانشش به زبان عربی نوشته شد و اروپاییان با این واژه و دانش آن از راه مسلمانان آشنا شدند و این دانش را با نام alchemy شناختند. آنگاه آن را در میان خود پروردند تا در سده‌های نزدیک به ریخت فرانسه شیمی به زبان ما بازگشت. دانش شیمی به دو گرایش شیمی محض و شیمی کاربردی تقسیم می‌شود.علم شیمی از ابتدا تا کنون به ۵ دوران تقسیم می‌شود ۱.دوران رشد کارهای تجربی ۲.دوران رشد جنبه‌های تئوری شیمی ۳.دوران کیمیا گری ۴.دوران اصل اتش ۵.دوران شیمی مدرن

[ویرایش] نگاه گذرا

تئوری اتمی پایه و اساس علم شیمی است. این تئوری بیان می‌دارد که تمام مواد از واحدهای بسیار کوچکی به نام اتم تشکیل شده‌اند. یکی از اصول و قوانینی که در مطرح شدن شیمی به عنوان یک علم تأثیر به‌سزایی داشته، اصل بقای جرم است. این قانون بیان می‌کند که در طول انجام یک واکنش شیمیایی معمولی، مقدار ماده تغییر نمی‌کند. (امروزه فیزیک مدرن ثابت کرده که در واقع این انرژی است که بدون تغییر می‌ماند و همچنین انرژی و جرم با یکدیگر رابطه دارند.)

این مطلب به طور ساده به این معنی است که اگر ده‌هزار اتم داشته باشیم و مقدار زیادی واکنش شیمیایی انجام پذیرد، در پایان ما همچنان بطور دقیق ده‌هزار اتم خواهیم داشت. اگر انرژی از دست رفته یا به‌دست‌آمده را مد نظر قرار دهیم، مقدار جرم نیز تغییر نمی‌کند. شیمی کنش و واکنش میان اتم‌ها را به تنهایی یا در بیشتر موارد به‌همراه دیگر اتم‌ها و به‌صورت یون یا مولکول (ترکیب) بررسی می‌کند.

این اتم‌ها اغلب با اتم‌های دیگر واکنش‌هایی را انجام می‌دهند. (برای نمونه زمانی‌که آتش چوب را می‌سوزاند واکنشی است بین اتم‌های اکسیژن موجود در هوا که نور بر روی مواد شیمیایی فیلم عکاسی ایجاد می‌کند شکل می‌گیرد.)

یکی از یافته‌های بنیادین و جالب دانش شیمی این بوده‌است که اتم‌ها روی‌هم‌رفته همیشه به نسبت برابر با یکدیگر ترکیب می‌شوند. سیلیس دارای ساختمانی است که نسبت اتم‌های سیلیسیوم به اکسیژن در آن یک به دو است. امروزه ثابت شده‌است که استثناهایی در زمینهٔ قانون نسبت‌های معین وجود دارد(مواد غیر استوکیومتری).

یکی دیگر از یافته‌های کلیدی شیمی این بود که زمانی که یک واکنش شیمیایی مشخص رخ می‌دهد، مقدار انرژی که بدست می‌آید یا از دست می‌رود همواره یکسان است. این امر ما را به مفاهیم مهمی مانند تعادل ، ترمودینامیک می‌رساند.

شیمی فیزیک بر پایهٔ فیزیک پیشرفته (مدرن) بنا شده‌است. اصولاً می‌توان تمام سیستم‌های شیمیایی را با استفاده از تئوری مکانیک کوانتوم شرح داد. این تئوری از لحاظ ریاضی پیچیده بوده و عمیقاً شهودی است. به هر حال در عمل و بطور واقعی تنها بررسی سیستم‌های سادهٔ شیمیایی قابل بررسی با مفاهیم مکانیکی کوانتوم امکان‌پذیر است و در اکثر مواقع باید از تقریب استفاده کرد(مانند تئوری کاری دانسیته). بنابراین درک کامل مکانیک کوانتوم برای تمامی مباحث شیمی کاربرد ندارد؛ زیرا نتایج مهم این تئوری (بخصوص اربیتال اتمی) با استفاده از مفاهیم ساده‌تری قابل درک و به‌کارگیری هستند.

با اینکه در بسیاری موارد ممکن است مکانیک کوانتوم نادیده گرفته شود، اما از مفهوم اساسی آن، یعنی کوانتومی کردن انرژی، نمی‌توان صرف نظر کرد. شیمی‌دان‌ها برای بکارگیری کلیه روش‌های طیف نمایی به آثار و نتایج کوانتوم وابسته‌اند. علم فیزیک هم ممکن است مورد بی توجهی واقع شود، اما به هر حال برآیند نهایی آن (مانند رزونانس مغناطیسی هسته‌ای) پژوهیده و مطالعه می‌شود.

یکی دیگر از تئوری‌های اصلی فیزیک مدرن که نباید نادیده گرفته شود نظریه نسبیت است. این نظریه که از دیدگاه ریاضی پیچیده‌است، شرح کامل فیزیکی علم شیمی است. مفاهیم نسبیتی تنها در برخی از محاسبات خیلی دقیق ساختمان هسته، به‌ویژه در عناصر سنگین‌تر، کاربرد دارند و در عمل تقریباً با شیمی پیوند ندارند.

بخش‌های اصلی دانش شیمی عبارت‌اند از:

  • شیمی تجزیه، که به تعیین ترکیبات مواد و اجزای تشکیل دهنده آن‌ها می‌پردازد.
  • شیمی آلی، که به مطالعهٔ ترکیبات کربن‌دار، غیر از ترکیباتی چون دو اکسید کربن (دی اکسید کربن) می‌پردازد.
  • شیمی معدنی، که به اکثریت عناصری که در شیمی آلی روی آنها تاکید نشده و برخی خواص مولکولها می‌پردازد.
  • شیمی فیزیک، که پایه و اساس کلیهٔ شاخه‌های دیگر را تشکیل می‌دهد، و شامل ویژگی‌های فیزیکی مواد و ابزار تئوری بررسی آنهاست.

دیگر رشته‌های مطالعاتی و شاخه‌های تخصصی که با شیمی پیوند دارند عبارت‌اند از: علم مواد، مهندسی شیمی، شیمی بسپار، شیمی محیط زیست و داروسازی.

توسط راضیه

فلسفه ریاضیات

ریاضیات عموما مطالعه الگوی ساختار، تحول، و فضا تعریف شده است؛ بصورت غیر رسمی تر، ممکن است بگویند مطالعهاعداد و اشکال است.تعریف ریاضیات بر حسب وسعت دامنة آن و نیز بسط دامنة فکر ریاضی تغییر کرده است.
ریاضیات زبانی خاص خود دارد،که در آن به جای کلمات و علایم نقطه گذاری از اعداد و نمادها استفاده میشود. در منظر صاحبان فکر، تحقیق بدیهیات ساختارهای مجرد تعریف شده، با استفاده از منطق و نماد سازی ریاضی میباشد.
نخستین اعداد ثبت شده خطوطی بودند که روی یک چوب کشیده میشدند،که اصطلاحا آنها را چوبخط مینامیدند.این خطوط به شکل دسته های کوچک دو یا پنج تایی کشیده میشدند.سرانجام به این دسته ها نمادهای خاصی اختصاص داده شد(?،? و غیره)و یک دستگاه حساب ایجاد شد.


ریاضیدانان نمادهای خاصی را به جای کلماتی از قبیل به اضافه و مساوی است با وضع کردند،همچنین کلمات خاصی را برای بیان مفاهیم جدید ابداع کردند.


چنانکه زمانی آن ار علم عدد ، زمانی علم فضا ، گاه علم کمیات ، و زمانی علم مقادیر متصل و منفصل خوانده اند.ریاضیات درباره حساب ، هندسه ، جبر و مقابله بحث می کند که ما در اینجا به سراغ تاریخ هر یک از آنها می رویم.


ساختارهای بخصوصی که در ریاضیات مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرند اغلب در علوم طبیعی منشاء دارند، و بسیار عمومی در فیزیک، ولی ریاضیات ساختارهای دلایلی را نیز بررسی می نماید که بصورت خالص در مورد باطن ریاضی است، زیرا ریاضیات می توانند برای مثال، یک عمومیت متحد شده را برای زیر-میدانهای متعدد، یا ابزارهای مفید را برای محاسبات عمومی، فراهم نماید. در نهایت، ریاضیدانان بسیاری در مورد مطالبی که مطالعه می نمایند که منحصرا دلایل علمی محض داشته، ریاضیات را بصورت هنری برای پروراندن علم، صرف نظر از تجربی یا کاربردی، می نگرند.


حساب ، علم اعداد است. واژه انگلیسی حساب ، از کلمه ای یونانی به معنای اعداد گرفته شده است.


در آغاز شهرنشینی ، انسان گوسفندان ، گاوها و سایر حیوانات خود را با انگشتانش می شمرد. در واقع کلمة دیژیت که برای شمارش اعداد از ? تا ? به کار می رود، از یک کلمة لاتین به معنای انگشت گرفته شده است.


بعدها انسان با علامت زدن روی چوب یا درخت ، اشیاء را می شمرد. اما این روش به زودی جای خود را به استفاده از علامتهایی باری هر یک از اعداد داد.


هندسه مطالعه انواع مختلف اشکال و خصوصیات آنهاست. همچنین مطالعه ارتباط میان اشکال ، زوایا و فواصـل است.

زهراشجاع الدین

شگفتی های حیوانات

کشف حجاب به سبک مدرن

 کشف حجاب به سبک مدرن

حجاب

 

زندگی در دنیای مدرن امروز ، استفاده از وسایل ارتباط جمعی و  بحث هایی مانند گفتگوی تمدن ها و دهکده ی جهانی ، ممکن است باعث شبیه شدن سبک زندگی و نوع پوشش در ظاهر و رفتار انسان ها گردد اما هیچ کس بدون پذیرفتن هویت واقعی خود که تحت تاثیر  دین  و تارخ کشورش  می باشد ، نمی تواند به سبک صحیحی از زندگی و آرامش برسد.

 

ما نیز به عنوان یک زن ایرانی مسلمان برای نوع پوشش خود نمی توانیم  الگوی زنی را داشته باشیم که هم دین و هم مسلک ما نیست. سابقه ی فرهنگی بانوی ایرانی و همچنین تعریف شخصیت و منش یک زن مسلمان در کنار هم می تواند به ما کمک کند تا در بزرگراه جهانی شدن ، بر هویت خود پابر جا باشیم .

ایرانی از دوران باستان پوشش و حجاب را نه تنها مختص زنان بلکه آن را از ویژگی‌های اهورایی مردان نیز می‌پنداشته و در مقابل، برهنگی و بی بند و باری را اهریمنی می‌دانسته است.

پوشش نیاکان ما چگونه بوده است؟

نقش‌ها و كتیبه‌های بر جای مانده از داخل و خارج از مرزهای ایران كهن، از هزاران سال پیش، گواهی می‌دهند كه نیاکان پارسای مردمان سرزمین پارس، نسبت به بسیاری از مردمان هم عصر خویش معتقدتر و پایبندتر به حفظ این ارزش آسمانی بوده‌اند.

حجاب

از مجسمه های کشف شده در کوهی در بهبهان یا تصاویری که در تخت جمشید با طرح برجسته وجود دارد بیانگر آن است که بانوان پارسی با لباس پوشیده ، پیراهنی بلند با آستین کوتاه و دامنی با ریشه های بلند در محافل حاضر می شدند. در نقش برجسته آشوری که بانوان دوره مادها و فرزندانشان نقش زده شده اند بانوان با پیراهن بلند و روپوشی کوتاهتر که با دامنی نیمگرد و آستینی کوتاه بر روی آن پوشیده شده ظاهر می شدند. این روپوش گاهی چون شنل بدون آستین نشان داده شده و موی سر آنان به سان زنان منقوش در کوهی در بهبهان  در پشت سرشان آویخته.

 

در دوران پارسی زنان عموما از لباس مردان استفاده می کردند چنانکه در  فرشی که از دوران هخامنشی به دست آمده که روی آن زنانی منقوش شده با لباس های پرچین و چادری کوتاه و نازک با دامن نیم گرد دیده می شود و تنها تفاوت آنها با لباس مردان تزئینات پیش سینه و شکل یقه آنان است. در دوران اشکانیان بانوان اصیل ایرانی از باشکوه ترین و ساده ترین لباس استفاده می کردند. پیراهن بلندی است که تا روی زمین رسیده گشاد و پرچین، آستین ساده و یقه راسته و پیراهن، دیگری به حالت سارافون امروزی که کوتاه تر از لباس زیری بوده روی آن می پوشیدند و روی این دو پیراهن چادری به سر می کردند.

پس از ورود اسلام به ایران حجاب بانوان نجیب ایرانی ادامه یافت، البته اسلام دیدگاهی نو در خصوص حجاب داشت که نه تنها ایرانیان، بلکه جهانیان نیز تا زمان ظهور این دین بزرگ آسمانی تجربه نکرده بودند.

آنها از لباس های پرچین دست دوزی شده با تزئینات فراوان و برای سرشان از کلاه های با ابهتی استفاده می کردند. نقاش برجسته ای از پالمیر در موزه لوور وجود دارد که بانویی از دوره اشکانیان روی آن منقوش است که چادری بر سر دارد و عمامه ای روی سر آن نمایان است و همین طور تندیسی در موزه پالمیردر دمشق وجود دارد که مجسمه ای با پیراهنی گشاد با آستین سرخود نشسته و چادری روی او را پوشانده که مربوط به دوره اشکانیان است.

 

همچنین لباس بانوان ایرانی در دوران ساسانی از پیراهن بلند بسیار پرچین و گشاد که گاهی با بندی به عنوان کمربند بسته می شده این پیراهن بلند با آستین های بلند با یقه ای گرد و جلو باز و چادری که از دوره های پیش از زمان پارسی ها به بعد مورد استفاده بانوان ایرانی بوده در عصر ساسانی ها نیز مورد استفاده قرار می گرفت. بانوان این دوره جبه هایی به تن داشته اند که نمونه آن را در طاق بستان می توان دید. شلوار بانوان این دوره نیز نظیر دوره اشکانیان پرچین بوده و با بندی آن را جمع می کردند.

پس از ورود اسلام به ایران حجاب بانوان نجیب ایرانی ادامه یافت، البته اسلام دیدگاهی نو در خصوص حجاب داشت که نه تنها ایرانیان، بلکه جهانیان نیز تا زمان ظهور این دین بزرگ آسمانی تجربه نکرده بودند.

حجاب

اسلام، حجاب و نگاهی نو

از دیدگاه اسلام حجاب بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.

 

ایرانی همیشه فرهنگ پوشش و متانت را در تاریخ خود به نحو چشمگیری اجرا می کرد بنابراین بانوی مسلمان ایرانی حجاب را مانعی برای حضور در اجتماع نمی داند بلکه حجاب را دلیلی برای حضور در جامعه و تحقق آرمانها و اهداف خویش می دانند در این راستا الگوهای دینی ما را به این باور می رسانند مانند حضور بانوی اول اسلا م حضرت خدیجه (س)، حضرت زهرا (س)، حضرت زینب (س). اسما» بنت امیس که در زمان خویش برای احقاق حق بانوان در محفلی مردانه شرکت کرد و حق خود و زنان را از پیامبر(ص) مطالبه کرد. در این اجتماع او با ادب و ظاهری اسلا می حاضر می شود و خود را نماینده خانم هایی در غرب و شرق عالم می داند.

زمانی که رضاخان تصمیم گرفت به بهانه ی تمدن ،حجاب را از زن ایرانی بگیرد ،موفق نشد زیرا گمان کرد چادر و پوشش تنها لباس زنان است در حالی که هویت دینی و ملی آنان بود.

هر چند زمانی که رضاخان تصمیم گرفت به بهانه ی تمدن ،حجاب را از زن ایرانی بگیرد ،موفق نشد زیرا گمان کرد چادر و پوشش تنها لباس زنان است در حالی که هویت دینی و ملی آنان بود اما این روزها با نگاهی به نوع پوشش برخی بانوان به این نتیجه می رسیم که اگر هشیار نباشیم کاری که قانون کشف حجاب رضاخانی بوسیله ی زور و اجبار نتوانست انجام دهد ، این بار بدون اجبار و با ظاهری موجه و در شکل کتاب و مقاله و فیلم و میز گرد و ... به آرامی اعتقاد بانوان این مرز و بوم را هدف قرار داده است.سبک لباس پوشیدن ، حرف زدن ، رفتار اجتماعی که از آنسوی مرزها با امواج ماهواره ای به خانه های ما آمده ، در گذر زمان ، هویت زن مسلمان ایرانی را دستخوش تغییر کرده است که باید برای آن چاره ای اندیشید!!!

 

 سیده طوبی حسینی

احزاب از گذشته تا به حال

 دیروز و امروز احزاب در ایران

تاریخ فعالیت های حزبی در ایران به سال های پایانی عصر ناصری باز می گردد و گویی گسترش آن در گرو ترور ناصرالدین شاه بود.تروری که در سال های پس از آن ،فضای سیاسی کشور را با ظهور انواع و اقسام احزاب مواجه نمود.احزابی متاثر از آموزه های ایدئو لوژیک چپ گرایان قفقازی و یا انقلابیون فرانسوی و آلمانی ،گروه هایی که غایت انها در مبارزه خلاصه می شد.یک روز در راه مشروطه و روز دیگر برای هدفی دیگر.

احزاب ایرانی متاخر باتوجه به ساختارهای بسته سیاسی در ایران وتحت تاثیر ادبیات چپ ،سنتی ویژه رابنیان نهادندکه گوئی حزب برپایه ی مبارزه مستمر بانظام مستقر،بهره گیری از رودیکردی خشن ،توسل به ادبیات خاص ،فعالیت در چارچوب قالب های بسته های حزبی و.....معنا می یابد.
درپی سقوط پهلوی اول،احزابی متاثراز تفکراتی دیگر با رویکرد ملی که ازآموزه های لیبرالی ومذهبی تقریبا یکسانی برخوردار بودندمجال بروز ومعرفی هر چه بیشتر خود را یافتند.عدم توسل به خشونت وتوجه به بسیج نیروهای اجتماعی در لایه های مختلف از منش این احزاب بود.

رویکردهای حزبی درسالهای بعد تحت تاثیر واقعه کودتاو قیام ناتمام  15 خرداد شکلی مخفی وماهیتی مبتنی بر مبارزه مسلحانه یافت وتحت تاثیر هرچه بیشتر رهیافتهای مارکسیستی وچپ به حرکت خود ادامه داد.این احزاب به دلایل ویژگی های خاص خود بیشتر درمیان دانشگاهیان با اقبال نسبی مواجه بودند، اما هیچگاه نتوانستند باتوده های مردم ارتباط برقرار کنند.
عملکرد قالب احزاب درفردای انقلاب وآنجا که دربرابر مردم ورای آنها به نظام انقلابی جدید ایستادند،باردیگر سکتاریسم موجود دراحزاب پیروآموزه های مارکسیستی راعیان کرد.

علیرغم تمام دستاوردهای سالهای ابتدائی انقلاب ،به نظر می رسدماحصل تمام آن تنش ها چیزی جز شکل گیری خاطره ای ناگوار ازاین احزاب درذهن مردم نبوده، اتفاقی که نه به واسطه ناپسند بودن ذاتی احزاب ،بلکه به دلیل رویکردهای احزاب ایرانی پدید آمد ودر ذهن بخشی از جامعه هم ماندگار شد.

حزب جمهوری،سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وهیاتهای موتلفه تشکل ها واحزابی بودند که دراین برهه از زمان به فعالیت پرداختند.حزب جمهوری در واقع فرزند نیازهای مقطع خویش برای تشکل بخشی به انقلابیون مسلمان دربرابر احزاب اپوزیسیون بود،حزبی که شامل تفکرات و گرایشهای مختلف انقلابیون مسلمان بودو آنچنان که مشاهده کردیم با رفع ضرورتهای ابتدائی این حزب نیز منحل شد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که حاصل جمع گروههای چریکی مسلمان قبل انقلاب بوددر میانه کار و با بروز اختلافات متعدد به حالت تعلیق فرورفت تا در پایان دهه 60 ققنوس وارتولد مجدد خویش را در آستانه تحولی اجتماعی به نمایش بگذارد.

موتلفه از احزاب قدیمی است که به گمان بسیاری در کنار حزب توده ونهضت آزادی قرار داشته واز انسجام تشکیلاتی وایدئولوژیکی برخورداربودوبرپایگاه اجتماعی مشخصی بنا شده بودوبه واسطه هم زبانی با نیروهای اجتماعی خود و رهبری دقیق از استحکامی طولانی مدت برخوردار بوده است وبه مقتضای شرایط ،حضوری مملوس درنظام سیاسی وبویژه اقتصادی داشته است.
 

ابتدای دهه ی 70 همزمان است با فعالیت بیشتر احزاب سنتی وفادار به نظام ونجدید آرایش به منظور کسب قدرت از کف رفته و به مدد جنبش اجتماعی خام ونارس دوم خرداد وبا شعار اصلاحات واقامه جامعه مدنی،بنابر این نیاز به تحولی که درلایه های اجتماع موج می زد ،به فضای سیاسی کشور عطاشد.پس از دوم خرداد ،عرصه سیاسی در کشورمواجه با شکل گیری احزاب مختلف وهمچنین نهادهای مدنی درقالب تشکل های مدنی گردید،احزابی که هریک به فراخور ودر مقاطع زمانی خاص از گستردگی ویژه ای در سطح جامعه به ویژه دانشگاهیان برخورداربوده اند.

 

اما درهمین فضا ،علیرغم فرازوفرودهای احزاب مدعی ،احزاب از عدم اقبال عمومی رنج برده اند و این اتفاق در شرایطی که به علت محورقرار گرفتن بحث جامعه مدنی ، انتظار می رفت تا نهادهای مدنی منجمله احزاب با بالندگی ودستیابی به کسب سرمایه های اجتماعی هر چند افزونتر مواجه شوند،سئوالات بیشماری در خصوص علل وچرائی این موضوع پدید آمده است.
دربررسی  علل ضعف احزاب  می توان متناسب با سطح تحلیل های مختلف به ارزیابی موضوع پرداخت،اما آنچه در این میان مطرح است یکی فقدان ارتباط ارگانیک احزاب با مردم ودیگری فقدان جایگاه احزاب در نظام سیاسی است.

در شرایطی که تفکیک طبقاتی دقیق در جامعه و جود ندارد مشخص نیست که احزاب سیاسی موجود ،قراراست منافع چه طبقه ای را نمایندگی کرده وبیانگر مطالبات چه قشرهای باشند، لذا همین موضوع موجب عدم شناخت دو طرفه می شودبه نحوی که ملاحظه می کنیم توده ها اصلا یا بسیاری از فعالان احزاب سیاسی را نمی شناسند ویا فلان حزب را اساسا به عنوان نماینده سیاسی خود قبول ندارند.

فقدان فرهنگ دموکراتیک وآموزه های لیبرالی چه در قالب ادبیات سیاسی ویا عمل اجتماعی از مشکلات موجود محسوب می شود و بنابر این می توان گفت که  زیست اجتماعی درقالب فعالیت حزبی به شدت محجوراست به نحوی که این موضوع هیچگاه به عنوان خصلت اجتماعی وهویت بخشی مردم ما بدل نشده است.اکنون نیز مردم بیش از آنکه توجهی به احزاب درتحولات اجتماعی داشته باشند چشم به شخصیت هاورهبران شاخص سیاسی دارند.جامعه ی ایرانی ،با توجه به فرهنگ رفتاری ضد جمع خودکه محصول تاریخی قرنها استبداد وانزواطلبی های عافیت جویانه است،بیشتر درپی یک قهرمان یا ناجی است تا تشکل یابی حول برنامه ای مشخص برای تغییر وضع موجود.

فرهنگ شکل گرفته ای طی اعصارمتمادی درمیان ملتی که دموکراسی حزبی برای آنها تمرینی نامقدور محسوب می شده ،فرصت مناسبی در دوران اصلاحات یافت .در آن زمانه پرفشار ،لزوم تقویت جامعه ی مدنی به عنوان بستروزیرساخت تمرین دموکراسی وفعالیت احزاب مورد بی توجهی واقع شدوفرصتی که با آن بخشی ازاعتماد مردم وسرمایه اجتماعی لازم برای پشتیبانی از فعالیت احزاب احیا می شد، از کف رفت.

با توجه به اینکه احزاب یکی ازعناصر جامعه ی مدنی هستندباید جایگاه احزاب در نسبت های نظام های سیاسی با پدیده ای به نام جامعه ی مدنی ارزیابی شود.به طورکلی درفضائی که دولتها نیازبه پاسخگوئی به جامعه ی مدنی به واسطه وجود منابع درآمدی مستقل احساس نمی کنند به محدود کردن فضای عمومی از جمله احزاب وتشکل ها ی مردمی گرایش پیدا می کنند.
این نقش درآمدی مستقل درایران را نفت ایفا می کند،درشرایطی که درآمدهای نفتی به دولتهای وقت احساس اعتماد به نفس واستغنا از جلب نظر مردم رابه آنها می بخشد، دولت نیزبه تضعیف جامعه مدنی و همچنین احزاب مبادرت می کند.

در دوره دولت اصلاحات به دلیل کاهش درآمدهای نفتی ووابستگی بیشتر دولت به منابع داخلی ازجمله مالیاتها وعوارض مختلف ،رویکرد توجه به احزاب وتشکل های مدنی ،هرچند درگامهای لرزان دنبال شد.امادردوره دولت نهم و با افزایش درآمدهای نفتی ،از نفی تحزب وجایگاه احزاب سخن به میان می آید وبه انحای مختلف برای کم رنگ شدن نقش احزاب و تشکل های مدنی تلاش می شود،هرچند که این سنتی است که بیشتر دولت ها درایران،هیچگاه از فعالیت واقعی احزاب استقبال نکرده اند لیکن با عنایت به کارکرد احزاب مدرن ودرچارچوب یک نظام حزبی ،این احزاب هستند که ضامن بقای نظام های سیاسی هستند.یاسمن
بچه ها امیدوارم خوشتون اومده باشه

اشنایی با فاشیسم ها

بچه ها بار دیگر با فاشیسم ها اشنا شویم

مقدمه
این مقاله درصدد پاسخگویی به سه سؤال اصلی است تا مفهوم «فاشیسم» به عنوان موضوع تحقیق روشن و آشکار شود. سؤالات عبارتند از:
1ـ واژه فاشیسم در تاریخ چه مفهومی داشته و چه تحولاتی را به خود دیده است؟
2ـ چگونه فاشیسم در جامعه متولد می‌شود و فاشیست‌ها چه کسانی هستند؟
3ـ دولت فاشیستی چیست و چگونه قدرت را کسب و حفظ می‌کند؟
اهمیت شناخت فاشیسم در این نیست که یک مکتب سیاسی شناخته می‌شود، گوشه‌ای از تاریخ اروپا ارزیابی خواهد شد، موسولینی و هیتلر را بهتر خواهیم شناخت، یکی از انواع دولت‌های توتالیتر و اقتدارگرا را تجزیه و تحلیل خواهیم کرد بلکه فاشیسم به عنوان واقعیتی سیاسی ـ اجتماعی و ایدئولوژی دخالت‌جو و ناآرام که «شهروند» را به حال و کار خود رها نمی‌سازد و در خصوصی‌ترین و خلوت‌ترین تنهایی‌های شهروند سرک می‌کشد قابل بررسی است و شناخت آن ضروری می‌نماید.

1ـ فاشیسم در بستر تاریخ:
واژه فاشیسم در تاریخ چه مفهومی داشته و چه تحولاتی به خود دیده است؟
فاشیسم از واژه fascio ایتالیایی که معنای گروه و دسته را می‌دهد گرفته شده و به معنای چوبدستی و عصای امپراتوران روم هم اطلاق می‌شود. این کنایه از 1918 به بعد سمبل جنبش قرار گرفت و به فاشیسم معروف شد. فاشیسم از کلمه Fasces گرفته شده و آن علامتی است به شکل تیر که بروی پرچم‌های فرمانروایان قدیم رومی نقش بسته و سمبل قدرت آنها بود. بعدها همین سمبل دسته چوب یکی از سمبل‌های انقلاب فرانسه شد و پس از آن ژاکوبنی ایتالیا آن را به عنوان سمبل وحدت و آزادی ملت به کار برد. در قرن نوزدهم واژه Fascio را سوسیالیست‌ها و سندیکالیست‌های ایتالیا به معنای گروه‌ها و سازمان‌های انقلابی به کار می‌بردند. در اواخل قرن نوزدهم کارگران کشاورزی ناراضی در سیسیل انجمن‌هایی با نام گروه‌های انقلابی «Fascio revoluzionari» تشکیل دادند. در 1914 نیز گروه‌های انقلابی و انترناسیونالیست در ایتالیا به نام Fasci تشکیل شدند. موسولینی عضو یکی از این گروه‌ها بود. حرکت سیاسی وی در سال 1919 بر اساس مجموعه‌ای از گروه‌های مبارز«Fasci di combattimento» سازمان یافت.
بنیتو موسولینی (1945ـ1883) در سال‌های آشوب و هرج‌و مرج و فقر و بدبختی ایتالیا در سال‌های پس از جنگ جهانی اول، نهضت فاشیستی خود را به راه انداخت و از همین محیط آماده و نیاز مردم به امنیت و آرامش استفاده کرد و با شعار قدرت، اطاعت و عدالت زمام امور ایتالیا را در سال 1922 به دست گرفت. حزب فاشیست ایتالیا پس از به دست گرفتن حکومت، کلیه احزاب و گروه‌های سیاسی دیگر را منحل کرد و با تشکیل گروه‌های شبه‌نظامی که به پیراهن‌سیاهان معروف بودند هر جریان مخالفی را با اعمال فشار و روش‌های خشونت‌آمیز در هم شکست. گروه‌های مبارز موسولینی که در سال 1919 تشکیل شد در آغاز چپ‌گرا بودند. موسولینی خود تا سال 1914 یکی از اعضای فعال حزب سوسیالیست به شمار می‌رفت و سردبیر روزنامه سوسیالیستی «آوانتو» بود. وی در مقابل سوسیالیست‌های اصلاح‌طلب و صلح‌جو از عمل مستقیم و سندیکالیسم انقلابی حمایت می‌کرد و از همین رو از حزب اخراج شد. در طی سال‌های جنگ ضدیت او با سوسیالیسم شدت گرفت و به جای آن از ناسیونالیسم تهاجمی حمایت کرد. فاشیسم ایتالیا از همان آغاز دو گرایش اصلی ایدئولوژیک داشت. یکی گرایش سندیکالیسم انقلابی و دیگری گرایش محافظه‌کاری و ناسیونالیسم. گروه‌های مبارز از آغاز با اتحادیه‌های کارگری سوسیالیستی درگیر شدند و زمینداران بزرگ به ویژه در اطراف رود «پو» از گروه‌های فاشیست به عنوان وسیله‌ای برای ارعاب توده‌های دهقانی و جلوگیری از گرایش آنها به سوسیالیسم بهره گرفتند. اتحاد با گروه‌های زمینداری و پیوستن افراد بسیاری از طبقات متوسط پایین به جریان فاشیسم مهمترین ویژگی جنبش اولیه فاشیسم ایتالیا بود. همچنین جلب حمایت نیروهای مسلح و پلیس در پیشرفت کار حزب فاشیست در مقابل دولت لیبرال بسیار مؤثر افتاد. نخستین حکومت موسولینی با ائتلاف فاشیست‌ها،‌ ناسیونالیست‌ها و لیبرال‌ها در 1922 تشکیل شد. در 1923 فاشیست‌ها و ناسیونالیست‌ها حزب ناسیونال فاشیست (PNF) را تشکیل دادند. در انتخابات آوریل 1924 فاشیست‌ها و متحدانشان بیش از 64 درصد آرا را به دست آوردد. لیکن از همین زمان حزب فاشیست دچار اختلاف داخلی شد و دو جناح رادیکال و محافظه‌کار (یا تجدیدنظرطلب) در آن تشکیل شد. میلیشیای فاشیستی خواستار موج دومی در انقلاب فاشیستی بود ولی موسولینی به منظور مهار کردن گرایش‌های افراطی و ادامه همکاری با نیروهای راست سرانجام آنها را تابع وزارت کشور ساخت. حتی تشکیل دیکتاتوری آشکار فاشیستی از 1925 به بعد به نفع رادیکال‌ها تمام نشد و در عوض قدرت جناح محافظه‌کار تقویت شد. موسولینی، در این سال‌ها به تدریج تندروها را که خواستار ایجاد دولتی سراپا فاشیستی بودند تضعیف کرد. دستگاه دولت موسولینی از هر جهت دولتی محافظه‌کار بود. به رغم برقراری نظام کورپوراتیستی به منظور گسترش کنترل دولت بر اقتصاد هیچ‌گونه تحولی در ساخت اجتماعی و اقتصادی ایتالیا صورت نگرفت. در حقیقت موسولینی دولت فاشیستی را به شیوه‌ای که مورد نظر فاشیست‌ها بود سازمان نداد. بخش خصوصی در ایتالیا از نظر اقتصادی از نظام سیاسی موسولینی راضی بود. موسولینی درواقع از آنجا که نتوانست هیچ‌گونه تحولی در داخل به وجود آورد به جنگ خارجی و توسعه‌طلبی امپریالیستی روی آورد. دولت موسولینی در طی دهه 1930 در پی ایجاد تعادلی میان نیروهای راست و محافظه‌کار بود. درواقع موسولینی به تدریج مجبور به همکاری با نیروهای محافظه‌کار شد. نهادهای سنتی به ویژه پارلمان و دربار سلطنتی به نحوی تداوم یافتند. همچنین قرار دادن سازش دولت و کلیسا مورد احترام قرار گرفت. در حالی که موسولینی در برنامه سال 1919 خود از الغای سلطنت و مجلس سنا و اشرافیت، حذف خدمت نظامی،‌ انحلال بانک‌ها و بازار بورس، مصادره ثروت‌های غیرمولد، عدم تمرکز قدرت سیاسی و حمایت از توده‌های فقیر سخن گفته‌ بود، در عمل فاشیست‌ها به علت ضعف مالی هرچه بیشتر به طبقات بالا متکی شدند. ادغام احزاب فاشیست و ناسیونالیست در 1923 سرآغاز گرایش به راست و کم‌رنگ‌شدن ایدئولوژی فاشیسم در ایتالیا بود. موسولینی در مقاله‌ای که در دائره‌المعارف 14 جلدی ایتالیا در 1932 به چاپ رسید اصول فاشیستی را توضیح می‌دهد. همین مقاله بعدها به شکل کاملتر به صورت کتاب عرضه شد و مطالب دیگر در مورد زندگی موسولینی و وضعیت ایتالیا در همان سال‌های اولیه انتشار از سوی شجاع‌الدین شفا به فارسی ترجمه و منتشر شد (در این مورد،‌ نمی‌توان تقارن این اقدام را با گرایش‌ها و وضعیت حکومت رضاشاه نادیده گرفت) از نظر موسولینی لیبرالیسم کلاسیک وظیفه تاریخی خود را که اعتراض علیه دولت‌های مطلقه بود به پایان رسانده و حال جای خود را باید به دولت که بیانی دیگر از خودآگاهی و اراده مردم است بسپارد آشکارا در این میان ردپای نوعی از هگلیسم عوامانه قابل تشخیص است. از همین منظر «اندرو وینسنت هگل» را به عنوان نماینده ناسیونالیسم افراطی بروس و منادی فاشیسم ترسیم کرده است. چنانچه مشهور است فیلسوف هگل‌گرای ایتالیا جیووانی جنتیله (1944ـ1875) نظریه دولت خود را با ایدئولوژی فاشیستی موسولینی درآمیخت. (به نظر هگل آنچه واقعی است عقلانی است و آنچه عقلانی است واقعی است و بنابراین دولتی که پیروز می‌شود، بهترین و سالم‌ترین دولت است و به تبع آن حق در قدرت است و به قول فریدریش ماینکه، هگل دولت را به مقام الوهیت برمی‌کشد و آن را به عنوان دولت مبتنی بر زور و قدرت می‌ستاید) فاشیسم موسولینی فردگرایی و جستجوی منافع فردی را محکوم کرده است و جای آن را به دولت که مظهر خودآگاهی و کلیت ملت همچون موجودی تاریخی است می‌سپارد. فرد از نظر موسولینی تنها در جهت هماهنگی با دولت موضوعیت دارد. موسولینی که فعالیت‌های سیاسی خود را با گرایش‌های سوسیالیستی آغاز کرده بود، ابتدا خود را ضدسوسیالیست می‌نامد ولی در عین حال مایل است که به علل پیدایش سوسیالیسم که همان شکاف اقتصادی و بهره‌کشی سرمایه‌دارانه است، غلبه کند.
غیر از ایتالیا در کشورهای نسبتا باثبات اروپا در سال‌های پس از جنگ جهانی اول مثل انگلستان که هنوز لیبرالیسم مسلط بود هم جنبش‌های کمونیستی و فاشیستی رونق یافتند. جنبش فاشیستی انگلیس در سال 1923 شکل گرفت و در سال 1926 نیم‌میلیون هوادار داشت. در سال 1933 اتحادیه فاشیست‌های انگلیس به رهبری سرآزولد مازلی تشکیل شد و به یکی از نیروهای مهم سیاسی تبدیل شد. فاشیسم انگلیس انشعابی از جنبش چپ به شمار می‌رفت و مازلی خود سابقا عضو دولت حزب کارگر بود. در فرانسه سلطه لیبرالیسم ضعیف‌تر بود و در نتیجه جنبش‌های مارکسیستی و فاشیستی گسترش بیشتری یافتند. حزب عمل فرانسه به رهبری شارل مورانس ابعاد فاشیستی نیرومندی داشت. در آلمان پس از جنگ اول هرج‌ومرج و آشفتگی و فقدان کنترل سیاسی و اجتماعی، شرایط را به وضعیت جنگی داخلی نزدیک کرد. جمهوری وایمار (33ـ1918) دولت لیبرال و ضعیفی بود و در آن دوران کمونیست‌ها، سندیکالیست‌ها، آنارشیست‌ها، اسپارتاکیست‌ها و ناسیونال سوسیالیست‌ها (نازی‌ها) و دیگر گروه‌ها همه مدعی قدرت بودند. تنها عامل حفظ وحدت جمهوری وایمار که همه قدرت اخلاقی و نظامی‌اش را از دست داده بود، شخصیت پدرسالارانه فیلد مارشال فون هیندنبرگ بود. سرانجام هیتلر، رهبر حزب ناسیونال سوسیالیست که بر ضد بولشویک‌های روسی و توطئه‌های یهودیان تبلیغ می‌کردند، موفق به بسیج اجتماعی وسیعی به خصوص در میان طبقات متوسط و پایین شد و در انتخابات 1933 به صدراعظمی دولتی ضعیف رسید.
به هر حال امروز نیز هرچند به طور رسمی نظامی فاشیستی به دیگر سخن رژیمی فاشیستی تمام‌عیار در جهان وجود ندارد ولی بسیاری از آموزه‌های فاشیسم زنده و مطرح هستند و شاید از همین منظر هنوز احزاب، افراد و دولت‌های مطرود را فاشیستی می‌خوانند و اغلب منظور از دولت فاشیستی،‌حزب فاشیستی و افراد فاشیست کسانی است که در فعالیت سیاسی خود سرکوبگر، خشونت‌طلب، تمامیت‌خواه و ریاکار هستند. در بخش بعدی مقاله آموزه‌های فاشیسم را مرور می‌کنیم.

2ـ فاشیسم در جامعه:
چگونه فاشیسم در جامعه متولد می‌شود و فاشیست‌ها چه کسانی هستند؟
به نظر من جذاب‌ترین و قابل‌تأمل‌ترین وجه فاشیسم بسترهای اجتماعی آن است. آنکه چه شرایطی، جامعه و نخبگان آن را به سوی فاشیسم رهنمون می‌سازد و افرادی در جامعه با عمل به آموزه‌های فاشیسم پسوند فاشیست را یدک می‌کشند. وجه مهم دیگر این بحث تکرارپذیر بودن آن است. از این رو هرچند شاید عصر دولت‌های فاشیستی به سر آمده باشد ولی جنبش‌های فاشیستی همچنان وجود دارند و به حیات اجتماعی ـ سیاسی خود با نام‌های متفاوت ادامه می‌دهند کسی نمی‌داند شاید روزی و در نقطه‌ای از عالم به آستان قدرت هم دسترسی یابند. فراموش نکنیم در انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه در تابستان 1381 حزب فاشیست فرانسه در دور اول پیروز شد. در این بخش از سویی آموزه‌های فاشیسم را بررسی خواهیم کرد و از سویی دیگر بسترهای تولد فاشیسم را تحلیل می‌کنیم.
فاشیسم معلول شرایط‌گذار است. گذار از سنت به مرحله دیگری که می‌تواند مدرنیزم باشد. در چنین شرایطی جامعه نه از ریشه‌هایش کاملا بریده شده و نه به شرایط جدید وارد شده است و حالتی معلق دارد و افراد جامعه چشمی به گذشته، سنت‌ها، علائق و تمایلات سنتی خود دارند و از سویی به خاطر ناکارآمدی آنها پا در وادی جدیدی گذاشته‌اند که کاملا برای آنها روشن و تعریف شده نیست. از این رو در وضعیتی نامتعادل و سرگردان قرار می‌گیرند. از این رو به دنبال تکیه‌گاهی می‌گردند. این تکیه‌گاه می‌تواند گاهی حس نوستالژی،‌ شور انقلابی، رهبر خردمند، شعارهای اخلاقی و آرمان‌شهر بشری باشد که غالبان بدون درک درستی از معنا و مفهوم آن «جار» زده می‌شود. جامعه فاشیستی محصول چنین شرایطی برای فرد است. فاشیسم در جوامعی پیدا شد که فرایند گسترده فروپاشی همبستگی سنتی و توده‌ای شدن جامعه مشاهده شد و واکنشی بود در برابر نوسازی و صنعتی شدن که از تاجرمآب شدن جامعه آسیب می‌بیند و بین افراد و گروه‌هایی که دچار آنومی (وضعیت گسیختگی) شده بود فرد احساس ناامنی می‌کند و به قدرت پناه می‌برد. از لحاظ روانشناختی مبتنی بر تیپ شخصیتی اقتدارطلب است که هم سلطه‌جوست و هم اطاعت‌پذیر. آرمان فاشیسم بازگشت به وضعیت اجتماعی ماقبل مدرن، ماقبل صنعتی و ماقبل دموکراتیک است و پیرامون آن خرده‌بورژوازی و طبقات متوسط رو به افول هستند. از این رو فاشیسم نه در جامعه کاملا سنتی و نه در جامعه کاملا صنعتی و مدرن زمینه بروز پیدا می‌کند. امیل دورکیم در جامعه‌شناسی خود از آنومی Anomie یا سرگشتگی سخن می‌گوید. او آنومی اجتماعی را وضعیت واسطی بین همبستگی مکانیکی و همبستگی ارگانیکی می‌داند. در هنگام فروپاشی همبستگی سنتی یا مکانیکی در جامعه که در آن انسان‌ها به مقتضای معیارهای اولیه تقسیم می‌شوند ممکن است گرایش‌های انحرافی به صورت‌های مختلف ظهور کند. وضعیتی که هنجارهای همبستگی مکانیکی از بین رفته ولی همبستگی جدید ارگانیکی شکل نگرفته است. بنابراین جامعه برای بازتعریف از خود و شکل دادن به هویت و وجدان مشترک جدید، به دامان ایدئولوژی‌ها و جنبش‌های بی‌شکل توده‌ای مثل فاشیسم پناه می‌برد. به نظر دورکیم در این وضعیت چون ایمان، هنجار و ارزشی وجود ندارد که به زندگی فرد معنا بخشد، فرد به خودکشی هم روی می‌آورد.
برینگتن مور در کتاب ریشه‌های اجتماعی دموکراسی و دیکتاتوری معتقد است که فاشیسم از سه عنصر اصلی تشکیل شده است، یکی واکنش بخش‌هایی از جامعه به خصوص بخش ماقبل سرمایه‌داری یعنی دهقانان و خرده‌بورژوازی و تا اندازه‌ای اشرافیت زمین‌دار نسبت به فشارهای ناشی از صنعتی شدن و نوسازی. دوم نوعی دلتنگی ساده برای زندگی روستایی و دهقانی و آرزوی بازگشت به آن و سوم واکنش نسبت به کوشش در راه ایجاد دموکراسی پارلمانی. به نظر مور به طور کلی فاشیسم معمولا پس از یک دوره کوتاه‌مدت دموکراسی ضعیف و کوشش برای نوسازی و صنعتی کردن، پیدا می‌شود،‌به این تعبیر فاشیسم جنبش راست افراطی فعال و یا نوعی رادیکالیسم راستگراست.
ایسنک (Isnk) روانشناس انگلیسی، تقسیم‌بندی جالبی از حالات روانی که با گرایش‌های سیاسی انطباق می‌یابند به دست می‌دهد. او معتقد است دو حالت عمده یعنی خشن و ملایم در انسان‌ها مشاهده می‌شود که با دو گرایش عمده سیاسی یعنی راست و چپ قابل تلفیق است که از تلفیق آنها چهار گروه سیاسی به وجود می‌آید. انسان‌های خشنی که به راست گرایش پیدا می‌کنند، طیف فاشیست‌ها را به وجود می‌آورند و اگر به چپ گرایش پیدا کنند طیف کمونیست‌ها را. انسان‌های ملایم اگر به راست گرایش پیدا کنند گروه لیبرال‌ها و اگر به چپ گرایش پیدا کنند گروه سوسیالیست‌ها را تشکیل می‌دهند.
اریک فروم روانشانس عضو مکتب فراکفورت هم در تشریح علل گرایش به فاشیسم نکته جالبی را مطرح می‌کند که کاملا جنبه جمعی دارد.انسان معاصر، انسان آزاده اما تنها و سرخورده است که پس از یک معامله تاریخی به اینجا رسیده است. انسان عصر فئودالیته آزادی نداشت اما در نظم اجتماعی ادغام شده بود و خود را جزیی از آن احساس می‌کرد. در حالی که انسان متجدد، آزاد اما تنهاست و مذهبی اختیار کرده که با تنهایی او سازگار است. پروتستانیزم وساطت کلیسا را از بین برد و فرد را یکسره با عالم لاهوت مرتبط ساخت. اما غم گذشته (نوستالژی) هیچ‌گاه دامن این انسان آزاد را رها نکرد. چنین بود که در خروش حرکت فاشیسم، بازگشتی به گذشته و خروج از تنهایی را احساس کرد و به آن پیوست.
فاشیسم به عنوان جنبش افراطی راست رادیکال اغلب پیروان خود را از خرده‌بورژوازی و طبقات متوسط رو به افول به دست می‌آورد. بحران‌های نوسازی و اقتصاد سرمایه‌داری که تأثیر نامطلوبی بر خرده‌بورژوازی شهری و طبقات دهقانی باقی گذاشت موجب گسترش پایگاه اجتماعی فاشیسم و امکان بسیج توده‌ای در مقیاس وسیع شد. جنبش فاشیستی خود یکدست و یگانه نیست و در آن حداقل دو گرایش عمده وجود دارد. یکی گرایش محافظه‌کارانه طبقات بالای سنتی که معمولا نسبت به لیبرالیسم و مدرنیسم و نوسازی و گرایش‌های سوسیالیستی واکنش نشان می‌دهند و دیگری گرایش کم و بیش رادیکال خرده‌بورژوازی و دهقانان در حال افول که اغلب نسبت به سرمایه‌داری مدرن و پیدایش سرمایه‌داری ارضی ـ مالی و صنعتی بزرگ واکنش نشان می‌دهند. به همین دلیل است که چنانکه گفتیم ایدئولوژی فاشیسم به ویژه جنبش فاشیستی ترکیبی از آرمان‌های ضدسرمایه‌دارانه، تمایل به سرمایه کوچک، تجدید همبستگی‌های سنتی در جامعه مدرن نیمه‌صنعتی، محافظه‌کاری و حمایت از سنت‌های خانوادگی و فرهنگی و مذهبی، رادیکالیسم خرده‌بورژوازی و سنت‌گرای دهقانی و پدرسالارانه است. طبقات سنتی به ویژه طبقات متوسط در حال افول در فرایند نوسازی امنیت و آرامش مألوف خود را از دست می‌دهند و از آزادی‌هایی که جامعه مدرن به همراه می‌آورد، گریزانند و از همین رو با پیدایش جنبش و ایدئولوژی و رهبری، خود را در دامن آن می‌افکنند تا از این آزادی نامطلوب بگریزند و امنیت سنتی از دست رفته را در درون ایدئولوژی کوتالیتر و فراگیری بازبیابند. به نظر فروم در کتاب گریز از آزادی ساخت روانی طبقه متوسط یعنی شخصیت اقتدارطلب که دارای گرایش‌های سادیستی (دیگر آزادی) و مازوخیستی (خودآزاری) به طور توأمان است، آن را مستعد پذیرش فاشیسم می‌سازد. از نظر روانشناسی توده‌ای، افرادی که همبستگی سنتی را از دست داده و در حال گسیختگی و بی‌هنجاری به سر می‌برند به دنبال من ایده‌آل هستند تا خلأ ناشی از احساس سرگشتگی و حقارت در آنها را پر کند از این رو رهبری در این گونه جنبش‌ها نقش اساسی ایفا می‌کند. اندیشه وحدت و یگانگی رهبر و توده در فاشیسم اروپایی از اینجا ناشی می‌شود. یاسمن

اختلاف نظر با والدین

اختلاف نظر با والدین
اختلاف نظر با والدین
 
يكي از مشكلات اصلي خانواده‌ها، تعارضات و درگيري‌هاي بين والدين و فرزندان است. والدين انتظارشان اين است كه فرزندان، مطيع و فرمانبردار آنها باشند لذا با استقلال‌طلبي‌هاي بيش از اندازه فرزندان و مخالفت مي‌كنند و كمتر به آنها اجازه مي‌‌دهند كه مستقل عمل كنند. اختلاف بين نسل‌ها واقعيتي است كه هميشه وجود داشته، حتي اگر پدر و مادرهاي ما روزگار جواني‌شان را به ياد بياورند، قطعاً صحنه‌هايي از مشاجرات و اختلافاتي كه با پدر و مادرهايشان داشته‌اند، در ذهن‌شان تداعي مي‌كند. اين اختلافات را اگر چه نمي‌توان به كلي از بين برد، اما مي‌توان با شناخت وظايف خويش تا حدودي آن را كاهش داد. اگر والدين وظايف خويش را بدانند و سعي كنند پدر و مادر خوبي براي فرزندان‌شان باشند و هم‌چنان فرزندان نيز بكوشند اخلاق اسلامي را مراعات كنند و فرزند خوبي براي پدر و مارد شان باشند، فضاي مسالمت‌آميز و مطلوبي در خانواده ايجاد مي‌شود.[1]
از اين كه شما درصدد يافتن راه حل مناسبي در اين زمينه هستيد و دغدغه شما اين است كه به دستورات الهي عمل نموده و فرزند خوبي براي پدر و مادرتان باشيد، بسيار جاي تشكر و قدرداني است. اميدوارم خداوند اين توفيق را به شما عنايت كند تا بتوانيد با الهام از دستورات اخلاقي اسلام، دل پدر و مادر مهربان‌تان را به دست آوريد و فرزند خوبي براي آن‌ها باشيد. عمده‌ترين راه‌هاي كه انسان مي‌تواند فرزند خوبي براي پدر و مادرش باشد اين است كه:
1 . رعايت ادب در مقابل پدر و مادر؛ ادب و احترام در برابر پدر و مادر از عناصر حياتي است كه سعادت و خوشبختي انسان وابسته به آن مي‌باشد. خانه‌هايي كه اخلاق و آداب اسلامي در آن مراعات نمي‌شود، از احساس لذت و صفاي زندگي محروم‌اند. فرزنداني كه احترام و ادب پدر و مادر را حفظ و رعايت نمي‌كنند، عاقبت خوبي ندارند، خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «لاتعبدون الّا الله و بالوالدين احساناً؛[2] جز خداوند را نپرستيد و در برابر پدر و مادر نيكي كنيد، يكي از مصاديق نيكي كردن، برخورد نيك و رعايت ادب در مقابل آن‌ها است.
2 . خدمت كردن به پدر و مادر؛ والدين حق بزرگي بر گردن ما دارند؛ زيرا زحمت‌هاي طاقت‌فرسايي را به خاطر ما متحمل شده‌اند. از شيرة وجودشان مايه گذاشته و ما را بزرگ كرده‌اند. ما بايد اين زحمات پدر و مادرمان را جبران كنيم. پدر و مادر هميشه به خدمت نياز دارند به خصوص در دوران پيري كه ضعيف و ناتوان مي‌شوند و دست‌شان از همه جا كوتاه مي‌گردد[3] هم در روايات و هم در آيات قرآن به اين نكته اشاره شده كه در دوران پيري و ناتواني پدر و مادر بايد كمك كنيم. مادران بيشتر نياز به كمك دارند پس وظيفة مادر مقابل مادرمان بيشتر است. خداوند توصيه نموده است كه در دوران پيري پدر و مادر به آن‌ها كمك نمايند. خداوند مي‌فرمايد: و وصينا الانسان بوالدين حسناً؛[4] ما به انسان توصيه نموده‌ايم كه به پدر و مادر خود خدمت نموده و به نيكي برخورد كنند.
3 . ابراز محبت به پدر و مادر:
دوست داشتن پدر و مادر كافي نيست. بايد ميزان علاقه و دوستي‌مان را نسبت به آن‌ها ابراز كنيم. پدر و مادر در صورتي از ما راضي مي‌شوند كه بدانند ما واقعاً آن‌ها را دوست داريم و به آن‌ها عشق مي‌ورزيم.[5]
4 . حرف شنوي و اطاعت از پدر و مادر؛ يكي از شاخص‌هايي مهم در خوب بودن ما اين است كه از پدر و مادر حرف شنوي داشته باشيم. همه پدر و مادرها سعادت و خوشبختي فرزندان‌شان را مي‌خواهند. هيچ كسي دوست ندارد كه فرزندش بدبخت و بيچاره شود. لذا دستورات والدين به خاطر اين است كه فكر مي‌كنند اين كار به صلاح فرزندش مي‌باشد. البته در برخي موارد مهم ممكن است تشخيص آن‌ها اشتباه باشد. بنابراين، اصل نيت و انگيزه والدين خوب است، حتي در مواردي كه پدر و مادر كاري را از ما مي‌خواهند يا براي ما انجام مي‌دهند كه ما يقين داريم اين كار و اين تصميم به صلاح ما نيست و پيامد منفي دارد،‌ باز هم نبايد به صورت صريح و فوري مخالفت كنيم، بايد كاملاً احترام آن‌ها را حفظ نموده و با رعايت احترام و ادب برخورد نماييم. اگر مي‌دانيم تصميم و تشخيص‌شان اشتباه است، بايد با استدلال و منطق براي آن‌ها توضيح دهيم كه اين كار به صلاح ما نيست. به تعبير ديگر، تصميم و پيشنهاد پدر و مادر را با ملايمت و نرمي نقد كنيم، اما به هيچ وجه در مقابل خودشان موضع‌گيري نكنيم، شخصيت آنها غير از تصميم و تشخيص‌شان است.
5 . در برخي موارد ممكن است پدر و مادر ناخواسته يا براساس يكسري عوامل ديگر رفتار نامطلوبي نسبت به ما انجام دهند. مثلاً هميشه ما را سرزنش كنند. يا سخنان زشت و ناروا بگويند. در اين گونه موارد مهم بايد احترام آن‌ها را حفظ كنيم.[6] پدر و مادر وظيفه دارند كه ما را خوب تربيت كنند و به نيازهاي ما رسيدگي نمايند، ما هم وظيفه داريم كه احترام آنها را نگه داريم. اگر پدر و مادر به وظيفه خود عمل نكردند، و برخورد ناشايسته و نادرستي با ما داشتند، اين دليل نمي‌شود كه ما هم به وظيفه خود عمل نكنيم و نسبت به آنها بي‌احترامي نماييم. خداوند از ما خواسته است كه هميشه و حتي در اين گونه موارد هم احترام پدر و مادر را حفظ نماييم و فرزند خوبي براي آنها باشيم.
6 . اخلاق اسلامي و ارزش‌هاي ديني را در زندگي خود محور قرار دهيم؛ هم كارهاي خوب ما و هم كارهاي بد ما به نحوي به پدر و مادر ما برمي‌گردد. ما در واقع دست‌پروده آنها هستيم. اگر ما كارهاي خوب انجام دهيم و ارزش‌هاي اسلامي را در زندگي خود محور قرار دهيم، خداوند، به پدر و مادر هم پاداش نيك عطا مي‌كند، زيرا آنها تلاش كرده‌اند و زمينة تربيت مذهبي ما را فراهم نموده‌اند.
جامعه نيز از پدر و مادر به نيكي ياد مي‌كنند. وقتي ديگران كارهاي خوب ما را ببينند، مي‌گويند: خدا رحمت كند پدر و مادرش را كه چنين فرزندي تربيت نموده و تحويل جامعه داده‌اند. اگر پدر و مادر ما زنده باشند از احترام و ارزش اجتماعي نزد ديگران برخوردار مي‌شوند، و اگر فوت كرده باشند، باز هم دعاي خير مردم در حق آنان مستجاب خواهد شد.
يكسري اعمال و وظايف مربوط به زمان بعد از فوت پدر و مادر است. وظايف ما در قبال پدر و مادر مخصوص زمان حيات آن‌ها نيست، بعد از وفات آنها نيز يكسري وظايفي داريم كه اگر آنها را رعايت كنيم، فرزند خوبي براي پدر و مادرمان خواهيم بود.
در اينجا به برخي از آنها نيز اشاره مي‌كنيم:
7 . در حق پدر و مادرمان دعا كنيم:
اگر چه انسان مي‌تواند در زمان حيات پدر و مادر نيز دعا كند و از خداوند براي آنها طلب توفيق و سلامت كنداما بعد از مرگ، آنها بيشتر به دعاي خير ما نياز دارند. در روايات آمده است كه رسول خدا هرگاه دعا مي‌كرده، ابتدا پدر و مادرش را دعا مي‌نمود. همان‌گونه كه رضايت پدر و مادر در سعادت انسان مؤثر است، دعاي ما در حق پدر ومادر نيز هم براي آن‌ها و هم خود ما مفيد است و باعث بركت در زندگي ما مي‌شود.
8 . زنده نگه داشتن ياد و خاطره والدين؛ بعد از مرگ پدر و مادر مي‌توانيم از طريق مراسم سالگرد با ختم قرآن و ... ياد و خاطرة آن‌ها را زنده نگه داشته و نشان دهيم كه فرزند خوبي براي آن‌ها هستيم.
9 . انجام تكاليف شرعي و پرداخت بدهكاري‌هاي پدر و مادر؛ طبعاًَ انسان در زندگي خود بدهكاري‌هايي از مردم دارد، و يا برخي اعمال واجب او مانند نماز و روزه‌اش قضا شده، فرزند خوب آن است كه ديون و بدهكاري‌هاي پدر و مادر را پرداخت نموده و اعمال او را انجام دهد.
10 . انجام اعمال مستحبي به جاي پدر و مادر يا از سوي آن‌ها؛ دعا خواندن، زيارتنامه خواندن، نماز خواندن و... به جاي پدر و مادر مي‌تواند شاخص ديگري براي خوب بودن‌ها باشد.

نتيجه‌گيري:

اگر مي‌خواهيم فرزند خوبي براي پدر و مادرمان باشيم بايد هميشه ادب و احترام آن‌ها را نگه داشته و از دستورات و گفته‌هايشان اطاعت كنيم. حتي اگر با ما بدبرخوردي كنند، باز هم به آنها احترام بگذاريم و رضاي الهي را از اين طريق به دست آوريم. هميشه كار مي‌كنيم كه سبب افتخار و سربلندي آن‌ها باشد و مردم از آن‌ها به نيكي ياد كنند.
اميد است با رعايت اين نكات بتوانيد فرزند خوبي براي پدر و مادرتان باشيد و زندگي سرشار از موفقيت و
خوشبختي را كه آرزوي همه افراد به خصوص جوانان است پيش رو داشته باشيد.
توسط زهرا بارونی

 

توسط راضیه امیدوارم خوشتون بیاد

اولین موجود فنا ناپذیر

دانشمندان اولين گونه حيواني فناناپذير جهان را شناسايي کردند. به گزارش ايسنا، اين جانور يک گونه عروس دريايي موسوم به Turritopsis nutricula است که مي‌تواند دوباره به مرحله اوليه پوليپ وارد شود و پس از جفت گيري، چرخه حيات خود را از ابتدا آغاز کند. اين گونه عروس دريايي مي‌تواند اين روند را به طور نامحدودي تکرار کند، به اين معني که اين حيوان هيچ‌گاه به دليل سالخوردگي نخواهد مرد. محققان اميدوارند که بررسي اين گونه از عروس دريايي بتواند به پيشرفت‌هاي بزرگ علمي در معکوس کردن روند سالخوردگي در انسان منجر شود

راضیه

نورساخت

 
برگ مهمترین اندام گیاهان است که عمل فتوسنتز در آن انجام می‌شود

نورساخت یا فتوسنتز یک فرایند زیست - شیمیایی (بر پایه بیوشیمی) است که در آن کارمایه نور به وسیله گیاهان و برخی باکتری‌ها به انرژی شیمیایی تبدیل می‌شود. کمابیش همه زیستارها (موجودات زنده) بر روی زمین مستقیم یا غیرمستقیم به این فرایند وابسته‌اند. در فتوسنتز دی ‏اکسید کربن و آب مصرف و اکسیژن و هیدراتهای کربن به وجود می‌آیند. یکی از مهمترین هیدراتهای کربن که طی این فرآیند به وجود می‌آید گلوکز است. هیدراتهای کربن به دنبال واکنش‌های دیگری که در درون سلول انجام می‌گیرد ممکن است به سایر مواد آلی مانند چربی‏ها و پروتئین‏ها تبدیل شوند. ون هلمونت یکی از نخستین آزمایشهای مربوط به فتوسنتز را انجام داد.

تمام بخش‌های سبز گیاه فتوسنتز می‌کنند.ماده سبز موجود در گیاهان که سبزینه یا کلروفیل نام دارد٬ آغاز کننده واکنشهای فتوسنتزی است. اما سایر قسمت‌های گیاه که سبزینه ندارند این عمل را انجام نمی‌دهند.
کلروپلاست‏ها که در سلول‌های کلروفیل دار گیاهان وجود دارند٬ محل استقرار سلولهای کلروفیل هستند. سلول‌های برگ بیشترین میزان کلروپلاست را دارند و به همین دلیل برگ‌ها اندام اصلی فتوسنتز در گیاهان به شمار می‌روند.

تحقیقات جدیدی که در دانشگاه برکلی کالیفرنیا و دانشگاه سنت لوییس واشنگتن انجام شده نشان می‌دهد که فرایند فتوسنتز علاوه بر ساختارهای شیمیایی، سامانه مکانیک کوانتومی نیز دارد.

توسط پردیس

تست شعله ( Flame Test ):

يکی از روش هاي شناسايي مواد که از گذشته اي نزديک رايج شده است استفاده از طيف نوري براي تشخيص نوع عنصر موجود در يک ترکيب است .

اين روش بر اين مبنا استوار است که ابتدا عنصر مورد نظر را مشتعل کرده و سپس از روي رنگ خاصي که هر عنصر در يک طيف يا يک دسته نور در محيط مرئي ساطع مي کند عنصر مورد نظر را شناسايي مي کنند .

براي مثال هنگامي که نمک طعام يا خوراکي را که شامل عنصر فلزي سديم در ترکيب ساختماني است را روي شعله يکنواخت و آبي رنگ که داراي شدت يکنواخت است

 مي گيريم از خود نور نارنجي مايل به زرد خارج مي کند از آنجايي اين نور, تنها مربوط به فلز سديم با اين درجه خلوص در ترکيب مورد نظر است, مي توان در شناسايي ترکيباتي که در آنها شعله مورد نظر داراي اين رنگ مي گردد از بودن سديم در آن ترکيب مطمئن گرديد.

از مزيت هاي اين روش به روش هاي ساده شناسايي ديگر مي توان به قدرت تشخيص عنصر در ترکيب در حالت هاي کمپلکس هاي پايدار و ترکيبات مختلف يک عنصر ( مانند کربنات,سولفات,نيترات و ...) اشاره نمود که حسني بزرگ براي شروع تجزيه و شناسايي و کار با يک ترکيب ناشناخته است .

يکي از کمبود هاي اين روش عدم قدرت تشخيص چند طول موج نزديک به هم از نظر چشم است . که امروزه با پيشرفت تکنولوژي و ساخت تجهيزاتي نظير طيف سنج RI يا دستگاه NMR اين کمبود ها جبران شده و از اين روش تنها براي شناسايي مواد بسيار ساده و در سطحي کم استفاده مي گردد. اين در صورتي است که ماده خالص بوده(؟) , اشتعال زا نباشد و توليد گاز در هنگام سوختن نکند (؟)

در اين آزمايش به تفاوت هاي بين چند ماده در هنگام سوختن در شعله پي مي بريم .

يکی از روش هاي شناسايي مواد که از گذشته اي نزديک رايج شده است استفاده از طيف نوري براي تشخيص نوع عنصر موجود در يک ترکيب است .

اين روش بر اين مبنا استوار است که ابتدا عنصر مورد نظر را مشتعل کرده و سپس از روي رنگ خاصي که هر عنصر در يک طيف يا يک دسته نور در محيط مرئي ساطع مي کند عنصر مورد نظر را شناسايي مي کنند .

 


براي مثال هنگامي که نمک طعام يا خوراکي را که شامل عنصر فلزي سديم در ترکيب ساختماني است را روي شعله يکنواخت و آبي رنگ که داراي شدت يکنواخت است

 مي گيريم از خود نور نارنجي مايل به زرد خارج مي کند از آنجايي اين نور, تنها مربوط به فلز سديم با اين درجه خلوص در ترکيب مورد نظر است, مي توان در شناسايي ترکيباتي که در آنها شعله مورد نظر داراي اين رنگ مي گردد از بودن سديم در آن ترکيب مطمئن گرديد.

از مزيت هاي اين روش به روش هاي ساده شناسايي ديگر مي توان به قدرت تشخيص عنصر در ترکيب در حالت هاي کمپلکس هاي پايدار و ترکيبات مختلف يک عنصر ( مانند کربنات,سولفات,نيترات و ...) اشاره نمود که حسني بزرگ براي شروع تجزيه و شناسايي و کار با يک ترکيب ناشناخته است .


يکي از کمبود هاي اين روش عدم قدرت تشخيص چند طول موج نزديک به هم از نظر چشم است . که امروزه با پيشرفت تکنولوژي و ساخت تجهيزاتي نظير طيف سنج RI يا دستگاه NMR اين کمبود ها جبران شده و از اين روش تنها براي شناسايي مواد بسيار ساده و در سطحي کم استفاده مي گردد. اين در صورتي است که ماده خالص بوده(؟) , اشتعال زا نباشد و توليد گاز در هنگام سوختن نکند (؟)

در اين آزمايش به تفاوت هاي بين چند ماده در هنگام سوختن در شعله پي مي بريم .

روش کار :

ابتدا يک ميله فلزي  و نسوز را در شعله گرفته تا سرخ شود و ديگر دود نکند سپس آن را تا دماي اتاق سرد کنيد .

نمونه هاي مورد نظر را تحويل گرفته و دور از حرارت شعله قرار دهيد .

ابتدا ميله را کمي داغ کرده و در ظرفي که شامل مقدار بسيار کمي ماده است فرو ببريد تا کمي از پودر ماده به نوک ميله بچسبد .

شعله گاز را تنظيم کنيد تا به طور کامل به رنگ آبي پر رنگ بسوزد سپس ميله فلزي را  در مکاني که شعله مورد نظر بيشترين حرارت را داراست بگيريد و به آرامي بچرخانيد (از تنفس گاز هاي خارج شده جدا خودداري کنيد!) رنگ شعله را براي ترکيب مورد نظر يادداشت کنيد . براي ترکيب بعدي دوباره ميله را تميز کنيد , روي شعله تا سرخي حرارت دهيد و تا دماي محيط خنک کنيد و مراحل را دوباره تکرار کنيد .

براي هر ترکيب رنگ مورد را به دقت يادداشت کنيد تا در گزارش کار خود نوع عنصر ماده داده شده را از روي رنگ شعله مورد نظر شناسايي کنيد .

[URL=http://www.irupload.ir/][IMG]http://www.irupload.ir/images/4unispm4xin3wu6a1eu5.jpg[/IMG][/URL]

 

موسوی نژاد-اول۲

شیمی مطالعهٔ ساختار، خواص، ترکیبات، و تغییر شکل مواد است. این علم مربوط می‌شود به عناصر شیمیایی و ترکیبات شیمیایی که شامل

اتمها، مولکولها، و برهم‌کنش میان آنهاست.
واژه شیمی خود داستان درازی دارد. ریشه این نام در واژه کیمیا است. خاستگاه واژه کیمیا از زبان پارسی باستان است. این واژه و

داستان دانش شگفت انگیز پشت آن به همراه دانشش به زبان عربی نوشته شد و اروپاییان با این واژه و دانش آن از راه مسلمانان آشنا شدند و

این دانش را با نام alchemy شناختند. آنگاه آن را در میان خود پروردند تا در سده‌های نزدیک به ریخت فرانسه شیمی به زبان ما

بازگشت. دانش شیمی به دو گرایش شیمی محض و شیمی کاربردی تقسیم می‌شود.

تئوری اتمی پایه و اساس علم شیمی است. این تئوری بیان می‌دارد که تمام مواد از واحدهای بسیار کوچکی به نام اتم تشکیل شده‌اند. یکی

از اصول و قوانینی که در مطرح شدن شیمی به عنوان یک علم تأثیر به‌سزایی داشته، اصل بقای جرم است. این قانون بیان می‌کند که در

طول انجام یک واکنش شیمیایی معمولی، مقدار ماده تغییر نمی‌کند. (امروزه فیزیک مدرن ثابت کرده که در واقع این انرژی است که بدون

تغییر می‌ماند و همچنین انرژی و جرم با یکدیگر رابطه دارند.) این مطلب به طور ساده به این معنی است که اگر ده‌هزار اتم داشته باشیم و

مقدار زیادی واکنش شیمیایی انجام پذیرد، در پایان ما همچنان بطور دقیق ده‌هزار اتم خواهیم داشت. اگر انرژی از دست رفته یا به‌دست‌آمده

را مد نظر قرار دهیم، مقدار جرم نیز تغییر نمی‌کند. شیمی کنش و واکنش میان اتم‌ها را به تنهایی یا در بیشتر موارد به‌همراه دیگر اتم‌ها و

به‌صورت یون یا مولکول (ترکیب) بررسی می‌کند.این اتم‌ها اغلب با اتم‌های دیگر واکنش‌هایی را انجام می‌دهند. (برای نمونه زمانی‌که

آتش چوب را می‌سوزاند واکنشی است بین اتم‌های اکسیژن موجود در هوا که نور بر روی مواد شیمیایی فیلم عکاسی ایجاد می‌کند شکل

می‌گیرد.) یکی از یافته‌های بنیادین و جالب دانش شیمی این بوده‌است که اتم‌ها روی‌هم‌رفته همیشه به نسبت برابر با یکدیگر ترکیب

می‌شوند. سیلیس دارای ساختمانی است که نسبت اتم‌های سیلیسیوم به اکسیژن در آن یک به دو است. امروزه ثابت شده‌است که

استثناهایی در زمینهٔ قانون نسبت‌های معین وجود دارد(مواد غیر استوکیومتری). یکی دیگر از یافته‌های کلیدی شیمی این بود که زمانی که

یک واکنش شیمیایی مشخص رخ می‌دهد، مقدار انرژی که بدست می‌آید یا از دست می‌رود همواره یکسان است. این امر ما را به مفاهیم

مهمی مانند تعادل ، ترمودینامیک می‌رساند. شیمی فیزیک بر پایهٔ فیزیک پیشرفته (مدرن) بنا شده‌است. اصولاً می‌توان تمام سیستم‌های

شیمیایی را با استفاده از تئوری مکانیک کوانتوم شرح داد. این تئوری از لحاظ ریاضی پیچیده بوده و عمیقاً شهودی است. به هر حال در

عمل و بطور واقعی تنها بررسی سیستم‌های سادهٔ شیمیایی قابل بررسی با مفاهیم مکانیکی کوانتوم امکان‌پذیر است و در اکثر مواقع باید از

تقریب استفاده کرد(مانند تئوری کاری دانسیته). بنابراین درک کامل مکانیک کوانتوم برای تمامی مباحث شیمی کاربرد ندارد؛ زیرا نتایج

مهم این تئوری (بخصوص اربیتال اتمی) با استفاده از مفاهیم ساده‌تری قابل درک و به‌کارگیری هستند. با اینکه در بسیاری موارد ممکن

است مکانیک کوانتوم نادیده گرفته شود، اما از مفهوم اساسی آن، یعنی کوانتومی کردن انرژی، نمی توان صرف نظر کرد. شیمی‌دان‌ها

برای بکارگیری کلیه روش‌های طیف نمایی به آثار و نتایج کوانتوم وابسته‌اند. علم فیزیک هم ممکن است مورد بی توجهی واقع شود، اما به

هر حال برآیند نهایی آن (مانند رزونانس مغناطیسی هسته‌ای) پژوهیده و مطالعه می‌شود. یکی دیگر از تئوری‌های اصلی فیزیک مدرن که

نباید نادیده گرفته شود نظریه نسبیت است. این نظریه که از دیدگاه ریاضی پیچیده‌است، شرح کامل فیزیکی علم شیمی است. مفاهیم

نسبیتی تنها در برخی از محاسبات خیلی دقیق ساختمان هسته، به‌ویژه در عناصر سنگین‌تر، کاربرد دارند و در عمل تقریباً با شیمی پیوند

ندارند. 

بخش های اصلی شیمی عبارت اند از :

 
 شیمی فیزیک، که پایه و اساس کلیهٔ شاخه‌های دیگر را تشکیل می‌دهد، و شامل ویژگی‌های فیزیکی مواد و ابزار تئوری بررسی آنهاست.
شیمی آلی، که به مطالعهٔ ترکیبات کربن‌دار، غیر از ترکیباتی چون دو اکسید کربن (دی اکسید کربن) می‌پردازد. 
 شیمی معدنی، که به اکثریت عناصری که در شیمی آلی روی آنها تاکید نشده و برخی خواص مولکولها می‌پردازد.
شیمی تجزیه، که به تعیین ترکیبات مواد و اجزای تشکیل دهنده آن‌ها می‌پردازد. 
 زیست‌شیمی یا بیوشیمی یا شیمی حیات مطالعه‌ی فرایندهای شیمیایی در سازواره‌های زیستی است.
موسوی نژاد -اول۲

شیمی سبز چیست؟

شيمي نقش بنيادي در پيشرفت تمدن آدمي داشته و جايگاه آن در اقتصاد ، سياست و زندگي روز به روز پر رنگ تر شده است . با اين همه ، شيمي طي روند پيشرفت خود ، كه همواره با سود رساندن به همراه بود ، آسيب هاي چشم گيري نيز به سلامت آدمي و محيط زيست وارد كرده است شيميدانها سالها كوشش و پژوهش ، مواد خاصي از طبيعت برداشت كرده اند .كه با سلامت آدمي و شرايط محيط زيست سازگاري سيار دارند ، و آنها را به مواردي تبديل كرده اند كه سلامت آدمي و محيط زيست را به چالش كشيده اند . همچنين ف اين مواد به سادگي به چرخه ي طبيعي مواد باز نمي گردند و سالهاي زيادي بصورت زباله هاي بسيار آسيب رسان و هميشگي در طبيعت مي ماند .

بارها از آسيب هاي مواد شيميايي به بدن آدمي و محيط زيست شنيده و خئانده ايم . اما چاره ي كار چيست ؟ آيا دوري و پرهيز از بهره گيري از مواد شيميايي مي تواند به ما كمك كند ، تا چه اندازه اي مي توانيم از آنها دوري كنيم ؟ كدام ها را مي توانيم بكار نبريم ؟ كداميك از فراورده هاي شيميايي را مي توان يافت كه با آسيب به سلامت آدمي يا محيط زيست همراه نباشد ؟ داروهايي كه سلامتي ما به آنها بستگي زياد‌‌‌ي را به خود ما آسيب هايي به بدن ما همراهند .. آيا مي توانيم آنها را بكار نبريم ؟ آيا مي توان آب تصفيه شده با مواد شيميايي را  ننوشيم ؟ پيرامون ما را انبوهي از مواد شيميايي گوناگون فراگرفته اند كه در زهرآگين بودن و آسيب رسان بودن بيشتر آن شكي نداريم و از بسياري از آنها نيز نمي توانيم دوري كنيم یاسمن و ردیس

حباب یخ زده

موج سرمای شدید در اروپا، این امکان را به‌وجود آورده است که پدیده‌های زیبایی را در هر خانه‌ای تجربه کرد. یکی از این پدیده‌ها، حباب‌های یخ‌زده است که بلافاصله پس از متورم شدن، یخ می‌بندد.
یان راسل، مشاور نمایشگاه‌های علمی در شامگاه 6 ژانویه، این حباب‌های آب‌صابون را در حیات منزلش تولید کرد. دمای هوا 6 درجه سانتی‌گراد زیر صفر بود و همین سبب شد حباب به‌آرامی یخ بزند و او بتواند مراحل مختلف یخ‌زدن را به تصویر بکشد.
اگر دمای هوا پایین‌تر از 20 درجه سانتی‌گراد زیر صفر می‌بود، حباب‌ها بلافاصله یخ می‌بستند و کره‌هایی تشکیل می‌دادند که ضخامت آنها بیش از چند مولکول نبود. به بلورهای شش گوش یخ دقت کنید!

تخمیر چیست؟

تخمیر پدیده‌ای است ناشی از مجموعه فعالیتهای زیستی که در آن ترکیبات آلی دارای مولکولهای بزرگ به ترکیبات دارای مولکولهای کوچک‌تر و ساده‌تر شکسته و تجزیه (کاتابولیسم) شده از فرآیند آن علاوه بر ایجاد ترکیبات آلی ساده‌تر، دی‌اکسیدکربن و انرژی نیز آزاد می‌گردد. با بیان دیگر تخمیر تجزیه ناقص بعضی از متابولیت‌ها (ترکیبات آلی) به ترکیبات ساده‌تر همراه با انرژی توسط عامل تخمیری است.

در گیاهان تخمیر بیولوژیکی تنها تخمیر الکلی نبوده، ممکن است با کمی تخمیر لاکتیک نیز همراه باشد، برخی از سازواره‌های حیاتی (میکروارگانیسم‌ها) مانند قارچ‌های میکروسکوپی نیز قادر به تخمیرهایی مانند تخمیرهای سیتریک و اکسالیک روی قندهای شش کربنی (هگزوزها) و تخمیر استیک روی الکل اتیلیک و غیره هستند. باکتریها عامل انواع دیگری از تخمیر در طبیعت هستند. تخمیر بوتیریک سلولز لاشه برگ‌ها و تجزیه آنها که سبب افزایش ترکیبات آلی خاک می‌شود و همچنین تخمیرهای تعفنی مواد آلی توسط باکتریها صورت می‌گیرد.


یاسمن

نانو تکنولوژی در شیمی

در دو دهه اخیر، پیشرفتهای تكنولوژی وسایل و مواد با ابعاد بسیار كوچك به دست آمده است و به سوی تحولی فوق العاده كه تمدن بشر را تا پایان قرن دگرگون خواهد كرد ، پیش می رود . برای احساس اندازه های مادون ریز ، قطر موی سر انسان را كه یك دهم میلیمتر است در نظر بگیرید ، یك نانومتر صدهزار برابر كوچكتراست 9- 10متر . تكنولوژی و مهندسی در قرن پیش رو با وسایل ، اندازه گیریها و تولیداتی سروكار خواهد داشت كه چنین ابعاد مادون ریزی دارند .
درحال حاضر پروسه های در ابعاد چند مولكول قابل طراحی و كنترل است . همچنین خواص مكانیكی ، شیمیایی ، الكتریكی ، مغناطیسی ، نوری و... مواد در لایه ها در حدود ابعاد نانومتر قابل درك و تحلیل و سنجش است .

تكنولوژی درقرن گذشته در هرچه ریزتر كردن دانه های بزرگتر پیشرفت چشمگیری داشت ، بطوریكه به مزاح گفته شد كه دیگر كشف ذرات ریز اتمی ((Sub-Atomic)) نه تنها جایزه نوبل ندارد ، بلكه به آن جریمه هم تعلق می گیرد ! تكنولوژی نو درقرن حاضر مسیر عكس را طی می كند . یعنی مواد مادون ریز را باید تركیب كرد تا دانه های بزرگتر كارآمد به وجود آ ورد .
درست همان روشی كه در طبیعت برای تولید كردن حاكم است . مجموعه های طبیعی ، تركیبی از دانه های مادون ریز قابل تشخیص با خواص مشابه و یا متفاوت با اندازه های در حدود نانو است . پردیس


فاشیست چیست؟

بچه ها امروز براتون یک مطلب جدید دارم که باهاش حال کنید

فاشيستها در دهه سوم و چهارم قرن بيستم در ايتاليا و آلمان به قدرت رسيدند. در همين ايام در روماني، اسپانيا، مجارستان و اتريش به مرحله كسب قدرت نزديك شدند و در انگلستان، فرانسه، بلژيك، هلند و فنلاند، هرچند ضعيف، اما حاظر شدند. واقعيت فوق بيانگر آن است كه ايدئولوژي فاشيسم ميدان عمل بين‌المللي دارد.
پيروان آرمان‌گراي فاشيسم، آن‌را جنبشي مي‌خوانند به رهبري گروهي از نخبگان قهرمان، متعهد، منضبط و آماده هر نوع عملي به منظور نجات كشور و از صحنه خارج كردن دشمنان مردم.
گفتمان فاشيسم مخالف "دموكراسي پارلماني" است و "حقوق مدني و سياسي" شهروندان را انكار مي‌كند، با اين استدلال كه مردم‌سالاري و رقابت آزاد "اتحاد واقعي" جامعه را به هم مي‌زند و به همين دليل فاشيستها عاشق جامعه خلقي(volk community) و توده‌اي‌اند كه حتي‌الامكان فاقد نهادهاي مدني باشد.
فاشيستها "شهر" را مامن روحيه تسامحي پوچ‌‌انگارانه و بي‌بهره از سنت، عقيم، جايي براي كسب ثروتهاي باد‌آورده و بدون كار و زحمت، محل طبيعي رشد مكاتب انحرافي، دچار انحطاط اخلاقي، بي‌حرمتي نژادي[مذهبي] و اختلاط شيوه‌هاي زندگي مي‌خوانند و شايد به آن دليل كه در شهرهاي بزرگ صاحب راي كمتري هستند، بر فرهنگ فئودالي تاكييد مي‌كنند و "انجام وظيفه" را بر "احقاق حق" مقدم مي‌داند. در ايدئولوژي فاشيسم اشاراتي شورانگيز به قبيله‌گرائي تخيلي، بدوي و مبتني بر روحيه جنگجوئي رزمندگان عصر فئوداليته ديده مي‌شود. به همين علت طرفداران اين عقيده شبه مذهبي، همبستگي مصممانه، فداكاري قبيله خواهانه و رفتار پرخاشگرانه و ستيزه‌جويانه خلقي را تشويق مي‌كنند.
به عقيده نظريه‌پردازان فاشيسم مبارزه اجتماعي، به تنهائي، انسان را از بربريت منحط پارلمانتاريست‌هاي خود فروخته، دموكرات‌هاي ابله و انسان‌گرايان بزدل پاك مي‌كند. بر همين مبنا، آنان از خشونت فرقه‌‌اي مبتني براتحاد گروهي آرمانخواهانه كه با عمليات انقلابي منافع خصوصي را به منظور تحقق يك اسطوره اجتماعي با تحولي ويرانگر قرباني مي‌كنند، تجليل مي‌كنند.
فاشيسم حل مسائل اجتماعي را با شيوه‌هاي ساده و بدون در نظر گرفتن شرايط، تحولات و مناسبات اجتماعي تبيين مي‌كند. ريشه اين ديدگاه را بايد در عدم درك فاشيست‌ها از تنوع، پيچيدگي و تحولات جهان معاصر و عدم تسامح درباره مظاهر آن جستجو كرد. نگاه امنيتي و نظامي به همه عرصه‌هاي زندگي و كاربرد "زور" و "حذف خشونت‌بار عليه توطئه‌گران" به مثابه تنها راهبرد پيروز سخن اول گفتمان فاشيسم است؛در واقع فضائل پيشينيان فقط با اعمال زور و خشونت حفظ مي‌شود.
فاشيسم در جوامعي گسترش مي‌يابد كه نخبگان سنتي حاكم در برابر دگرگونيهاي اجتناب ناپذير اجتماعي كه زمينه‌‌ساز پيدايش انواع اندشه‌ها، ارزش‌ها، نهاد‌ها و نيروهاست، احساس درماندگي مي‌كنند. به عبارت ديگر آنان، در جوامعي رشد مي‌كنند كه طبقات يا قشرهاي محافظه‌كار قديمي هنوز قدرتمندند، اما در اثر دگرگوني‌هاي پرشتاب و مدرن اجتماعي، در معرض تهديد قرار گرفته‌اند.
فاشيسم "محافظه‌كاري سنتي" نيست، بلكه "محافظه‌كاري انقلابي" است كه با ايجاد "وحشت سازمان يافته" و اعمال كنترل بر تمام عرصه‌هاي حيات اجتماعي اعتقاد دارد. به باور فاشيست‌ها اعمال خشونت‌هاي نامنظم و سازمان نيافته استبداد كهن پاسخگوي بالندگي ارزش‌ها، نهادها و نيروهاي عدالت‌خواه و آزادي‌طلب نيست. آنان "سنگدلي هول‌انگيز" و "نظامي كردن سياست، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع" را روش حل مسائل مختلف مي‌خوانند و با به راه انداختن خشونت‌هاي خياباني و كنترل فراگير، سد محكمي در برابر اشخاص و احزاب دموكرات و منتقدان و مخالفان اقتدارگرايي ايجاد مي‌كنند.
بر اين مبنا فاشيسم را نمي‌توان "آخرين نفس‌هاي سرمايه‌داري انحصاري" خواند، بلكه بهتر است آن‌را "واپسين تلاش‌هاي محافظه‌كاري" در حفظ انحصاري قدرت و موقعيت خود ناميد. زيرا درست است كه محافظه‌كاران سنتي نه تروريست‌اند و نه توتاليتر، اما فاشيسم با سوء استفاده از هراس و نارضايتي آنان و با تكيه بر اراده، انضباط، خشونت و سخت‌كوشي رضايت و يا دست كم سكوت محافظه‌كاران سنتي را جلب مي‌كند تا ارعاب را نهادينه و كنترل‌هاي همه جانبه را توجيه نمايد. رعب و وحشتي كه فاشيست‌ها براي حفظ ارزش‌ها و منافع محافظه‌كاران لازم مي‌خوانند.
فاشيستها با وجود افراطي و عوام‌پسند كردن انديشه‌هاي محافظه‌كاران سنتي، هرگز خود را حامي نخبگان مرتجع قديمي نمي‌خوانند، چون قصد ارضاي جاه‌طلبي و فريب توده‌ها را دارند. بنابراين معمولاً با انديشه و شعارهاي بلند پروازانه و عدالت‌طلبانه حركت خود را آغاز مي‌كنند، اما به محض كسب قدرت حامي منحط‌ترين قشرها و تبعيض‌آميزترين مناسبات اقتصادي و اجتماعي مي‌شوند. آنان كه خود را عاري از تعلقات و خودخواهي‌هاي فردي و طبقاتي و مادي مي‌خوانند، اما در عمل از منابع هنگفت قشرها و طبقات ثروتمند حمايت مي‌كنند.
یاسمن