کاربرد شیمی در زندگی

کاربرد مواد ضد عفونی کننده در زندگی

یکی از مهم ترین کاربردهای مواد شیمیایی در زندگی روز مره استفاده از مواد ضدعفونی کننده است .استفاده از ضد عفونی کننده ها و گند زداها از عوامل مهم پیشگیری از بیماریهاست.شوینده ها بیشترین حجم مواد شیمیایی که روزانه با آن سروکار داریم را تشکیل می دهند.لذا شناخت آنها خیلی مهم است شناختی که باعث می شود از حجم انبوه نام ها و تبلیغات گوناگون بهترین را انتخاب کنیم و فریب رنگ ،شکل ،بو و طعم ظاهری را نخوریم .زیرا ساختمان اصلی اکثر شوینده ها یکی است وتفاوت آنها در ظواهر نام برده شده و نوع تبلیغات می باشد.به عنوان مثال تمام پودرهای ماشین لباسشویی پر بورات وجود دارد.و حال اگر سازنده ای در تبلیغ خود بگویدکه پودر ما شامل پر بورات است معلوم است که.......
مطالعه این مطالب دید جدیدی از مواد شیمیایی را در منزل استفاده می کنید ته شما می دهدو باعث می شود از مواد دیگری استفاده کنید.سعی کنید مواد شیمیایی را از فروشگاههای مواد شیمیایی تهییه کنید و بسیاری از ضد غفونی کننده ها را خودتان بسازید.اگر مصرف موادی مثل
آب ژاول،ساولن،آب اکسیژنه ،الکل،بتادین،جوش شیرین،جوهر نمک و استون وآمونیاک و امثال آن در منزلتان زیاد است آنها را در مقادیر بیشتر و غلیظ از فروشگاهای مواد شیمیایی تهیه کرده و هنگام نیازمقداری از آن را رقیق کنید.این کار تا ده برابر هزینه شما را کاهش می دهد.

یخ خشک و کاربرد آن در زندگی

از آنجا که نقطه انجماد یخ خشک بسیار پایین است از آن برای انجماد و سرد سازی مواد غذایی،داروها و غیره استفاده می شود.
این ماده در دمای معمولی بدون اینکه به مایع تبدیل شود،مستقیما″ از حالت جامد به حالت گازی شکل در می آیدو بخار می شود.
به همین دلیل از یخ خشک برای تولید مه و بخاردر فیلمها برنامه های تلویزیونی صحنه تئاتر و غیره استفاده می شود

استفاده های سیلیسیم

ماسه دارای مقادیر زیادی از این ماده است.سیلیسیم عمدتا از دی اکسید سیلیسیم استخراج می شود که ترکیبی از اکسیژن و سیلیسیم است . با حرارت دادن دی اکسید سیلیسیم، اکسیژن جدا می شود و سیلیسیم به دست می آید.

 سیلیسیم در طبیعت بیشتر به صورت سیلیس و به حالت متبلور یافت می شود  کوارتز ، ژاسب و ماسه شکلهای مختلفی از سیلیس اند .

کوارتز، سیلیس متبلور و شفاف ; ژاسب نوعی سنگ قیمتی است.  ماسه نیز مخلوطی از سیلیس ناخالص و مواد دیگر است. سیلیکاتها ترکیبات دیگری از سیلیس ا ند که در صنایع مختلف کاربردهای فراوانی  دارند.

 میکا و آزبست هر دو نوعی سیلیکات ا ند. سیلیکاتها در صنعت شیشه سازی،تهیه کاغذ سمباده و ابزارهای نوری و الکترونیکی کاربرد دارند .

 از سیلیکات سدیم در تهیه صابون و رنگرزی استفاده می شود . سیلیسیم خالص در ساخت پیلهای نوری – برقی،  ترانزیستور و ابزارهای الکترونیکی مورد استفاده قرار می گیرد .

 از ترکیب سیلیسیم و کربن برای جلا دادن فلزات استفاده می شود .سیلیسیم در ساخت نیمه رساناها – که در زندگی روزمره کاربردهای فراوانی دارند – نیز به کار می رود.

استفاده از متانول در رایانه ها و تلفن ها

از آن جا که متانول به عنوان یک مایع، به علت جریان فراساختاری به آسانی جاری می شود، احتمالا به یکی از نخستین سوخت ها برای سلول ها ی تبدیل خواهد شد.

جیمز مک کراث ،پروفسور شیمی در ویر جینیاتک ،توضیح می دهد متانول که ساده ترین الکل است هنگامی که به عنوان سوخت به کار می رود  به کمک آب رقیق می شود. در یک سلول سوختی ،مولکول متانول – آب یک الکترون از دست می دهد .

 سپس آب و پروتون از غشای تبادل پروتونی می گذرند تا به محفظه ی دوم برسند . در این بخش است که آب و کربن دی اکسید به عنوان فراورده های جانبی تولید می شوند. مک کراث بر این باور است که سلول های سوختی مجهز به سوخت متانول را می توان پیش از سلول های سوختی مصرف کننده ی هیدروژن(به عنوان سوخت ) توسعه داد .

او می گوید : «با استفاده از جریان فراساختاری ،یک مایع آسان تر از یک گاز جاری می شود . »

متانول دارای غلظت مشابه با سیال های پاک کننده ی شیشه ی خودرو هاست و تقریبا  با همان غلظت انرژمورد نیاز رایانه ها و تلفن ها را فراهم می کند . مک کراث می گوید :«ظرفی از متانول به اندازه ی مخزن جوهر چاپگر یک رایانه  می تواند انرژی لازم یک دستگاه تلفن را به جای چند ساعت به مدت چند روز تامین کند.»

کاری از طاهره افرازه

سمی ترین موجودات جهان

قورباغه سمی طلایی: در کلمبیا یافت می شود. این قورباغه 1.5 اینچی کوچک ، سمی ترین موجود زنده شناخته شده است.سم آن روی پوستش قرار دارد و هر چیزی که آن را بخورد، فوراً از پا درمیآید. هر کدام از این قورباغه یک میلیگرم سم روی پوست خود دارد که برای کشتن 10000 موش و یا 10 تا20 انسان کافیست.     

زنبق مرگ: برگ های آن ممکن است با پیاز وحشی اشتباه گرفته شود.در آمریکای شمالی و سیبری یافت میشود و برای انسان و حیوانات خطرناک است.اثر سم آن با سوزش لب ها شروع میشود و کاهش ضربان قلب و دمای بدن ،کما و پس از آن مرگ را به همراه دارد.

عقرب مرگ خرامان: در مناطق گرم شمال آفریقا و خاور میانه یافت میشود. با یک نیش دم خود میتواند یک انسان را از پا در آورد.

قارچ کلاه مرگ: یکی از کشنده ترین قارچ هاست،30 گرم از آن برای کشتن انسان کافیست. سم آن موجب زردی، مرگ کاذب و سرگیجه می شود. معمولاً درمان آن تعویض کلیه است.

مار تایپه ای: این خزنده مهلک آسیایی 50 برابر از مار کبرا کشنده تر است. ذره ای به اندازه یک بلور کوچک نمک از سم اینمار برای از پا در آوردن انسان کافیست.

کاپساسین: ماده شیمیایی که موجب تندی فلفل میشود. در ضعیف ترین شکل خود اگر خورده شود انسان را از پا در می آورد.در برخورد با پوست انسان، سوختگی و تاول را موجب میشود.

عنکبوت سرگردان برزیلی: این عنکبوت تقریباً هر سال 5 نفر را در سراسر دنیا میکشد.سم آن درد شدید، تعرق بسیار و از دست دادن هشیاری را به همراه دارد.این عنکبوت بیشتر بین خوشه های موز یافت میشود.

سیاه زخم: ابتلا به آن بر اثر تماس با حیوان ناقل صورت میگیرد و استفراغ ،ایست قلبی و تنفسی را موجب می شود. این سم 5 نفر از مردم آمریکا که این سم را از طریق نامه دریافت کرده بودند، را در سال2001 از پا درآورد.

ماهی سنگی: در کف آبهای استرالیا یافت می شود. خار های پشت آن به اندازه از پا در آوردن کسی که آن را لگد میکند کافیست. مرگ در ظرف چند ساعت حتمی است.

عنکبوت بیوه سیاه: با خال های قرمز زیر شکم خود به راحتی قابل شناسایی است.این عنکبوت بزرگ در سراسر دنیا به خصوص در نقاط گرمسیر و کشاورزی یافت می شود و مسمومیت ناشی از سم آن ،15 برابر از سم مار زنگی خطرناک تر است.

دیوکسین: به کشنده ترین ماده ساخت بشر معروف است.از سیانید 60000 برابر کشنده تر است.یک دز 50 میلیگرمی آن برای از پا در آوردن انسان کافیست.این مقدار یک هزارم یک قرص است.

مطمئنا به درد بخوره

میوه ها و سبزیجات در قرآن

در قرآن, اين ميوه ها و سبزيجات نام برده شده اند: خرما, انگور, زيتون, انار, موز, انجير, خيار, سير, عدس و پياز. تعدادي از آياتي که اين لغات در آنها تکرار شده اند, در اينجا آورده شده اند

۱- سوره: ۶ , آیه: ۱۴۱

و اوست كسى كه باغهايى با داربست و بدون داربست و خرمابن و كشتزار با ميوه‏هاى گوناگون آن و زيتون و انار شبيه به يكديگر و غير شبيه پديد آورد از ميوه آن چون ثمر داد بخوريد و حق [بينوايان از] آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهيد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد

۲- سوره: ۱۳ , آیه: ۴

و در زمين قطعاتى است كنار هم و باغهايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه كه با يك آب سيراب مى‏گردند و [با اين همه] برخى از آنها را در ميوه [از حيث مزه و نوع و كيفيت] بر برخى ديگر برترى مى‏دهيم بى گمان در اين [امر نيز] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند دلايل [روشنى] است

۳- سوره: ۱۶ , آیه: ۱۱

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مى‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مى‏كنند نشانه‏اى است

۴- سوره: ۵۶ , آیه: ۲۹

و درختهاى موز كه ميوه‏اش خوشه خوشه روى هم چيده است

۵- سوره: ۹۵ , آیه: ۱

سوگند به انجير و زيتون

۶- سوره: ۲ , آیه: ۶۱

و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمين مى‏روياند از [قبيل] سبزى و خيار و سير و عدس و پياز براى ما بروياند [موسى] گفت آيا به جاى چيز بهتر خواهان چيز پست‏تريد پس به شهر فرود آييد كه آنچه را خواسته‏ايد براى شما [در آنجا مهيا]ست و [داغ] خوارى و نادارى بر [پيشانى] آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند و پيامبران را بناحق مى‏كشتند اين از آن روى بود كه سركشى نموده و از حد درگذرانيده بودند

۷- سوره: ۱۹ , آیه: ۲۵

و تنه درخت‏خرما را به طرف خود [بگير و] بتكان بر تو خرماى تازه مى‏ريزد

(شیخی)

خاصیتهای اب

توجيه برخي ويژگيهاي غير عادي آب
از آنجا که بارهاي الکتريکي نا هم نام يکديگر را مي ربايند ، قطب مثبت يک مولکول آب ، قطب منفي مولکول همسايه اش را جذب مي کند . اين نيروي جاذبه سبب مي شود که مولکول هابتوانند در کنار هم قرار بگيرند ، از اين رو به آن نيروي جاذبه بين مولکولي گفته مي شود . در آب نيروي جاذبه بين مولکولي خيلي زياد است ، چنين بنظر مي رسد که اتم هيدروژن ، مولکولهاي آب را در کنار هم نگه داشته است به همين علت به اين نيروها پيوند هيدروژني مي گويند .بنابراين انرژي بالايي معادل j۲۲۶۰ مورد نياز است که يک گرم آب را تبدي به بخا رکند . هين نيروي قوي جاذبه بين مولکولهاي آب سبب به وجود آمدن کشش سطحي زياد مي شود .

آب به عنوان يک حلال
آب به عنوان حلال مي تواند تعداد بسيار زيادي از ترکيبات يوني مانند سديم کلريد را در حوض حل کند . چون مولکول هاي آب قطبي هستند . سديم کلريد در آب تبديل به يون هاي( Na مثبت و Cl منفي ) در بين مولکولهاي آب مي شود . اين محلول رساناي الکتريکي نيز هست . زيرا يون هاي مثبت محلول (کاتيون مثبت Na ) به طرف قطب منفي و يون هاي منفي محلول (آينون منفي Cl) به طرف قطب مثبت حرکت مي کند و جريان برق را انتقال مي دهند .
انحلال پذيري مواد جامد در آب
براي حل شدن مواد گوناگون در مقدار معيني آب در دماي اتاق محدوديتي وجود دارد. اين محدوديت را انحلال پذيري يا قابليت حل شدن آن ماده مشخص مي کند . انحلال پذيري وابسته به دما است و مي توان آن را با کمک منحني انحلال پذيري نشان داد . بسته به ميزان ماده حل شده ، محلول را به سه نوع تقسيم مي کنند که عبارتند از محلول هاي سير نشده ، سيرشده و فراسير شده .


انحلال پذيري گازها درآ ب
انحلال پذيري گازها در آب هم وابسته به دما است . در دماي پائين تر ميزان بيشتري گاز درآب حل مي شود . به ميزان اکسيژن حل شده در آب DO مي گويند و آن را بر حسب PPm (قسمت در ميليون) بيان مي کنند .


آلودگي گرمايي آب
در ماه هاي گرم تابستان رقابت ميان موجودات زنده آبزي براي دسترسي به اکسيژن محلول افزايش مي يابد . با توجه به اينکه در فصل گرم ميزان اکسيژن حل شده در آب کمتر است و از طرفي برخي از کارخانه ها از آب براي سيستم خنک کننده ي خود استفاده مي کنند و مجدداً آب گرم شده را به رودخانه و دريا بر مي گرداند ،دماي آب بالا رفته و ميزان اکسيژن کمتري را درخود حل مي کند . اين مسئله باعث مرگ و مير ماهي ها مي شود.


آلودگي اسيدي آب
مي دانيم که PH مقياسي براي تعيين خاصيت اسيدي يا قليايي بودن محلول است و محدوده آن از اسيدي ترين تا قليايي ترين محلول به شکل زير است :
آب باران اندکي اسيدي است ، زيرا مقادير کمي از ۲Co هوا را در داخل خود حل مي کند و کربنبک اسيد رقيق بوجود مي آورد . با جريان يافتن آب باران در بستر جويبارها ممکن است موادي در آن حل شده و ph را بالا ببرند . گاه ممکن است با ورود پساب اسيدي و فاضلاب کارخانه ها به آب هاي طبيعي Ph آب کاهش يابد ، به گونه اي که ماهي توان ادامه زندگي در اين Ph اسيدي را نداشته باشند .


آلودگي آب توسط کاتيون هاي سنگين
گاه ممکن است کاتيون هاي سنگيني مثل جيوه (Hg+2) ، سرب(Pb+2) و کادميم(Cd+2) از طريق پساب هاي صنعتي به منابع آب وارد شده اند و آب را آلوده کنند . ضريب خطر يون هاي سنگين از اين رابطه بدست مي آيد :140


تصفيه طبيعي آبها
آبها به طور طبيعي طي سه فرآيند زير خود به خود تصفيه مي شوند :
۱- جداشدن تقزيباً کامل مواد اوليه حل شده در آب به هنگام تشکيل برف و باران
۲- تجزيه برخي از مواد محلول و شناور به مواد ساده تر تويط باکتريها
۳- جداشدن مواد معلق ازآب به هنگام عبور از ميان سنگ ريزه ها و ماسه ها

ً

خاصیتهای اب

توجيه برخي ويژگيهاي غير عادي آب
از آنجا که بارهاي الکتريکي نا هم نام يکديگر را مي ربايند ، قطب مثبت يک مولکول آب ، قطب منفي مولکول همسايه اش را جذب مي کند . اين نيروي جاذبه سبب مي شود که مولکول هابتوانند در کنار هم قرار بگيرند ، از اين رو به آن نيروي جاذبه بين مولکولي گفته مي شود . در آب نيروي جاذبه بين مولکولي خيلي زياد است ، چنين بنظر مي رسد که اتم هيدروژن ، مولکولهاي آب را در کنار هم نگه داشته است به همين علت به اين نيروها پيوند هيدروژني مي گويند .بنابراين انرژي بالايي معادل j۲۲۶۰ مورد نياز است که يک گرم آب را تبدي به بخا رکند . هين نيروي قوي جاذبه بين مولکولهاي آب سبب به وجود آمدن کشش سطحي زياد مي شود .

آب به عنوان يک حلال
آب به عنوان حلال مي تواند تعداد بسيار زيادي از ترکيبات يوني مانند سديم کلريد را در حوض حل کند . چون مولکول هاي آب قطبي هستند . سديم کلريد در آب تبديل به يون هاي( Na مثبت و Cl منفي ) در بين مولکولهاي آب مي شود . اين محلول رساناي الکتريکي نيز هست . زيرا يون هاي مثبت محلول (کاتيون مثبت Na ) به طرف قطب منفي و يون هاي منفي محلول (آينون منفي Cl) به طرف قطب مثبت حرکت مي کند و جريان برق را انتقال مي دهند .
انحلال پذيري مواد جامد در آب
براي حل شدن مواد گوناگون در مقدار معيني آب در دماي اتاق محدوديتي وجود دارد. اين محدوديت را انحلال پذيري يا قابليت حل شدن آن ماده مشخص مي کند . انحلال پذيري وابسته به دما است و مي توان آن را با کمک منحني انحلال پذيري نشان داد . بسته به ميزان ماده حل شده ، محلول را به سه نوع تقسيم مي کنند که عبارتند از محلول هاي سير نشده ، سيرشده و فراسير شده .


انحلال پذيري گازها درآ ب
انحلال پذيري گازها در آب هم وابسته به دما است . در دماي پائين تر ميزان بيشتري گاز درآب حل مي شود . به ميزان اکسيژن حل شده در آب DO مي گويند و آن را بر حسب PPm (قسمت در ميليون) بيان مي کنند .


آلودگي گرمايي آب
در ماه هاي گرم تابستان رقابت ميان موجودات زنده آبزي براي دسترسي به اکسيژن محلول افزايش مي يابد . با توجه به اينکه در فصل گرم ميزان اکسيژن حل شده در آب کمتر است و از طرفي برخي از کارخانه ها از آب براي سيستم خنک کننده ي خود استفاده مي کنند و مجدداً آب گرم شده را به رودخانه و دريا بر مي گرداند ،دماي آب بالا رفته و ميزان اکسيژن کمتري را درخود حل مي کند . اين مسئله باعث مرگ و مير ماهي ها مي شود.


آلودگي اسيدي آب
مي دانيم که PH مقياسي براي تعيين خاصيت اسيدي يا قليايي بودن محلول است و محدوده آن از اسيدي ترين تا قليايي ترين محلول به شکل زير است :
آب باران اندکي اسيدي است ، زيرا مقادير کمي از ۲Co هوا را در داخل خود حل مي کند و کربنبک اسيد رقيق بوجود مي آورد . با جريان يافتن آب باران در بستر جويبارها ممکن است موادي در آن حل شده و ph را بالا ببرند . گاه ممکن است با ورود پساب اسيدي و فاضلاب کارخانه ها به آب هاي طبيعي Ph آب کاهش يابد ، به گونه اي که ماهي توان ادامه زندگي در اين Ph اسيدي را نداشته باشند .


آلودگي آب توسط کاتيون هاي سنگين
گاه ممکن است کاتيون هاي سنگيني مثل جيوه (Hg+2) ، سرب(Pb+2) و کادميم(Cd+2) از طريق پساب هاي صنعتي به منابع آب وارد شده اند و آب را آلوده کنند . ضريب خطر يون هاي سنگين از اين رابطه بدست مي آيد :140


تصفيه طبيعي آبها
آبها به طور طبيعي طي سه فرآيند زير خود به خود تصفيه مي شوند :
۱- جداشدن تقزيباً کامل مواد اوليه حل شده در آب به هنگام تشکيل برف و باران
۲- تجزيه برخي از مواد محلول و شناور به مواد ساده تر تويط باکتريها
۳- جداشدن مواد معلق ازآب به هنگام عبور از ميان سنگ ريزه ها و ماسه ها

ً

بدو بدو ستاره ه ه ه ه

atefe.net/wp-

بچه ها ستاره ها رو ببینید  یاسمن

آب سنگین

 هارولد یوری" (‪ (Harold Urey , 1893-1981‬شیمیدان و از پیشتازان فعالیت روی ایزوتوپها كه در سال ‪ ۱۹۳۴‬جایزه نوبل در شیمی گرفت،در سال ‪۱۹۳۱‬ میلادی "ایزوتوپ هیدروژن سنگین"را كه بعدها به منظور افزیش غلظت آب مورد استفاده قرار گرفت، كشف كرد.

همچنین در سال ‪ "،۱۹۳۳‬گیلبرت نیوتن لوئیس"(‪(Gilbert Newton Lewis‬ شیمیدان و فیزیكدان مشهور آمریكیی و استاد هارولد یوری،توانست برای اولین بار نمونه آب سنگین خالص را بوسیله عمل الكترولیز بوجود آورد.

اولین كاربرد علمی از آب سنگین در سال در سال ‪ ۱۹۳۴‬توسط دو بیولوژیست بنامهای هوسی (‪ (Hevesy‬و هافر(‪ (Hoffer‬صورت گرفت.

آنها از آب سنگین برای آزمایش ردیابی بیولوژیكی، به منظور تخمین میزان بازدهی آب در بدن انسان، استفاده قرار دادند.


* آب سنگین : مفهوم و مراحل تولید
آب سنگین ( ‪ (D20‬نوع خاصی از مولكولهای آب است كه در آن ایزوتوپهای هیدروژن حضور دارند.

این نوع از آب كلید اصلی تهیه پلوتونیوم از اورانیوم طبیعی است و به همین دلیل تولید و تجارت آن تحت نظر قوانین بین‌المللی صورت گرفته و بشدت كنترل می‌شود.

با كمك این نوع از آب می‌توان پلوتونیوم لازم بری سلاح هی اتمی را بدون نیاز به غنی‌سازی بالی اورانیوم تهیه كرد. از كاربردهای دیگر این آب می توان به استفاده از آن در رآكتورهای هسته‌ای با سوخت اورانیوم، بعنوان متعادل‌كننده (‪ (Moderator‬به جای گرافیت و نیز عامل انتقال گرمای رآكتور نام برد.

آب سنگین واژه‌ای است كه معمولا به اكسید هیدروژن سنگین،‪ D2O‬یا ‪ ۲H2O‬اطلاق می شود.

هیدروژن سنگین یا دوتریوم (‪ (Deuterium‬ایزوتوپی پایدار از هیدروژن است كه به نسبت یك به ‪ ۶۴۰۰‬از اتمهای هیدروژن درطبیعت وجود دارد.

خواص فیزیكی و شیمیایی آن به نوعی مشابه با آب سبك ‪ H2O‬است.

اتم‌های دوتریوم ایزوتوپ‌های سنگینی هستند كه بر خلاف هیدروژن معمولی، هسته آنها شامل نوترون نیز هست.

جایگزینی هیدروژن با دوتریوم در مولكولهای آب سطح انرژی پیوندهای مولكولی را تغییر داده و طبیعتا" خواص متفاوت فیزیكی، شیمییی و بیولوژیكی را موجب می شود، بطوری كه ین خواص را در كمتر اكسید ایزوتوپی می‌توان مشاهده كرد.

بعنوان مثال ویسكوزیته (‪ (Viscosity‬یا به زبان ساده‌تر چسبندگی آب سنگین به مراتب بیشتر از آب معمولی است.

آب سنگین آبی است كه در مقایسه با آب معمولی دیرتر می‌جوشد و زودتر یخ می زند و همانطور كه ذكر شد "گیلبرت نیوتن لوییس" نخستین بار نمونه آن را از آب سنگین خالص در سال ‪ ۱۹۳۳‬به دست آورد.

هیدروژن طبیعی دارای دو ایزوتوپ است:ایزوتوپ هیدروژن سبك كه تقریبا ‪ ۹۹/۹۸‬درصد هیدروژن موجود را تشكیل می‌دهد و ایزوتوپ هیدروژن سنگین یا دوتریوم كه مقدار آن ‪۱۵‬درصد است.

ایزوتوپ دوتریوم برخلاف هیدروژن معمولی دارای یك نوترون است.آب معمولی از یك اتم اكسیژن و دو اتم هیدروژن تشكیل شده است،در حالی كه آب سنگین، از یك اتم اكسیژن و دو اتم دوتریوم(‪ (D‬تشكیل شده است.

برای تولید آب سنگین باید مولكول‌های آب حاوی هیدروژن سنگین (دوتریوم) را از مولكول‌های آب معمولی جدا كنند یا از داخل هیدروژن ،اتم‌های هیدروژن سنگین یا دوتریوم را جدا و خالص كنند.

جرم مولكولی آب معمولی ‪ ۱۸‬و جرم مولكولی آب سنگین ‪ ۲۰‬است.

از لحاظ خواص شیمیایی تفاوت چندانی با خواص آب معمولی نداشته و اختلافات جزئی وجود دارد اما از لحاظ هسته‌ای هیدروژن معمولی می‌تواند نوترون را جذب كند ،اما احتمال جذب نوترون توسط هیدروژن سنگین بسیار كم است.

به دلیل تفاوت مشخصات هسته‌ای دوتریوم با هیدروژن ازلحاظ "تكانه زاویه‌ای و گشتاور مغناطیسی "از آب سنگین و دوتریوم در زمینه‌های مختلف تحقیقاتی نیز استفاده می‌شود.

به عنوان مثال رفتار آب سنگین در دستگاه‌های ‪ MRI‬با رفتار هیدروژن معمولی متفاوت است.

در فعالیت‌های تحقیقاتی به منظور بررسی برخی خواص از موادی استفاده می كنند كه هیدروژن طبیعی را در آن با هیدروژن سنگین (دوتریوم) جایگزین كرده اند.

یكی از كاربردهای دوتریوم استفاده در تولید نوترون در شتاب‌دهنده ها و تولید انرژی در "راكتورهای گداخت" است.


* آب نیمه سنگین
چنانچه دراكسید هیدروژن تنها یكی از اتمهای هیدروژن به ایزوتوپ دوتریوم تبدیل شود نتیجه حاصله (‪ (HDO‬را آب نیمه سنگین می‌گویند.

در مواردی كه تركیب مساوی از هیدروژن و دوتریوم در تشكیل مولكوهای آب حضور داشته باشند، آب نیمه سنگین تهیه می‌شود.

دلیل ین امر تبدیل سریع اتم هی هیدروژن و دوتریوم بین مولكولهای آب است، مولكول آبی كه از ‪ ۵۰‬درصد هیدروژن معمولی ( ‪ (H‬و ‪ ۵۰‬درصد هیدروژن سنگین(‪ (D‬تشكیل شده است، در موازنه شیمیایی در حدود ‪ ۵۰‬درصد ‪ HDO‬و ‪۲۵‬ درصد آب (‪ (H2O‬و ‪ ۲۵‬درصد ‪ D2O‬خواهد داشت.

نكته قابل توجه آن است كه آب سنگین را نباید با با آب سخت كه اغلب شامل املاح زیاد است و یا یا آب تریتیوم (‪ (T2O or 3H2O‬كه از ایزوتوپ دیگر هیدروژن تشكیل شده است، اشتباه گرفت.

تریتیوم ایزوتوپ دیگری از هیدروژن است كه خاصیت رادیواكتیو دارد و بیشتر برای ساخت موادی كه از خود نور منتشر می‌كنند، بكار برده می‌شود.


* آب با اكسیژن سنگین
آب با اكسیژن سنگین،در حالت معمول ‪ H218O‬است كه به صورت تجارتی در دسترس است ببیشتر برای ردیابی بكار برده می‌شود.

بعنوان مثال با جایگزین كردن این آب (از طریق نوشیدن یا تزریق) در یكی از عضوهای بدن می‌توان در طول زمان میزان تغییر در مقدار آب این عضو را بررسی كرد.

این نوع از آب به ندرت حاوی دوتریوم است و به همین علت خواص شیمیایی و بیولوژیكی خاصی ندارد ،برای همین به آن آب سنگین گفته نمی‌شود.

ممكن است اكسیژن در آنها بصورت ایزوتوپهای ‪ O17‬نیز موجود باشد، در هر صورت تفاوت فیزیكی ین آب با آب معمولی تنها چگالی بیشتر آن است

آب سنگین چیست؟

آب سنگین یكی از مواد اصلی در راه اندازی راكتورهای تولید انرژی و تحقیقاتی موسوم به راكتورهای آب سنگین به شمار می‌رود.راكتورهای آب سنگین نیازی به اورانیوم غنی شده ندارد و از اكسید اورانیوم طبیعی به عنوان سوخت استفاده می كند.
این فرایند, نیاز به اورانیوم غنی شده را مرتفع می كند اما طراحی این راكتورها پیچیده و تولید آب سنگین نیز هزینه بر است.بر اساس این گزارش آب سنگین از جدا سازی نوعی از مولكول های آب با غلظت ۱ در هر ۷۰۰۰ مولكول به دست می آید كه هیدروژن آن یك نوترون بیشتر از هیدروژن عادی دارد .
این نوترون اضافه موجب می شود تا عمل كند كنندگی نوترون های پر سرعت به اندازه ای برسد كه واكنش های زنجیره ای تولید انرژی از میله های سوخت آغاز شود در حالی كه در راكتورهای قدرت آب سبك , اورانیوم غنی شده درحد سه و نیم درصد و بیش از آن برای انجام واكنش مورد نیاز است.
در راكتورهای آب سنگین , این ماده وظیفه خنك كردن میله های سوخت , همزمان با كند كردن نوترون‌های پر انرژی را به عهده دارد.با نزدیك شدن راكتور تحقیقاتی تهران , كه حدود چهل سال پیش و با قدرت ۵ مگاوات راه اندازی شده است , به پایان عمر كاری خودو نیاز روز افزون كشور به انواع رادیو ایزوتوپ های صنعتی و همچنین رادیو داروها , راكتور تحقیقاتی آب سنگین اراك با قدرت ۴۰ مگاوات طراحی و مكان آن در نزدیكی شهر خنداب در شمال غربی شهرستان اراك تعیین شد.
از آنجا كه این راكتور در زمان راه اندازی به مقدار زیادی آب سنگین نیازدارد مجتمع آب سنگین اراك همزمان با پی گیری ساخت ساختمان و راكتور آماده شد و به بهره برداری رسید تا بتواند نیاز راكتور را در زمان راه‌اندازی فراهم كند.ساخت این تاسیسات همچنین موجب آموزش متخصصان و آشنایی شركت های داخلی با استاندارهای هسته ای می شود و می تواند راه را برای ساخت نیروگاه های قدرت آب سنگین در آینده فراهم كند.

انسیه جون

یکی از بهترین اخبار

کشف نخستین موجود زنده سم زی!!

ترجمه: شادی حامدی آزاد
این کشفِ بزرگ نه فقط تغییری بنیادین در کتاب‌های آموزش زیست‌شناسی پدید خواهد آورد بلکه شیوه‌های جست‌و‌جو کردن به دنبال موجودات فرازمینی را دگرگون خواهد کرد. حالا می‌دانیم آنچه پیش از این دربارهٔ حیات می‌دانسته‌ایم کامل نبوده است...
پژوهشی در حوزهٔ اخترزیست‌شناسی، که با بودجهٔ ناسا انجام شد، دانش بنیادین ما را دربارهٔ اجزای سازندهٔ حیاتِ شناخته شده روی زمین دگرگون کرد. پژوهشگرانی که آزمایشهایی را در محیط خشن دریاچهٔ مونو در کالیفرنیا انجام می‌دادند نخستین ریزجاندار (میکرواُرگانیسم) را یافته‌اند که با استفاده از مادهٔ شیمیایی سمّی آرسنیک زندگی و رشد می‌کند. این ریزجاندار، آرسنیک را جانشین فسفر در اجزای سلولی خود کرده است. 

اِد وایلر، یکی از دانشمندان ناسا، می‌گوید: «تعریف حیات گسترش پیدا کرده است. همینطور که تلاش‌هایمان را برای کشف نشانه‌هایی از حیات در منظومهٔ شمسی پی می‌گیریم باید گسترده‌تر و متنوع‌تر هم بیاندیشیم و حیاتی را در نظر بگیریم که شاید آن را نمی‌شناسیم». 

این کشفِ نوعی دیگر از آرایش در زیست شیمی، کتابهای زیست‌شناسی را تغییر و حوزه‌های جست‌و‌جو به دنبال حیات در فراسوی زمین را نیز گسترش خواهد داد. 

کربن، هیدروژن، نیتروژن، اکسیژن، فسفر، و گوگرد، شش سنگ بنای اصلی همهٔ شکل‌های شناخته شدهٔ حیات روی زمین‌اند. فسفر بخشی از چارچوب اصلی مولکولهای دی ان‌ای (DNA) و آر ان‌ای (RNA) است؛ یعنی ساختارهایی که حامل دستورالعمل‌های ژنتیکی برای حیات‌اند و جزئی ضروری برای همهٔ سلول‌های زنده محسوب می‌شوند. 

فسفر جزء مرکزی هر مولکولِ حامل انرژی در همهٔ سلول‌ها (آدِنوزین تریفسفات) و نیز فسفولیپیدهایی است که غشاءهای سلولی همهٔ موجودات زنده را می‌سازند (فسفولیپید نوعی لیپید است که از یک مولکول گلیسرول، دو ملکول اسید چرب، و یک مولکول فسفات تشکیل شده است). آرسنیک، که از نظر شیمیایی شبیه فسفر است، برای اغلب موجودات زندهٔ روی زمین سمّی است. آرسنیک مسیرهای سوخت وساز را مختل م
فاطمه شیخی

عجایب هفت‌گانه

عجایب هفت‌گانه، به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی دوران باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده‌است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده‌است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به هم عصران خود معرفی کند.

نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده‌است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...


تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده‌است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده‌است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروزه، تنها چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده‌است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته‌است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده‌است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:

منبع

  • کتاب عجایب هفتگانه جهان نوشته هانس رایشهارت ترجمه بهروز بیضایی موسسه انتشارات قدیانی
    توسط بارونی

سوالات عربی

 سؤالات امتحانات نوبت اول


  1 – ترجم بالفارسية

الف) هَبْ لي حُكْماً و الْحِقْني بالصّالحين
ب) نَحْنُ اجْتَمَعْنا هُنا لكتريم تلميذ مثاليّ
ج) انّ عاقبتَ فانتَ المُنصف
د) لماذا لا تبادرون ببناء المستشفي
 



  2 – اكمل الفراغ مناسباً للضمير

مضارع(كرم) هم هن هما باب انتما انتن انتم
      افعال      
 


  3 – ترجم الكلمات التالية

بالعربية:
آستين:
گوارا باد :

بالفارسيه :
المألوفة :
لا تجزعي :
 



  4 – اكمل الجدول التالي :

ماضي ماضي منفي مضارع مضارع منفي نهي
    تَصرُخينَ    
 


  5 – عيّن اعراب الكلمات التي اشير اليها بخطٍ

الف) شربَ الطفّل الماء
ب) العلمُ مفيدٌ
 



  6 – وزن كلمات روبرو را بنويسيد :

انتظار
مفْتاح
 



  7 – پاسخ كوتاه بدهيد :

الف) فعل تَضارَبَ ماضي است يا مضارع ؟
ب) باب تفعيل چند حرف زائد دارد؟
ج) ملاك تشخيص مجرد يا مزيد بودن فعل كدام صيغه است؟
د) همزه فعل امردر باب افعال چه حركتي دارد؟
 



  8 – كلمات زير از چه باب هايي هستند؟

يَسْتضعفُونُ
جاهدي
تبسّم
يتعارضُ
 



  9 – اسم فاعل و اسم مفعول بسازيد

ثلاثي مزيد (اعْتَمَد)
اسم فاعل:
اسم مفعول:

ثلاثي مجرد (كَتَبَ)
اسم فاعل:
اسم مفعول:
 



  10 – عيّن نوع المشتق:

بديع :
منجمد:
افْضلْ:
رنّان:
 



  11 – در جمله «انتما تشكرون ربكما» ضميرهاي زير را مشخص كنيد:

الف) ضمير متصل فاعلي
ب) ضمير متصل به هر سه قسم كلمه:
ضمير منفصل :
 



  12 – در جمله زير به جاي هُوَ، أنتَ قرار دهيد و جمله را بازنويسي كنيد و تغييرات لازم را بدهيد.

هُوَ يَشكُرُ ربّهُ  



  13 – عيّن الصحيح في التحليل الصرفي الكلمات الّتي تحتها خطّ
قالت الفراسةُ الصغيرة للطبيعة

قالت :
الف) ماضٍ ، للغائب، مجرد، ثلاثي
ب) فعل مضارع ، للمخاطبة ، مزيد ثلاثي
ج) فعل ماضٍ ، للغائبة ، مجرد ثلاثي

الصغيرةُ : الف) اسم، مثني ، مؤنث ، مشتق
ب) اسم مفرد، مذكر ، جامد
ج) اسم ، مفرد ، مؤنث ( صفت مشبهه)
 



  14 – ترجمه آيات زير را كامل كنيد :

الف) يا ايّهاالناسُ اعْبدوا ربكّم و لذي خلَقَكُمْ
اي مردم ، پروردگار ........را كه ........را آفريده است پرستش كنيد

ب) يا ايّها المدثّر فاَنذر و ربَكَّ فكبّر
اي جامه در سر كشيده، ، برخيز و بيم ده و پروردگارت را .......

ج) و يَخْرُجُ مِنْهُما اللؤلؤ المرجانُ
از هر دو دريا مرواريد مرجان ..............

15 – اُكتب الكلمات التالية مع ضمير « الياء»
أَمرَ
مدرسة
 

توسط راضیه

تاریخچه شیمی

واژه شیمی خود داستان درازی دارد. ریشه این نام در واژه کیمیا است. خاستگاه واژه کیمیا از زبان پارسی باستان است. این واژه و داستان دانش شگفت انگیز پشت آن به همراه دانشش به زبان عربی نوشته شد و اروپاییان با این واژه و دانش آن از راه مسلمانان آشنا شدند و این دانش را با نام alchemy شناختند. آنگاه آن را در میان خود پروردند تا در سده‌های نزدیک به ریخت فرانسه شیمی به زبان ما بازگشت. دانش شیمی به دو گرایش شیمی محض و شیمی کاربردی تقسیم می‌شود.علم شیمی از ابتدا تا کنون به ۵ دوران تقسیم می‌شود ۱.دوران رشد کارهای تجربی ۲.دوران رشد جنبه‌های تئوری شیمی ۳.دوران کیمیا گری ۴.دوران اصل اتش ۵.دوران شیمی مدرن

[ویرایش] نگاه گذرا

تئوری اتمی پایه و اساس علم شیمی است. این تئوری بیان می‌دارد که تمام مواد از واحدهای بسیار کوچکی به نام اتم تشکیل شده‌اند. یکی از اصول و قوانینی که در مطرح شدن شیمی به عنوان یک علم تأثیر به‌سزایی داشته، اصل بقای جرم است. این قانون بیان می‌کند که در طول انجام یک واکنش شیمیایی معمولی، مقدار ماده تغییر نمی‌کند. (امروزه فیزیک مدرن ثابت کرده که در واقع این انرژی است که بدون تغییر می‌ماند و همچنین انرژی و جرم با یکدیگر رابطه دارند.)

این مطلب به طور ساده به این معنی است که اگر ده‌هزار اتم داشته باشیم و مقدار زیادی واکنش شیمیایی انجام پذیرد، در پایان ما همچنان بطور دقیق ده‌هزار اتم خواهیم داشت. اگر انرژی از دست رفته یا به‌دست‌آمده را مد نظر قرار دهیم، مقدار جرم نیز تغییر نمی‌کند. شیمی کنش و واکنش میان اتم‌ها را به تنهایی یا در بیشتر موارد به‌همراه دیگر اتم‌ها و به‌صورت یون یا مولکول (ترکیب) بررسی می‌کند.

این اتم‌ها اغلب با اتم‌های دیگر واکنش‌هایی را انجام می‌دهند. (برای نمونه زمانی‌که آتش چوب را می‌سوزاند واکنشی است بین اتم‌های اکسیژن موجود در هوا که نور بر روی مواد شیمیایی فیلم عکاسی ایجاد می‌کند شکل می‌گیرد.)

یکی از یافته‌های بنیادین و جالب دانش شیمی این بوده‌است که اتم‌ها روی‌هم‌رفته همیشه به نسبت برابر با یکدیگر ترکیب می‌شوند. سیلیس دارای ساختمانی است که نسبت اتم‌های سیلیسیوم به اکسیژن در آن یک به دو است. امروزه ثابت شده‌است که استثناهایی در زمینهٔ قانون نسبت‌های معین وجود دارد(مواد غیر استوکیومتری).

یکی دیگر از یافته‌های کلیدی شیمی این بود که زمانی که یک واکنش شیمیایی مشخص رخ می‌دهد، مقدار انرژی که بدست می‌آید یا از دست می‌رود همواره یکسان است. این امر ما را به مفاهیم مهمی مانند تعادل ، ترمودینامیک می‌رساند.

شیمی فیزیک بر پایهٔ فیزیک پیشرفته (مدرن) بنا شده‌است. اصولاً می‌توان تمام سیستم‌های شیمیایی را با استفاده از تئوری مکانیک کوانتوم شرح داد. این تئوری از لحاظ ریاضی پیچیده بوده و عمیقاً شهودی است. به هر حال در عمل و بطور واقعی تنها بررسی سیستم‌های سادهٔ شیمیایی قابل بررسی با مفاهیم مکانیکی کوانتوم امکان‌پذیر است و در اکثر مواقع باید از تقریب استفاده کرد(مانند تئوری کاری دانسیته). بنابراین درک کامل مکانیک کوانتوم برای تمامی مباحث شیمی کاربرد ندارد؛ زیرا نتایج مهم این تئوری (بخصوص اربیتال اتمی) با استفاده از مفاهیم ساده‌تری قابل درک و به‌کارگیری هستند.

با اینکه در بسیاری موارد ممکن است مکانیک کوانتوم نادیده گرفته شود، اما از مفهوم اساسی آن، یعنی کوانتومی کردن انرژی، نمی‌توان صرف نظر کرد. شیمی‌دان‌ها برای بکارگیری کلیه روش‌های طیف نمایی به آثار و نتایج کوانتوم وابسته‌اند. علم فیزیک هم ممکن است مورد بی توجهی واقع شود، اما به هر حال برآیند نهایی آن (مانند رزونانس مغناطیسی هسته‌ای) پژوهیده و مطالعه می‌شود.

یکی دیگر از تئوری‌های اصلی فیزیک مدرن که نباید نادیده گرفته شود نظریه نسبیت است. این نظریه که از دیدگاه ریاضی پیچیده‌است، شرح کامل فیزیکی علم شیمی است. مفاهیم نسبیتی تنها در برخی از محاسبات خیلی دقیق ساختمان هسته، به‌ویژه در عناصر سنگین‌تر، کاربرد دارند و در عمل تقریباً با شیمی پیوند ندارند.

بخش‌های اصلی دانش شیمی عبارت‌اند از:

  • شیمی تجزیه، که به تعیین ترکیبات مواد و اجزای تشکیل دهنده آن‌ها می‌پردازد.
  • شیمی آلی، که به مطالعهٔ ترکیبات کربن‌دار، غیر از ترکیباتی چون دو اکسید کربن (دی اکسید کربن) می‌پردازد.
  • شیمی معدنی، که به اکثریت عناصری که در شیمی آلی روی آنها تاکید نشده و برخی خواص مولکولها می‌پردازد.
  • شیمی فیزیک، که پایه و اساس کلیهٔ شاخه‌های دیگر را تشکیل می‌دهد، و شامل ویژگی‌های فیزیکی مواد و ابزار تئوری بررسی آنهاست.

دیگر رشته‌های مطالعاتی و شاخه‌های تخصصی که با شیمی پیوند دارند عبارت‌اند از: علم مواد، مهندسی شیمی، شیمی بسپار، شیمی محیط زیست و داروسازی.

توسط راضیه

شهادت اب

حتما شنیدید که همه ی ذرات هستی به نوعی تسبیح خدا میگند
يك محقق ژاپني با انتشار يافته‌هاي تحقيقات خود مدعي شد كه مولكول‌هاي آب نسبت به مفاهيم انساني تأثيرپذيرند.
نظريه اين محقق ژاپني كه تاكنون از سوي مؤسسات علمي فيزيكي و زيست‌شناسي مورد تأييد قرار گرفته است، مبتني بر بررسي نمونه‌هاي فراواني از كريستال‌هاي منجمدشده آب و مقايسه آن با يكديگر است.

دکتر ایموتو به آب گفته دوست دارم. آب رو منجمد کرده و مولکولش رو زير ميکروسکوپ ديده. مولکول بسيار قشنگ بوده. بعد به آب گفته دوست ندارم. مولکولش بسيار زشت شده. يا به آب گفته اين کارو بکن. مولکول زشت شده. بعد گفته بيا با هم اين کارو انجام بديم و مولکول قشنگ شده. اين موضوع در تمام مجامع علمی دنيا مورد بررسی قرار گرفته و تاييد شده همچنین دانش آموزی به نام حميده بيطرف در ايران به بررسي تاثير انواع صدا و نوشته بر ريزساختار و درشت ساختار مواد مختلف پرداخته و ضمن اشاره به اثر عوامل مذكور بر ساختار مواد در حالت مايع، تاثير آن را در ساختار حالت جامد مواد مختلف مانند يخ، آلياژ قلع، جيوه، نبات و سولفات مس نشان مي‌دهد. دانه‌بندي مواد وقتي در حالت مايع در معرض صداي دلنشين، موسيقي آرام و نوشته با مفاهيم خوب قرار مي‌گيرد، حالت منظم و در مقابل صداي ناهنجار، موسيقي تند يا نوشته با مفاهيم بد حالت نامنظم و در معرض آهنگ مذهبي (صوت قرآن) و نوشته‌هاي مذهبي منظم‌ترين و زیباترین حالت خود را به دست مي‌آورد.(منبع)
«ايموتو»، تغييرات مولكولي آب را به وسيله تكنيك‌هاي عكسبرداري و مشاهده ميكروسكوپي به صورت سند و مدرك درآورده است. به اين صورت كه وي قطراتي از آب را به صورت يخ درآورده و سپس آنها را در يك فضاي تاريك ميكروسكوپي مورد آزمايش كه از قابليت‌هاي عكاسي برخوردار بوده، قرار داده است. تحقيقات وي، آشكارا تغيير شكل ساختار مولكول آب را به نمايش گذاشته است و اثر محيط بر ساختار آب را نشان مي‌دهد.
برف، بيش از چندين ميليون سال است كه بر زمين فرود مي‌آيد و همان‌گونه كه مي‌دانيم، هر دانه برف‌، داراي شكل و ساختار خاص و منحصر به فرد است. با تبديل يخ به آب و عكسبرداري از ساختار آن، شما به اطلاعات باورنكردني‌اي آب دست پيدا مي‌كنيد.
«ايموتو» به تفاوت‌هاي جالب‌توجهي در ساختار كريستالي آب دست يافته است كه از منابع گوناگون و شرايط مختلف در روي كره زمين تهيه شده‌اند. آبي كه از نخستين محل خود از كوه جاري مي‌شود و چشمه‌هايي كه جاري هستند، طرح‌هاي هندسي بسيار زيبايي از الگوهاي كريستالي‌شده خود ارائه مي‌دهند. آب آلوده و سمي كه از نواحي پرجمعيت و صنعتي به دست آمده است و آب راكد كوله‌هاي آب و سدهاي ذخيره، به صراحت ساختارهاي كريستالي تغييريافته و برحسب اتفاق شكل‌گرفته آب را نشان مي‌دهدبنابراين، با توجه به عموميت موسيقي درماني، «ايموتو» تصميم گرفت ببيند، موسيقي چه اثراتي بر شكل‌گيري ساختار آب دارد. او آب مقطر را ساعت‌ها بين دو نفر كه در حال صحبت كردن بودند، قرار داد و سپس از كريستال‌هاي آن آب، پس از انجماد،‌ عكسبرداري كرد

آب به صورتي زنده و هوشمندانه به هر يك از احساسات و انديشه‌هايمان پاسخ مي‌دهد پس ما انسانها که هفتاد درصد وزن بدنمون از آب تشکیل شده باید مراقب اعمال و رفتار خودمون باشیمآ


آب رودخانه سانبوئيچي يوسويي ـ ژاپن


يخ قطب جنوب


چشمه‌اي در لوردز ـ فرانسه


آب درياچه بيواكو، بزرگ‌ترين درياچه در مركز ژاپن و آب استخري از ناحيه كينكي، آلودگي بدتر شده است.


آب رودخانه «يودو»ي ژاپن كه به خليج «اوزاكا» مي‌ريزد.
اين رودخانه‌ از ميان بيشتر شهرهاي اصلي در كاسايي مي‌گذرد.


آب رودخانه «فوجي وارا»، پيش از به جا آوردن دعا و نيايش.

آهنگ «پاستورال» از بتهوون


آهنگ هوا براي رديف جي، از باخ


رقص گروهي كاواچي


موسيقي هوي‌متال


آب رودخانه «فوجي وارا»، پس از به جا آوردن دعا و نيايش

چرا بدن انسان زنگ نمیزند؟

دیدکلی

این پرسش که چرا انسان زنگ نمی‌زند؟ پیش از توجه به آنکه هر روز بطور متوسط یک درصد گلبولهای قرمز در بدن انسان از بین می‌رود و با گلبولهای جدید جانشین می‌شود، بی‌معنی به نظر می‌رسد. هموگلوبین موجود در گلبولهای قرمز شامل 30 میلی‌‌گرم (Fe(III است که در آب نامحلول است. اگر بدن انسان ترتیب به‌خصوصی برای دفع این آهن نامحلول نداشته باشد، احتیاج به مقدار بسیار زیادی ، حدود 10 تریلیون لیتر ، آب در روز خواهد داشت، تا از مسدود شدن کلیه‌ها با زنگ آهن جلوگیری کند.

فریتین

به خاطر فعالیت پروتئینی مرسوم به فریتین ، انسانها احتیاج به نوشیدن این حجم عظیم از آب در روز را ندارند. فریتین در گیاهان و جانوران وجود دارد و در بعضی از باکتریها نیز یافت می‌شود. احتمالا از نخستین روزهای حیات در زمین که موجودات زنده شروع به افزودن اکسیژن به اتمسفر کردند، وجود داشته است.

نقش فریتین

محلول‌ترین شکل آهن ، (Fe(II است، اما این شکل با اکسیژن موجود در خون و سایر مایعات زیست شناختی به سرعت به (Fe(III اکسید می‌شود. بطور معمول یونهای (Fe(III توده‌های عظیمی شبیه به زنگار را در خون ایجاد خواهند کرد، ولی فریتین با ایجاد یک پوشش محافظ اطراف یونهای (Fe(III آنها را پایدار خواهد کرد. یونهای (Fe(II ابتدا در خون به قسمت خارجی ، که پوسته‌ای از پروتئین ، شامل 24 اسید آمینه است، متصل شده و در این قسمت به (Fe(III اکسید می‌شوند.

وقتی یونهای (Fe(III با اکسیژن ترکیب می‌شوند که توده‌ها را بوجود آورند، به قسمت میانی پوشش پروتئینی و سپس به هسته پروتئینی انتقال می‌یابند. این هسته قادر است بیش از 4000 اتم آهن را در خود نگه دارد. بنابراین پروتئین شامل فریتین
کمپلکس آهن به صورت محلول باقی می‌ماند.

نحوه ورود آهن به پروتئین

در پژوهش‌های اولیه نشان داده شده است که پوسته خارجی پروتئین به شکل کره بزرگ توخالی است که کانال‌های زیادی به آن وارد شده است. تصور می‌رود که یونهای (Fe(II از طریق این کانال‌ها به هسته پروتئین می‌رسند. نتایج همچنین نشان داده است که مقدار فریتین تولید شده از طریق سلولهای بدن توسط غلظت آهن در سلولها تعیین می‌شود. همچنین تصور بر این است که آهن بطور غیرمستقیم با بخشهای ژنتیکی سلول برخورد می‌کند و موجب می‌شود ژنهای تولیدکننده پروتئین ، فعال یا غیرفعال شوند.

شکل فریتین

سلولهای بخشهای مختلف بدن اشکال متنوعی از فریتین می‌سازند. مثلا ترکیب اسید آمینه فریتینی که در سلولهای جگر ساخته می‌شود، مقدار کمی با فریتین گلبولهای قرمز خون تفاوت دارد. علت این تفاوتها هنوز ناشناخته است ولی تصور می‌شود، مربوط به این باشد که سرعت وارد شدن آهن به فریتین گلبولهای خون بیشتر از فریتین سلولهای جگر است.

فلسفه ریاضیات

ریاضیات عموما مطالعه الگوی ساختار، تحول، و فضا تعریف شده است؛ بصورت غیر رسمی تر، ممکن است بگویند مطالعهاعداد و اشکال است.تعریف ریاضیات بر حسب وسعت دامنة آن و نیز بسط دامنة فکر ریاضی تغییر کرده است.
ریاضیات زبانی خاص خود دارد،که در آن به جای کلمات و علایم نقطه گذاری از اعداد و نمادها استفاده میشود. در منظر صاحبان فکر، تحقیق بدیهیات ساختارهای مجرد تعریف شده، با استفاده از منطق و نماد سازی ریاضی میباشد.
نخستین اعداد ثبت شده خطوطی بودند که روی یک چوب کشیده میشدند،که اصطلاحا آنها را چوبخط مینامیدند.این خطوط به شکل دسته های کوچک دو یا پنج تایی کشیده میشدند.سرانجام به این دسته ها نمادهای خاصی اختصاص داده شد(?،? و غیره)و یک دستگاه حساب ایجاد شد.


ریاضیدانان نمادهای خاصی را به جای کلماتی از قبیل به اضافه و مساوی است با وضع کردند،همچنین کلمات خاصی را برای بیان مفاهیم جدید ابداع کردند.


چنانکه زمانی آن ار علم عدد ، زمانی علم فضا ، گاه علم کمیات ، و زمانی علم مقادیر متصل و منفصل خوانده اند.ریاضیات درباره حساب ، هندسه ، جبر و مقابله بحث می کند که ما در اینجا به سراغ تاریخ هر یک از آنها می رویم.


ساختارهای بخصوصی که در ریاضیات مورد تحقیق و بررسی قرار میگیرند اغلب در علوم طبیعی منشاء دارند، و بسیار عمومی در فیزیک، ولی ریاضیات ساختارهای دلایلی را نیز بررسی می نماید که بصورت خالص در مورد باطن ریاضی است، زیرا ریاضیات می توانند برای مثال، یک عمومیت متحد شده را برای زیر-میدانهای متعدد، یا ابزارهای مفید را برای محاسبات عمومی، فراهم نماید. در نهایت، ریاضیدانان بسیاری در مورد مطالبی که مطالعه می نمایند که منحصرا دلایل علمی محض داشته، ریاضیات را بصورت هنری برای پروراندن علم، صرف نظر از تجربی یا کاربردی، می نگرند.


حساب ، علم اعداد است. واژه انگلیسی حساب ، از کلمه ای یونانی به معنای اعداد گرفته شده است.


در آغاز شهرنشینی ، انسان گوسفندان ، گاوها و سایر حیوانات خود را با انگشتانش می شمرد. در واقع کلمة دیژیت که برای شمارش اعداد از ? تا ? به کار می رود، از یک کلمة لاتین به معنای انگشت گرفته شده است.


بعدها انسان با علامت زدن روی چوب یا درخت ، اشیاء را می شمرد. اما این روش به زودی جای خود را به استفاده از علامتهایی باری هر یک از اعداد داد.


هندسه مطالعه انواع مختلف اشکال و خصوصیات آنهاست. همچنین مطالعه ارتباط میان اشکال ، زوایا و فواصـل است.

زهراشجاع الدین

شگفتی های حیوانات

عجایب عدد هفت

عجایب عدد هفت

الف) مقدمه:

عدد هفت عددی است که شاید مثل همه ی عدد های دیگر در نظر ما عادی جلوه کند اما نگرش ما وقتی متبلور می شود که خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه «هفت» هایی در زندگی ما وجود دارند و ما در گیر و دار زندگی ماشینی و با بی تفاوتی از کنار آن ها رد می شویم مثلا شاید جالب باشد که بدانیم، رنگین کمان دارای هفت رنگ است .عجایب جهان، هفت تا هستند.(که به عجایب هفت گانه معروفند ) یا در یونان باستان، اسطوره ای با نام هفت خدای، در ذهن مردم نقش بسته است، ویا شهر عشق، که دراشعار عطار آمده است، هفت شهر می باشد، سوره ی مبارکه حمد، که اوّلین سوره ی قرآن کریم است، هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت وجهنم هر کدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است، موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه داد، هفت نوع ساز بادی وجود دارد و علاوه بر این هفت نت موسیقی وجود دارد(دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و…

ب) تاریخچه:

در سال ۱۸۸۹ میلادی کتابی ار یک جهان گرد منتشر شد که، از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ۶، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد. بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ۷ افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ). هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ۷ بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد۱۳ هم چنین سرنوشتی دارد….

ب) هفت و…

نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.
برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس.
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد.
به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید.
عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند.
در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر…
علاوه بر این می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا،مشهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.

منابع:

۱) هفت در قلمرو تمدن و فرهنگ بشری/زهره والی-تهران:اساطیر، ۱۳۷۹.
۲) هفت در قلمرو فرهنگ جهان/موید شریف محلاتی، سال ۱۳۳۷.
۳) سرگذشت ریاضیات/ پرویز شهریاری_تهران: نشر مهاجر، ۱۳۷۹.
۴) دهکده ی ریاضی(گاهنامه)/شماره ی اول_مهرماه ۸۱.
۵)
وبلاگ لبخند ریاضی(riazilog.com)

شعبده بازی و شیمی

● با يك ميله شيشه‌اي شمع روشن مي‌شود!

شعبده‌باز با يك نمايش عجيب و باور نكردني تماشاگران را غرق در شگفتي مي‌سازد. نمايشي كه اجراي آن كاملاً غيرممكن به نظر مي‌رسد. او شمعي را روي ميز قرار مي‌دهد، و نوك يك ميله شيشه خيلي معمولي (همزن) را به فتيله آن مي‌زند. شمع روشن مي‌شود! چرا؟

با آنكه نمايش خيلي خارق‌العاده به نظر مي‌رسد، ولي اجرايش ساده است، به طوري كه شما نيز مي‌توانيد موفق به انجام آن شويد. كافي است كه ابتدا وسايل زير را آماده كنيد: اولاً دو يا سه گرم كلرات پتاسيم، و همان مقدار قند، كه هر دو را به طور مجزا به صورت پودر در آورده‌ايد. ثانياً يك شمع درشت معمولي، كه حتي‌الامكان فتيله آن كمي كلفت‌تر از معمول باشد (اين شمع نبايد قبلاً مورد استفاده قرار گيرد). ثالثاً چند گرم اسيدسولفوريك خيلي غليظ، پس از تهيه اين وسائل، قبلاً فتيله را به كمك يك سوزن، كاملاً از هم باز كنيد، به طوري كه تارهاي آن جدا از هم باشند. سپس كلرات پتاسيم و قند را – كه به طور جداگانه در هاون كوبيده، و به صورت پودر نرم درآورده‌ايد – با هم مخلوط كنيد (اگر اين دو ماده را با هم در هاون خرد كنيد، امكان انفجار وجود دارد). اين مخلوط را از قبل روي فتيله شمع بريزيد، به طوري كه اين ذرات لابه‌لاي تارهاي فتيله را به خوبي پر كنند. و چون اين دو ماده سفيد بوده، و همرنگ فتيله شمع هستند، مسلماً كسي از اين آماده‌سازي آگاه نخواهد بود.

و حالا بدون اينكه كسي مطلع باشد، سر يك همزن شيشه‌اي را در اسيدسولفوريك غليظ فرو ببريد، و بلافاصله به فتيله شمع بزنيد. چون براده قند در مجاورت كلرات پتاسيم است، به كمك اسيد سولفوريك آتش خواهد گرفت، شمع روشن می شود.

ساخت آتشفشان

سلام . در این پست طرز ساخت یک کوه آتشفشان رو یاد می گیرید که هم خیلی شبیه آتشفشان واقعیه هم با وسایل معمولی خونه ساخته میشه . می تونید تو یه مهمونی خونوادگی امتحانش کنید .

مواد مورد نياز: 6 پيمانه آرد ،2 پيمانه نمك ، 4 قاشق غذا خوري روغن ، آب گرم ، يك عدد بطري پلاستيكی ، پودر لباسشويي ، رنگ غذا ،سركهروش كار:
1نخست مخروط آتش فشان را بسازيم.6 فنجان آرد 2فنجان نمك4 قاشق سوپخوري روغن غذا خوري و2فنجان آب رامخلوط كنيد. مخلوط بدست آمده بايديكنواخت ومحكم باشد(در صورت نياز مي توانيد آب بيشتري اضافه كنيد)

2-بطري پلاستيكي را در ظرف مورد نظر به طور ايستاده قرار دهيدوخمير تهيه شده را در اطراف آن به شكل يك كوه آتش فشان فرم دهيدالبته توجه داشته باشيد كه آن را به طور كامل نپوشانيد قسمت دهانه آن را براي اضافه كردن بقيه مواد خالي نگه داريد.

3-قسمت بيشتر بطري را با آب گرم پر كنيدومقدار كمي از رنگ قرمز غذارا به آن اضافه كنيد
4-6قطره پودر لباسشويي به محتويات بطري اضافه كنيد.
5-2قاشق سوپخوري جوش شيرين به بطري اضافه كنيد
6-به آرامي سركه را به بطري اضافه كنيد.
مراقب باشيد زمان فوران كوه آتش فشان رسيده است.
نكات :گدازه هايي با رنگ قرمز ملايم در نتيجه واكنش بين جوش شيرين وسركه توليد خواهد شد.

در اين واكنش مانند آتش فشان حقيقي گاز كربن دي اكسيد هم توليد خواهد شد.

به دليل توليد گاز كربن دي اكسيد در بطري پلاستيكي فشاري ايجاد مي شودو ( به علت حضورپودر لباسشويي ) حبابهايي از آتشفشان خارج خواهد شد كه چهره  زيبايي به آزمايش مي دهد .
اگر چند قطره رنگ زرد هم به آن اضافه كنيد گدازه هاي خارج شده رنگ زيبا تر و طبيعي تري پيدا خواهند كرد.

با آب اکسيژنه خيلی کفش سريعتر و قشنگتر ميشه. با دی کرومات هم خوش رنگ ميشه.

                                                                    موفق باشید
ناهید


2
He
2 3
Li
4
Be


5
B
6
C
7
N
8
O
9
F
10
Ne
3 11
Na
12
Mg


13
Al
14
Si
15
P
16
S
17
Cl
18
Ar
4 19
K
20
Ca

21
Sc
22
Ti
23
V
24
Cr
25
Mn
26
Fe
27
Co
28
Ni
29
Cu
30
Zn
31
Ga
32
Ge
33
As
34
Se
35
Br
36
Kr
5 37
Rb
38
Sr

39
Y
40
Zr
41
Nb
42
Mo
43
Tc
44
Ru
45
Rh
46
Pd
47
Ag
48
Cd
49
In
50
Sn
51
Sb
52
Te
53
I
54
Xe
6 55
Cs
56
Ba
*
71
Lu
72
Hf
73
Ta
74
W
75
Re
76
Os
77
Ir
78
Pt
79
Au
80
Hg
81
Tl
82
Pb
83
Bi
84
Po
85
At
86
Rn
7 87
 
Fr 
88
Ra
**
103
Lr
104
Rf
105
Db
106
Sg
107
Bh
108
Hs
109
Mt
110
Ds
111
Rg
112
Uub
113
Uut
114
Uuq
115
Uup
116
Uuh
117
Uus
118
Uuo

* لانتانیدها 57
La
58
Ce
59
Pr
60
Nd
61
Pm
62
Sm
63
Eu
64
Gd
65
Tb
66
Dy
67
Ho
68
Er
69
Tm
70
Yb
** آکتینیدها 89
Ac
90
Th
91
Pa
92
U
93
Np
94
Pu
95
Am
96
Cm
97
Bk
98
Cf
99
Es
100
Fm
101
Md
102
No

کد رنگ برای اعداد اتمی:

  • عناصر شماره گذاری شده با رنگ آبی ، در دمای اتاق مایع هستند؛
  • عناصر شماره گذاری شده با رنگ سبز ، در دمای اتاق بصورت گاز می‌باشند؛
  • عناصر شماره گذاری شده با رنگ سیاه، در دمای اتاق جامد هستند.
  • عناصر شماره گذاری شده با رنگ قرمز ترکیبی بوده و بطور طبیعی یافت نمی‌شوند(همه در دمای اتاق جامد هستند.)
  • عناصر شماره گذاری شده با رنگ خاکستری ، هنوز کشف نشده‌اند و بصورت کم رنگ نشان داده شده‌اند تا گروه شیمیایی را که در آن قرار می‌گیرند، مشخص نماید.

آب بدون شک عجیب‌ترین مایع روی زمین است. برخلاف اکثر مایعات دیگر، هنگامی که منجمد می‌شود، چگالی آن کمتر می‌شود و جالب اینجاست که بیشترین چگالی آن نیز در پایین‌ترین دمای آن به دست نمی‌آید؛ بلکه در 4 درجه بالای صفر به چگالی بیشینه خود می‌رسد. اینها فقط دو نمونه از خواص غیر عادی و پرشمار آب هستند که تعدادی از آنها برای عملکرد آن در محیط طبیعی خیلی مهم و حیاتی است. برای مثال چون یخ روی آب شناور می‌ماند، دریاچه‌ها در زمستان از پایین به بالا یخ نمی‌زنند.

این رفتار غیر عادی از پیوندهای شیمیایی ضعیف آب ناشی می‌شود که پیوند هیدروژنی خوانده می‌شود و مولکول‌های آب را در حالت مایع کنار هم نگاه می‌دارد. در یخ، این پیوند مولکول‌ها را با فاصله‌ای معادل "یک دست از هم" نگاه می‌دارند، و در نتیجه فضای زیادی بین آنها باقی می‌ماند.

در سال 1992 / 1371، جین استانلی از دانشگاه بوستون ماساچوست و همکارانش، شبیه‌سازی‌های کامپیوتری از آب انجام دادند که نشان اگر آب در دمای خیلی پایین و تحت فشار بالایی قرار گیرد، می‌داد این پیوند هیدروژنی احتمالا دو نوع متفاوت از مایع را تولید می‌کنند. در یک حالت، شبکه‌ای نسبتا باز و پراکنده از مولکول‌های آب تشکیل می‌شود که آب کم‌چگال (LDL) نامیده می‌شود و در حالت دیگر، مولکول‌های آب فشرده‌تر می‌شوند تا جایی‌که برخی از پیوندهای هیدروژنی شکسته می‌شوند و آب پرچگال (HDL) شکل می‌گیرد.

استانلی و همکارانش دریافتند که این دو حالت آب در یک "تبدیل فاز" به هم تبدیل می‌شوند، مانند تبدیل فاز آب / یخ که آب و یخ را در مایع معمولی آب از هم جدا می‌کند. از این منظر، ویژگی‌های عجیبی مانند بیشینه چگالی در دمای 4 درجه سانتی‌گراد، بازتابی از رقابت بین آب پرچگال و آب کم‌چگال است که در دماهای بسیار پایین‌تر سبب تبدیل فاز می‌شوند.

اکنون دینو لپورینی از دانشگاه پیزا در ایتالیا و همکارانش در موسسه ملی علوم هند در بنگلور می‌گویند که توانسته‌اند این دو حالت آب را که گروه استانلی در سال 1371 پیش بینی کرده بود، ببینند.

این ادعا، کارشناسان را به دو دسته تقسیم کرده است. استانلی این کار را برجسته می‌نامد، ولی پابلو دیبندتی که از متخصصان فیزیک مایعات در دانشگاه پرینستون در نیوجرسی است، می‌گوید که هرچند نتایج جالبی بدست آمده، «قطعا آن دلیل محکمه‌پسندی که مدت‌ها به دنبالش می‌گشتند، نیست! دلیلی که ثابت کند که آب دو حالت مایع دارد که در دما و فشار خاصی به هم تبدیل می‌شوند».

یخ، شاید یخ

 ملکول اب

به دلیل وجود الکترونهای غیر پیوندی بر روی اتم اکسیژن و اثر دافعه الکترونهای   غیرپیوندی اکسیژن بر الکترونهای پیوند O-H شکل مولکول آب بصورت ۸ یا خمیده در می آید. 

در شکل روبرو علاوه بر مشاهده ساختار خمیده مولکول آب تشکیل پیوند هیدروژنی بین اتم هیدروژن از یک مولکول و اکسیژن از مولکول دیگر را ملاحظه می کنید. 

لازم به یاددآوری است مولکول آب به دلیل داشتن دو سر کمی مثبت(H) و کمی منفی (O) یه مولکول قطبی ( دو قطبی ) است.

به راستي چرا بلورهاي برف شش پر و متقارن و سفيد هستند؟
براي پاسخ به اين سوال بايد داستان زندگي يك دانه برف را دانست.

داستان زندگي دانه برف، از ابر آغاز مي‌شود، از زماني كه يك قطره بسيار ريز ابر يخ زده و به يك ذره كوچك يخي تبديل مي‌شود.

زماني كه بخار آب روي سطح ذره يخ شروع به سخت شدن مي‌كند، به سرعت در اين يخ كوچك چند وجه ايجاد و به يك شش وجهي تبديل مي‌شود.

ذره يخ تا مدتي اين شكل شش وجهي را حفظ مي‌كند اما به تدريج كه بلور بزرگتر و بزرگتر مي‌شود، از هر يك از وجوه اين شش وجهي شاخه‌اي بيرون مي‌آيد. از آنجا كه شرايط جوي (يعني دما و رطوبت) در همه نقاط اين بلور كوچك يكسان است، هر شش شاخه جديد، تقريبا به يك اندازه رشد مي‌كنند.

بلور برف در حاليكه بزرگتر مي‌شود، در داخل ابر با باد به اينسو و آنسو مي‌رود و به همين دليل است كه در طول زمان، با دماهاي مختلفي روبرو مي‌شود.

اما رشد كريستال تا حد بسيار زيادي به ميزان دما مربوط مي‌شود و از آنجا كه هر شش شاخه بلور در هر زمان در شرايط مساوي قرار دارند، همه آنها به يك شكل رشد مي‌كنند.

نتيجه نهايي اين روند، ايجاد ساختاري شش شاخه و متقارن است. بايد توجه داشت كه چون هر بلور برف مسيري خاص خود را در ابر مي‌پيمايد، هر يك شكل خاص خود را پيدا مي‌كنند.


** چه چيزي باعث همزماني رشد شش بازوي كريستال برف مي‌شود؟
هيچ چيز. همانطور كه قبلا اشاره شد هر يك از بازوهاي دانه برف مستقلا رشد مي‌كند اما از آنجا كه نقاط مختلف هر بلور اوليه برف درشرايط مساوي دمايي قرار دارد، اين رشد همزمان و برابر صورت مي‌گيرد.

شايد اين موضوع عجيب و باورنكردني به نظر برسد اما شايد اشاره به يك نكته، اين موضوع را باوركردني كند: در واقع بلورهاي برف چندان كامل متقارن نيستند. براي اطمينان به زير برف برويد و خودتان آزمايش كنيد.

به ندرت ممكن است كريستالي كاملا متقارن پيدا كنيد.


** دانه برف چرا شش بازو دارد؟
علت اين امر به خصوصيات هندسه شش ضلعي شبكه بلور يخ برمي‌گردد. اما اين شبكه ابعاد مولكولي دارد و پي بردن به اين موضوع كه اين تقارن در ابعاد نانو چگونه به ساختار يك كريستال برف كه به مراتب بزرگتراست، منتقل مي‌شود، كار ساده‌اي نيست.

اما بطوركلي بايد گفت ايجاد بازو در دانه برف از طريق "تشكيل وجوه" (‪ faceting‬يا ايجاد ساختاري مانند جواهرات تراش داده شده) صورت مي‌گيرد.

اين وجوه بدون نياز به نيروي خاصي تشكيل مي‌شوند كه علت آن، نحوه قرار گرفتن مولكول‌ها در داخل شبكه دانه برف است. در فرآيند تشكيل وجوه است كه دانه ابتدايي برف به يك شش وجهي تبديل مي‌شود كه ساختاري بزرگتر با يك تقارن شش بري است. در نهايت، بازوها از گوشه‌هاي شش ضلعي بيرون مي‌آيند و وجود شش گوشه اساس به وجود آمدن شش بازوست.

فرآيند "تشكيل وجوه" نشان مي‌دهد كه هندسه مولكول آب چگونه به هندسه يك كريستال درشت برف منتقل مي‌شود.



مشکل پسندترین جانور در انتخاب همسر

خرچنگ‌های کالیفرنیایی «کمانچه‌زن» ماده که سخت گیر ترین جانور در در انتخاب جفت است پیش از جفت گیری بیش از 106 خرچنگ نر را زیر ذره بین خود قرار داده و آنها را مورد بررسی قرار می دهند.

به گزارش شهر، بیشتر جانوران، قبل از تشکیل زندگی و انتخاب همسر آینده خود تنها با تعداد معدودی جفت بالقوه ارتباط برقرار کرده و از میان این تعداد معدود جفت دلخواه خود را انتخاب می کنند. اما این مسئله در مورد تمامی جانوران صادق نیست.

دانشمندان دریافته اند که نوع ویژه ای از خرچنگ های کالیفرنیایی پیش از جفت گیری و انتخاب جفت بیش از 106 خرچنگ نر را زیر ذره بین خود قرار داده و آنها را مورد بررسی قرار می دهند. این تحقیق نشان می دهد که خرچنگ های کمانچه زن ماده (Uca crenulata) سخت گیرترین و مشکل پسندترین جانوران روی زمین هستند.

«کاترین دریورا» که سرپرستی این گروه تحقیقاتی را به عهده داشته است می گوید: «تا آنجا که به خاطر دارم هیچ گونه ای همانند خرچنگ کمانچه زن ماده اقدام به انتخاب جفت از میان تعداد زیادی از نرهای خواهان خود نمی کند.»

«دریورا» که استاد زیست شناسی دانشگاه کالیفرنیا در سن دیه گو می گوید: «اغلب بی مهرگان، تعدادی از پستانداران، دوزیستان و خزندگان معمولاً با نرهای همسایه خود یا با اولین نری که توجهشان را جلب کند یا حداقل با اولین نری که رفتار معاشقه مناسبی را از خود به نمایش بگذارد، جفت گیری می کنند. اما مسئله در مورد خرچنگ های کمانچه زن ماده کاملاً فرق می کند. این ماده ها به آسانی تحت تاثیر هر خرچنگ نری قرار نمی گیرند.»

«دریورا» و هم تیمی های او جمعیتی از خرچنگ های کمانچه زن ساکن یک ناحیه جزر و مدی واقع در رودخانه «سوئیت واتر» کالیفرنیا را مورد مشاهده و بررسی قرار دادند.

خرچنگ های نر پیش از جفت گیری اقدام به حفر سوراخ های جفت گیری کرده و در ادامه این سوراخ ها را با شاخ و برگ پوشانده و مرتب می کنند. در ادامه این نرها در کنار سوراخ های خود ایستاده و به کمک چنگال های بزرگ خود از ماده ها دعوت می کنند که وارد حفره آماده شده توسط آنها شوند.

ماده ها در هنگام عبور از کنار نری که توجه آنها را به خود جلب کرده نیم نگاهی نیز به حفره جفت گیری او می کنند، برای خرچنگ ماده تنها یک نگاه گذرا به داخل حفره کافی است که تصمیم بگیرد که داخل حفره شود یا اینکه بهتر است راهش را کج کرده و به سراغ نر دیگری برود.خرچنگ ماده قبل از یافتن خانه مناسب خود ممکن است بیش از 100 حفره را مورد بررسی قرار بدهد تا بتواند خانه مناسب خود که متناسب با اندازه بدنش است را بیابد.

«مطالعه دریورا به خوبی نشان می دهد که چگونه جانورانی با مغزهای ساده و ابتدایی دارای قواعد برآورد و ارزیابی بوده و می توانند انتخاب های سازشی پیچیده ای داشته باشند.


منبع: سایت تابناک

کشف حجاب به سبک مدرن

 کشف حجاب به سبک مدرن

حجاب

 

زندگی در دنیای مدرن امروز ، استفاده از وسایل ارتباط جمعی و  بحث هایی مانند گفتگوی تمدن ها و دهکده ی جهانی ، ممکن است باعث شبیه شدن سبک زندگی و نوع پوشش در ظاهر و رفتار انسان ها گردد اما هیچ کس بدون پذیرفتن هویت واقعی خود که تحت تاثیر  دین  و تارخ کشورش  می باشد ، نمی تواند به سبک صحیحی از زندگی و آرامش برسد.

 

ما نیز به عنوان یک زن ایرانی مسلمان برای نوع پوشش خود نمی توانیم  الگوی زنی را داشته باشیم که هم دین و هم مسلک ما نیست. سابقه ی فرهنگی بانوی ایرانی و همچنین تعریف شخصیت و منش یک زن مسلمان در کنار هم می تواند به ما کمک کند تا در بزرگراه جهانی شدن ، بر هویت خود پابر جا باشیم .

ایرانی از دوران باستان پوشش و حجاب را نه تنها مختص زنان بلکه آن را از ویژگی‌های اهورایی مردان نیز می‌پنداشته و در مقابل، برهنگی و بی بند و باری را اهریمنی می‌دانسته است.

پوشش نیاکان ما چگونه بوده است؟

نقش‌ها و كتیبه‌های بر جای مانده از داخل و خارج از مرزهای ایران كهن، از هزاران سال پیش، گواهی می‌دهند كه نیاکان پارسای مردمان سرزمین پارس، نسبت به بسیاری از مردمان هم عصر خویش معتقدتر و پایبندتر به حفظ این ارزش آسمانی بوده‌اند.

حجاب

از مجسمه های کشف شده در کوهی در بهبهان یا تصاویری که در تخت جمشید با طرح برجسته وجود دارد بیانگر آن است که بانوان پارسی با لباس پوشیده ، پیراهنی بلند با آستین کوتاه و دامنی با ریشه های بلند در محافل حاضر می شدند. در نقش برجسته آشوری که بانوان دوره مادها و فرزندانشان نقش زده شده اند بانوان با پیراهن بلند و روپوشی کوتاهتر که با دامنی نیمگرد و آستینی کوتاه بر روی آن پوشیده شده ظاهر می شدند. این روپوش گاهی چون شنل بدون آستین نشان داده شده و موی سر آنان به سان زنان منقوش در کوهی در بهبهان  در پشت سرشان آویخته.

 

در دوران پارسی زنان عموما از لباس مردان استفاده می کردند چنانکه در  فرشی که از دوران هخامنشی به دست آمده که روی آن زنانی منقوش شده با لباس های پرچین و چادری کوتاه و نازک با دامن نیم گرد دیده می شود و تنها تفاوت آنها با لباس مردان تزئینات پیش سینه و شکل یقه آنان است. در دوران اشکانیان بانوان اصیل ایرانی از باشکوه ترین و ساده ترین لباس استفاده می کردند. پیراهن بلندی است که تا روی زمین رسیده گشاد و پرچین، آستین ساده و یقه راسته و پیراهن، دیگری به حالت سارافون امروزی که کوتاه تر از لباس زیری بوده روی آن می پوشیدند و روی این دو پیراهن چادری به سر می کردند.

پس از ورود اسلام به ایران حجاب بانوان نجیب ایرانی ادامه یافت، البته اسلام دیدگاهی نو در خصوص حجاب داشت که نه تنها ایرانیان، بلکه جهانیان نیز تا زمان ظهور این دین بزرگ آسمانی تجربه نکرده بودند.

آنها از لباس های پرچین دست دوزی شده با تزئینات فراوان و برای سرشان از کلاه های با ابهتی استفاده می کردند. نقاش برجسته ای از پالمیر در موزه لوور وجود دارد که بانویی از دوره اشکانیان روی آن منقوش است که چادری بر سر دارد و عمامه ای روی سر آن نمایان است و همین طور تندیسی در موزه پالمیردر دمشق وجود دارد که مجسمه ای با پیراهنی گشاد با آستین سرخود نشسته و چادری روی او را پوشانده که مربوط به دوره اشکانیان است.

 

همچنین لباس بانوان ایرانی در دوران ساسانی از پیراهن بلند بسیار پرچین و گشاد که گاهی با بندی به عنوان کمربند بسته می شده این پیراهن بلند با آستین های بلند با یقه ای گرد و جلو باز و چادری که از دوره های پیش از زمان پارسی ها به بعد مورد استفاده بانوان ایرانی بوده در عصر ساسانی ها نیز مورد استفاده قرار می گرفت. بانوان این دوره جبه هایی به تن داشته اند که نمونه آن را در طاق بستان می توان دید. شلوار بانوان این دوره نیز نظیر دوره اشکانیان پرچین بوده و با بندی آن را جمع می کردند.

پس از ورود اسلام به ایران حجاب بانوان نجیب ایرانی ادامه یافت، البته اسلام دیدگاهی نو در خصوص حجاب داشت که نه تنها ایرانیان، بلکه جهانیان نیز تا زمان ظهور این دین بزرگ آسمانی تجربه نکرده بودند.

حجاب

اسلام، حجاب و نگاهی نو

از دیدگاه اسلام حجاب بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.

 

ایرانی همیشه فرهنگ پوشش و متانت را در تاریخ خود به نحو چشمگیری اجرا می کرد بنابراین بانوی مسلمان ایرانی حجاب را مانعی برای حضور در اجتماع نمی داند بلکه حجاب را دلیلی برای حضور در جامعه و تحقق آرمانها و اهداف خویش می دانند در این راستا الگوهای دینی ما را به این باور می رسانند مانند حضور بانوی اول اسلا م حضرت خدیجه (س)، حضرت زهرا (س)، حضرت زینب (س). اسما» بنت امیس که در زمان خویش برای احقاق حق بانوان در محفلی مردانه شرکت کرد و حق خود و زنان را از پیامبر(ص) مطالبه کرد. در این اجتماع او با ادب و ظاهری اسلا می حاضر می شود و خود را نماینده خانم هایی در غرب و شرق عالم می داند.

زمانی که رضاخان تصمیم گرفت به بهانه ی تمدن ،حجاب را از زن ایرانی بگیرد ،موفق نشد زیرا گمان کرد چادر و پوشش تنها لباس زنان است در حالی که هویت دینی و ملی آنان بود.

هر چند زمانی که رضاخان تصمیم گرفت به بهانه ی تمدن ،حجاب را از زن ایرانی بگیرد ،موفق نشد زیرا گمان کرد چادر و پوشش تنها لباس زنان است در حالی که هویت دینی و ملی آنان بود اما این روزها با نگاهی به نوع پوشش برخی بانوان به این نتیجه می رسیم که اگر هشیار نباشیم کاری که قانون کشف حجاب رضاخانی بوسیله ی زور و اجبار نتوانست انجام دهد ، این بار بدون اجبار و با ظاهری موجه و در شکل کتاب و مقاله و فیلم و میز گرد و ... به آرامی اعتقاد بانوان این مرز و بوم را هدف قرار داده است.سبک لباس پوشیدن ، حرف زدن ، رفتار اجتماعی که از آنسوی مرزها با امواج ماهواره ای به خانه های ما آمده ، در گذر زمان ، هویت زن مسلمان ایرانی را دستخوش تغییر کرده است که باید برای آن چاره ای اندیشید!!!

 

 سیده طوبی حسینی

احزاب از گذشته تا به حال

 دیروز و امروز احزاب در ایران

تاریخ فعالیت های حزبی در ایران به سال های پایانی عصر ناصری باز می گردد و گویی گسترش آن در گرو ترور ناصرالدین شاه بود.تروری که در سال های پس از آن ،فضای سیاسی کشور را با ظهور انواع و اقسام احزاب مواجه نمود.احزابی متاثر از آموزه های ایدئو لوژیک چپ گرایان قفقازی و یا انقلابیون فرانسوی و آلمانی ،گروه هایی که غایت انها در مبارزه خلاصه می شد.یک روز در راه مشروطه و روز دیگر برای هدفی دیگر.

احزاب ایرانی متاخر باتوجه به ساختارهای بسته سیاسی در ایران وتحت تاثیر ادبیات چپ ،سنتی ویژه رابنیان نهادندکه گوئی حزب برپایه ی مبارزه مستمر بانظام مستقر،بهره گیری از رودیکردی خشن ،توسل به ادبیات خاص ،فعالیت در چارچوب قالب های بسته های حزبی و.....معنا می یابد.
درپی سقوط پهلوی اول،احزابی متاثراز تفکراتی دیگر با رویکرد ملی که ازآموزه های لیبرالی ومذهبی تقریبا یکسانی برخوردار بودندمجال بروز ومعرفی هر چه بیشتر خود را یافتند.عدم توسل به خشونت وتوجه به بسیج نیروهای اجتماعی در لایه های مختلف از منش این احزاب بود.

رویکردهای حزبی درسالهای بعد تحت تاثیر واقعه کودتاو قیام ناتمام  15 خرداد شکلی مخفی وماهیتی مبتنی بر مبارزه مسلحانه یافت وتحت تاثیر هرچه بیشتر رهیافتهای مارکسیستی وچپ به حرکت خود ادامه داد.این احزاب به دلایل ویژگی های خاص خود بیشتر درمیان دانشگاهیان با اقبال نسبی مواجه بودند، اما هیچگاه نتوانستند باتوده های مردم ارتباط برقرار کنند.
عملکرد قالب احزاب درفردای انقلاب وآنجا که دربرابر مردم ورای آنها به نظام انقلابی جدید ایستادند،باردیگر سکتاریسم موجود دراحزاب پیروآموزه های مارکسیستی راعیان کرد.

علیرغم تمام دستاوردهای سالهای ابتدائی انقلاب ،به نظر می رسدماحصل تمام آن تنش ها چیزی جز شکل گیری خاطره ای ناگوار ازاین احزاب درذهن مردم نبوده، اتفاقی که نه به واسطه ناپسند بودن ذاتی احزاب ،بلکه به دلیل رویکردهای احزاب ایرانی پدید آمد ودر ذهن بخشی از جامعه هم ماندگار شد.

حزب جمهوری،سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وهیاتهای موتلفه تشکل ها واحزابی بودند که دراین برهه از زمان به فعالیت پرداختند.حزب جمهوری در واقع فرزند نیازهای مقطع خویش برای تشکل بخشی به انقلابیون مسلمان دربرابر احزاب اپوزیسیون بود،حزبی که شامل تفکرات و گرایشهای مختلف انقلابیون مسلمان بودو آنچنان که مشاهده کردیم با رفع ضرورتهای ابتدائی این حزب نیز منحل شد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که حاصل جمع گروههای چریکی مسلمان قبل انقلاب بوددر میانه کار و با بروز اختلافات متعدد به حالت تعلیق فرورفت تا در پایان دهه 60 ققنوس وارتولد مجدد خویش را در آستانه تحولی اجتماعی به نمایش بگذارد.

موتلفه از احزاب قدیمی است که به گمان بسیاری در کنار حزب توده ونهضت آزادی قرار داشته واز انسجام تشکیلاتی وایدئولوژیکی برخورداربودوبرپایگاه اجتماعی مشخصی بنا شده بودوبه واسطه هم زبانی با نیروهای اجتماعی خود و رهبری دقیق از استحکامی طولانی مدت برخوردار بوده است وبه مقتضای شرایط ،حضوری مملوس درنظام سیاسی وبویژه اقتصادی داشته است.
 

ابتدای دهه ی 70 همزمان است با فعالیت بیشتر احزاب سنتی وفادار به نظام ونجدید آرایش به منظور کسب قدرت از کف رفته و به مدد جنبش اجتماعی خام ونارس دوم خرداد وبا شعار اصلاحات واقامه جامعه مدنی،بنابر این نیاز به تحولی که درلایه های اجتماع موج می زد ،به فضای سیاسی کشور عطاشد.پس از دوم خرداد ،عرصه سیاسی در کشورمواجه با شکل گیری احزاب مختلف وهمچنین نهادهای مدنی درقالب تشکل های مدنی گردید،احزابی که هریک به فراخور ودر مقاطع زمانی خاص از گستردگی ویژه ای در سطح جامعه به ویژه دانشگاهیان برخورداربوده اند.

 

اما درهمین فضا ،علیرغم فرازوفرودهای احزاب مدعی ،احزاب از عدم اقبال عمومی رنج برده اند و این اتفاق در شرایطی که به علت محورقرار گرفتن بحث جامعه مدنی ، انتظار می رفت تا نهادهای مدنی منجمله احزاب با بالندگی ودستیابی به کسب سرمایه های اجتماعی هر چند افزونتر مواجه شوند،سئوالات بیشماری در خصوص علل وچرائی این موضوع پدید آمده است.
دربررسی  علل ضعف احزاب  می توان متناسب با سطح تحلیل های مختلف به ارزیابی موضوع پرداخت،اما آنچه در این میان مطرح است یکی فقدان ارتباط ارگانیک احزاب با مردم ودیگری فقدان جایگاه احزاب در نظام سیاسی است.

در شرایطی که تفکیک طبقاتی دقیق در جامعه و جود ندارد مشخص نیست که احزاب سیاسی موجود ،قراراست منافع چه طبقه ای را نمایندگی کرده وبیانگر مطالبات چه قشرهای باشند، لذا همین موضوع موجب عدم شناخت دو طرفه می شودبه نحوی که ملاحظه می کنیم توده ها اصلا یا بسیاری از فعالان احزاب سیاسی را نمی شناسند ویا فلان حزب را اساسا به عنوان نماینده سیاسی خود قبول ندارند.

فقدان فرهنگ دموکراتیک وآموزه های لیبرالی چه در قالب ادبیات سیاسی ویا عمل اجتماعی از مشکلات موجود محسوب می شود و بنابر این می توان گفت که  زیست اجتماعی درقالب فعالیت حزبی به شدت محجوراست به نحوی که این موضوع هیچگاه به عنوان خصلت اجتماعی وهویت بخشی مردم ما بدل نشده است.اکنون نیز مردم بیش از آنکه توجهی به احزاب درتحولات اجتماعی داشته باشند چشم به شخصیت هاورهبران شاخص سیاسی دارند.جامعه ی ایرانی ،با توجه به فرهنگ رفتاری ضد جمع خودکه محصول تاریخی قرنها استبداد وانزواطلبی های عافیت جویانه است،بیشتر درپی یک قهرمان یا ناجی است تا تشکل یابی حول برنامه ای مشخص برای تغییر وضع موجود.

فرهنگ شکل گرفته ای طی اعصارمتمادی درمیان ملتی که دموکراسی حزبی برای آنها تمرینی نامقدور محسوب می شده ،فرصت مناسبی در دوران اصلاحات یافت .در آن زمانه پرفشار ،لزوم تقویت جامعه ی مدنی به عنوان بستروزیرساخت تمرین دموکراسی وفعالیت احزاب مورد بی توجهی واقع شدوفرصتی که با آن بخشی ازاعتماد مردم وسرمایه اجتماعی لازم برای پشتیبانی از فعالیت احزاب احیا می شد، از کف رفت.

با توجه به اینکه احزاب یکی ازعناصر جامعه ی مدنی هستندباید جایگاه احزاب در نسبت های نظام های سیاسی با پدیده ای به نام جامعه ی مدنی ارزیابی شود.به طورکلی درفضائی که دولتها نیازبه پاسخگوئی به جامعه ی مدنی به واسطه وجود منابع درآمدی مستقل احساس نمی کنند به محدود کردن فضای عمومی از جمله احزاب وتشکل ها ی مردمی گرایش پیدا می کنند.
این نقش درآمدی مستقل درایران را نفت ایفا می کند،درشرایطی که درآمدهای نفتی به دولتهای وقت احساس اعتماد به نفس واستغنا از جلب نظر مردم رابه آنها می بخشد، دولت نیزبه تضعیف جامعه مدنی و همچنین احزاب مبادرت می کند.

در دوره دولت اصلاحات به دلیل کاهش درآمدهای نفتی ووابستگی بیشتر دولت به منابع داخلی ازجمله مالیاتها وعوارض مختلف ،رویکرد توجه به احزاب وتشکل های مدنی ،هرچند درگامهای لرزان دنبال شد.امادردوره دولت نهم و با افزایش درآمدهای نفتی ،از نفی تحزب وجایگاه احزاب سخن به میان می آید وبه انحای مختلف برای کم رنگ شدن نقش احزاب و تشکل های مدنی تلاش می شود،هرچند که این سنتی است که بیشتر دولت ها درایران،هیچگاه از فعالیت واقعی احزاب استقبال نکرده اند لیکن با عنایت به کارکرد احزاب مدرن ودرچارچوب یک نظام حزبی ،این احزاب هستند که ضامن بقای نظام های سیاسی هستند.یاسمن
بچه ها امیدوارم خوشتون اومده باشه

اشنایی با فاشیسم ها

بچه ها بار دیگر با فاشیسم ها اشنا شویم

مقدمه
این مقاله درصدد پاسخگویی به سه سؤال اصلی است تا مفهوم «فاشیسم» به عنوان موضوع تحقیق روشن و آشکار شود. سؤالات عبارتند از:
1ـ واژه فاشیسم در تاریخ چه مفهومی داشته و چه تحولاتی را به خود دیده است؟
2ـ چگونه فاشیسم در جامعه متولد می‌شود و فاشیست‌ها چه کسانی هستند؟
3ـ دولت فاشیستی چیست و چگونه قدرت را کسب و حفظ می‌کند؟
اهمیت شناخت فاشیسم در این نیست که یک مکتب سیاسی شناخته می‌شود، گوشه‌ای از تاریخ اروپا ارزیابی خواهد شد، موسولینی و هیتلر را بهتر خواهیم شناخت، یکی از انواع دولت‌های توتالیتر و اقتدارگرا را تجزیه و تحلیل خواهیم کرد بلکه فاشیسم به عنوان واقعیتی سیاسی ـ اجتماعی و ایدئولوژی دخالت‌جو و ناآرام که «شهروند» را به حال و کار خود رها نمی‌سازد و در خصوصی‌ترین و خلوت‌ترین تنهایی‌های شهروند سرک می‌کشد قابل بررسی است و شناخت آن ضروری می‌نماید.

1ـ فاشیسم در بستر تاریخ:
واژه فاشیسم در تاریخ چه مفهومی داشته و چه تحولاتی به خود دیده است؟
فاشیسم از واژه fascio ایتالیایی که معنای گروه و دسته را می‌دهد گرفته شده و به معنای چوبدستی و عصای امپراتوران روم هم اطلاق می‌شود. این کنایه از 1918 به بعد سمبل جنبش قرار گرفت و به فاشیسم معروف شد. فاشیسم از کلمه Fasces گرفته شده و آن علامتی است به شکل تیر که بروی پرچم‌های فرمانروایان قدیم رومی نقش بسته و سمبل قدرت آنها بود. بعدها همین سمبل دسته چوب یکی از سمبل‌های انقلاب فرانسه شد و پس از آن ژاکوبنی ایتالیا آن را به عنوان سمبل وحدت و آزادی ملت به کار برد. در قرن نوزدهم واژه Fascio را سوسیالیست‌ها و سندیکالیست‌های ایتالیا به معنای گروه‌ها و سازمان‌های انقلابی به کار می‌بردند. در اواخل قرن نوزدهم کارگران کشاورزی ناراضی در سیسیل انجمن‌هایی با نام گروه‌های انقلابی «Fascio revoluzionari» تشکیل دادند. در 1914 نیز گروه‌های انقلابی و انترناسیونالیست در ایتالیا به نام Fasci تشکیل شدند. موسولینی عضو یکی از این گروه‌ها بود. حرکت سیاسی وی در سال 1919 بر اساس مجموعه‌ای از گروه‌های مبارز«Fasci di combattimento» سازمان یافت.
بنیتو موسولینی (1945ـ1883) در سال‌های آشوب و هرج‌و مرج و فقر و بدبختی ایتالیا در سال‌های پس از جنگ جهانی اول، نهضت فاشیستی خود را به راه انداخت و از همین محیط آماده و نیاز مردم به امنیت و آرامش استفاده کرد و با شعار قدرت، اطاعت و عدالت زمام امور ایتالیا را در سال 1922 به دست گرفت. حزب فاشیست ایتالیا پس از به دست گرفتن حکومت، کلیه احزاب و گروه‌های سیاسی دیگر را منحل کرد و با تشکیل گروه‌های شبه‌نظامی که به پیراهن‌سیاهان معروف بودند هر جریان مخالفی را با اعمال فشار و روش‌های خشونت‌آمیز در هم شکست. گروه‌های مبارز موسولینی که در سال 1919 تشکیل شد در آغاز چپ‌گرا بودند. موسولینی خود تا سال 1914 یکی از اعضای فعال حزب سوسیالیست به شمار می‌رفت و سردبیر روزنامه سوسیالیستی «آوانتو» بود. وی در مقابل سوسیالیست‌های اصلاح‌طلب و صلح‌جو از عمل مستقیم و سندیکالیسم انقلابی حمایت می‌کرد و از همین رو از حزب اخراج شد. در طی سال‌های جنگ ضدیت او با سوسیالیسم شدت گرفت و به جای آن از ناسیونالیسم تهاجمی حمایت کرد. فاشیسم ایتالیا از همان آغاز دو گرایش اصلی ایدئولوژیک داشت. یکی گرایش سندیکالیسم انقلابی و دیگری گرایش محافظه‌کاری و ناسیونالیسم. گروه‌های مبارز از آغاز با اتحادیه‌های کارگری سوسیالیستی درگیر شدند و زمینداران بزرگ به ویژه در اطراف رود «پو» از گروه‌های فاشیست به عنوان وسیله‌ای برای ارعاب توده‌های دهقانی و جلوگیری از گرایش آنها به سوسیالیسم بهره گرفتند. اتحاد با گروه‌های زمینداری و پیوستن افراد بسیاری از طبقات متوسط پایین به جریان فاشیسم مهمترین ویژگی جنبش اولیه فاشیسم ایتالیا بود. همچنین جلب حمایت نیروهای مسلح و پلیس در پیشرفت کار حزب فاشیست در مقابل دولت لیبرال بسیار مؤثر افتاد. نخستین حکومت موسولینی با ائتلاف فاشیست‌ها،‌ ناسیونالیست‌ها و لیبرال‌ها در 1922 تشکیل شد. در 1923 فاشیست‌ها و ناسیونالیست‌ها حزب ناسیونال فاشیست (PNF) را تشکیل دادند. در انتخابات آوریل 1924 فاشیست‌ها و متحدانشان بیش از 64 درصد آرا را به دست آوردد. لیکن از همین زمان حزب فاشیست دچار اختلاف داخلی شد و دو جناح رادیکال و محافظه‌کار (یا تجدیدنظرطلب) در آن تشکیل شد. میلیشیای فاشیستی خواستار موج دومی در انقلاب فاشیستی بود ولی موسولینی به منظور مهار کردن گرایش‌های افراطی و ادامه همکاری با نیروهای راست سرانجام آنها را تابع وزارت کشور ساخت. حتی تشکیل دیکتاتوری آشکار فاشیستی از 1925 به بعد به نفع رادیکال‌ها تمام نشد و در عوض قدرت جناح محافظه‌کار تقویت شد. موسولینی، در این سال‌ها به تدریج تندروها را که خواستار ایجاد دولتی سراپا فاشیستی بودند تضعیف کرد. دستگاه دولت موسولینی از هر جهت دولتی محافظه‌کار بود. به رغم برقراری نظام کورپوراتیستی به منظور گسترش کنترل دولت بر اقتصاد هیچ‌گونه تحولی در ساخت اجتماعی و اقتصادی ایتالیا صورت نگرفت. در حقیقت موسولینی دولت فاشیستی را به شیوه‌ای که مورد نظر فاشیست‌ها بود سازمان نداد. بخش خصوصی در ایتالیا از نظر اقتصادی از نظام سیاسی موسولینی راضی بود. موسولینی درواقع از آنجا که نتوانست هیچ‌گونه تحولی در داخل به وجود آورد به جنگ خارجی و توسعه‌طلبی امپریالیستی روی آورد. دولت موسولینی در طی دهه 1930 در پی ایجاد تعادلی میان نیروهای راست و محافظه‌کار بود. درواقع موسولینی به تدریج مجبور به همکاری با نیروهای محافظه‌کار شد. نهادهای سنتی به ویژه پارلمان و دربار سلطنتی به نحوی تداوم یافتند. همچنین قرار دادن سازش دولت و کلیسا مورد احترام قرار گرفت. در حالی که موسولینی در برنامه سال 1919 خود از الغای سلطنت و مجلس سنا و اشرافیت، حذف خدمت نظامی،‌ انحلال بانک‌ها و بازار بورس، مصادره ثروت‌های غیرمولد، عدم تمرکز قدرت سیاسی و حمایت از توده‌های فقیر سخن گفته‌ بود، در عمل فاشیست‌ها به علت ضعف مالی هرچه بیشتر به طبقات بالا متکی شدند. ادغام احزاب فاشیست و ناسیونالیست در 1923 سرآغاز گرایش به راست و کم‌رنگ‌شدن ایدئولوژی فاشیسم در ایتالیا بود. موسولینی در مقاله‌ای که در دائره‌المعارف 14 جلدی ایتالیا در 1932 به چاپ رسید اصول فاشیستی را توضیح می‌دهد. همین مقاله بعدها به شکل کاملتر به صورت کتاب عرضه شد و مطالب دیگر در مورد زندگی موسولینی و وضعیت ایتالیا در همان سال‌های اولیه انتشار از سوی شجاع‌الدین شفا به فارسی ترجمه و منتشر شد (در این مورد،‌ نمی‌توان تقارن این اقدام را با گرایش‌ها و وضعیت حکومت رضاشاه نادیده گرفت) از نظر موسولینی لیبرالیسم کلاسیک وظیفه تاریخی خود را که اعتراض علیه دولت‌های مطلقه بود به پایان رسانده و حال جای خود را باید به دولت که بیانی دیگر از خودآگاهی و اراده مردم است بسپارد آشکارا در این میان ردپای نوعی از هگلیسم عوامانه قابل تشخیص است. از همین منظر «اندرو وینسنت هگل» را به عنوان نماینده ناسیونالیسم افراطی بروس و منادی فاشیسم ترسیم کرده است. چنانچه مشهور است فیلسوف هگل‌گرای ایتالیا جیووانی جنتیله (1944ـ1875) نظریه دولت خود را با ایدئولوژی فاشیستی موسولینی درآمیخت. (به نظر هگل آنچه واقعی است عقلانی است و آنچه عقلانی است واقعی است و بنابراین دولتی که پیروز می‌شود، بهترین و سالم‌ترین دولت است و به تبع آن حق در قدرت است و به قول فریدریش ماینکه، هگل دولت را به مقام الوهیت برمی‌کشد و آن را به عنوان دولت مبتنی بر زور و قدرت می‌ستاید) فاشیسم موسولینی فردگرایی و جستجوی منافع فردی را محکوم کرده است و جای آن را به دولت که مظهر خودآگاهی و کلیت ملت همچون موجودی تاریخی است می‌سپارد. فرد از نظر موسولینی تنها در جهت هماهنگی با دولت موضوعیت دارد. موسولینی که فعالیت‌های سیاسی خود را با گرایش‌های سوسیالیستی آغاز کرده بود، ابتدا خود را ضدسوسیالیست می‌نامد ولی در عین حال مایل است که به علل پیدایش سوسیالیسم که همان شکاف اقتصادی و بهره‌کشی سرمایه‌دارانه است، غلبه کند.
غیر از ایتالیا در کشورهای نسبتا باثبات اروپا در سال‌های پس از جنگ جهانی اول مثل انگلستان که هنوز لیبرالیسم مسلط بود هم جنبش‌های کمونیستی و فاشیستی رونق یافتند. جنبش فاشیستی انگلیس در سال 1923 شکل گرفت و در سال 1926 نیم‌میلیون هوادار داشت. در سال 1933 اتحادیه فاشیست‌های انگلیس به رهبری سرآزولد مازلی تشکیل شد و به یکی از نیروهای مهم سیاسی تبدیل شد. فاشیسم انگلیس انشعابی از جنبش چپ به شمار می‌رفت و مازلی خود سابقا عضو دولت حزب کارگر بود. در فرانسه سلطه لیبرالیسم ضعیف‌تر بود و در نتیجه جنبش‌های مارکسیستی و فاشیستی گسترش بیشتری یافتند. حزب عمل فرانسه به رهبری شارل مورانس ابعاد فاشیستی نیرومندی داشت. در آلمان پس از جنگ اول هرج‌ومرج و آشفتگی و فقدان کنترل سیاسی و اجتماعی، شرایط را به وضعیت جنگی داخلی نزدیک کرد. جمهوری وایمار (33ـ1918) دولت لیبرال و ضعیفی بود و در آن دوران کمونیست‌ها، سندیکالیست‌ها، آنارشیست‌ها، اسپارتاکیست‌ها و ناسیونال سوسیالیست‌ها (نازی‌ها) و دیگر گروه‌ها همه مدعی قدرت بودند. تنها عامل حفظ وحدت جمهوری وایمار که همه قدرت اخلاقی و نظامی‌اش را از دست داده بود، شخصیت پدرسالارانه فیلد مارشال فون هیندنبرگ بود. سرانجام هیتلر، رهبر حزب ناسیونال سوسیالیست که بر ضد بولشویک‌های روسی و توطئه‌های یهودیان تبلیغ می‌کردند، موفق به بسیج اجتماعی وسیعی به خصوص در میان طبقات متوسط و پایین شد و در انتخابات 1933 به صدراعظمی دولتی ضعیف رسید.
به هر حال امروز نیز هرچند به طور رسمی نظامی فاشیستی به دیگر سخن رژیمی فاشیستی تمام‌عیار در جهان وجود ندارد ولی بسیاری از آموزه‌های فاشیسم زنده و مطرح هستند و شاید از همین منظر هنوز احزاب، افراد و دولت‌های مطرود را فاشیستی می‌خوانند و اغلب منظور از دولت فاشیستی،‌حزب فاشیستی و افراد فاشیست کسانی است که در فعالیت سیاسی خود سرکوبگر، خشونت‌طلب، تمامیت‌خواه و ریاکار هستند. در بخش بعدی مقاله آموزه‌های فاشیسم را مرور می‌کنیم.

2ـ فاشیسم در جامعه:
چگونه فاشیسم در جامعه متولد می‌شود و فاشیست‌ها چه کسانی هستند؟
به نظر من جذاب‌ترین و قابل‌تأمل‌ترین وجه فاشیسم بسترهای اجتماعی آن است. آنکه چه شرایطی، جامعه و نخبگان آن را به سوی فاشیسم رهنمون می‌سازد و افرادی در جامعه با عمل به آموزه‌های فاشیسم پسوند فاشیست را یدک می‌کشند. وجه مهم دیگر این بحث تکرارپذیر بودن آن است. از این رو هرچند شاید عصر دولت‌های فاشیستی به سر آمده باشد ولی جنبش‌های فاشیستی همچنان وجود دارند و به حیات اجتماعی ـ سیاسی خود با نام‌های متفاوت ادامه می‌دهند کسی نمی‌داند شاید روزی و در نقطه‌ای از عالم به آستان قدرت هم دسترسی یابند. فراموش نکنیم در انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه در تابستان 1381 حزب فاشیست فرانسه در دور اول پیروز شد. در این بخش از سویی آموزه‌های فاشیسم را بررسی خواهیم کرد و از سویی دیگر بسترهای تولد فاشیسم را تحلیل می‌کنیم.
فاشیسم معلول شرایط‌گذار است. گذار از سنت به مرحله دیگری که می‌تواند مدرنیزم باشد. در چنین شرایطی جامعه نه از ریشه‌هایش کاملا بریده شده و نه به شرایط جدید وارد شده است و حالتی معلق دارد و افراد جامعه چشمی به گذشته، سنت‌ها، علائق و تمایلات سنتی خود دارند و از سویی به خاطر ناکارآمدی آنها پا در وادی جدیدی گذاشته‌اند که کاملا برای آنها روشن و تعریف شده نیست. از این رو در وضعیتی نامتعادل و سرگردان قرار می‌گیرند. از این رو به دنبال تکیه‌گاهی می‌گردند. این تکیه‌گاه می‌تواند گاهی حس نوستالژی،‌ شور انقلابی، رهبر خردمند، شعارهای اخلاقی و آرمان‌شهر بشری باشد که غالبان بدون درک درستی از معنا و مفهوم آن «جار» زده می‌شود. جامعه فاشیستی محصول چنین شرایطی برای فرد است. فاشیسم در جوامعی پیدا شد که فرایند گسترده فروپاشی همبستگی سنتی و توده‌ای شدن جامعه مشاهده شد و واکنشی بود در برابر نوسازی و صنعتی شدن که از تاجرمآب شدن جامعه آسیب می‌بیند و بین افراد و گروه‌هایی که دچار آنومی (وضعیت گسیختگی) شده بود فرد احساس ناامنی می‌کند و به قدرت پناه می‌برد. از لحاظ روانشناختی مبتنی بر تیپ شخصیتی اقتدارطلب است که هم سلطه‌جوست و هم اطاعت‌پذیر. آرمان فاشیسم بازگشت به وضعیت اجتماعی ماقبل مدرن، ماقبل صنعتی و ماقبل دموکراتیک است و پیرامون آن خرده‌بورژوازی و طبقات متوسط رو به افول هستند. از این رو فاشیسم نه در جامعه کاملا سنتی و نه در جامعه کاملا صنعتی و مدرن زمینه بروز پیدا می‌کند. امیل دورکیم در جامعه‌شناسی خود از آنومی Anomie یا سرگشتگی سخن می‌گوید. او آنومی اجتماعی را وضعیت واسطی بین همبستگی مکانیکی و همبستگی ارگانیکی می‌داند. در هنگام فروپاشی همبستگی سنتی یا مکانیکی در جامعه که در آن انسان‌ها به مقتضای معیارهای اولیه تقسیم می‌شوند ممکن است گرایش‌های انحرافی به صورت‌های مختلف ظهور کند. وضعیتی که هنجارهای همبستگی مکانیکی از بین رفته ولی همبستگی جدید ارگانیکی شکل نگرفته است. بنابراین جامعه برای بازتعریف از خود و شکل دادن به هویت و وجدان مشترک جدید، به دامان ایدئولوژی‌ها و جنبش‌های بی‌شکل توده‌ای مثل فاشیسم پناه می‌برد. به نظر دورکیم در این وضعیت چون ایمان، هنجار و ارزشی وجود ندارد که به زندگی فرد معنا بخشد، فرد به خودکشی هم روی می‌آورد.
برینگتن مور در کتاب ریشه‌های اجتماعی دموکراسی و دیکتاتوری معتقد است که فاشیسم از سه عنصر اصلی تشکیل شده است، یکی واکنش بخش‌هایی از جامعه به خصوص بخش ماقبل سرمایه‌داری یعنی دهقانان و خرده‌بورژوازی و تا اندازه‌ای اشرافیت زمین‌دار نسبت به فشارهای ناشی از صنعتی شدن و نوسازی. دوم نوعی دلتنگی ساده برای زندگی روستایی و دهقانی و آرزوی بازگشت به آن و سوم واکنش نسبت به کوشش در راه ایجاد دموکراسی پارلمانی. به نظر مور به طور کلی فاشیسم معمولا پس از یک دوره کوتاه‌مدت دموکراسی ضعیف و کوشش برای نوسازی و صنعتی کردن، پیدا می‌شود،‌به این تعبیر فاشیسم جنبش راست افراطی فعال و یا نوعی رادیکالیسم راستگراست.
ایسنک (Isnk) روانشناس انگلیسی، تقسیم‌بندی جالبی از حالات روانی که با گرایش‌های سیاسی انطباق می‌یابند به دست می‌دهد. او معتقد است دو حالت عمده یعنی خشن و ملایم در انسان‌ها مشاهده می‌شود که با دو گرایش عمده سیاسی یعنی راست و چپ قابل تلفیق است که از تلفیق آنها چهار گروه سیاسی به وجود می‌آید. انسان‌های خشنی که به راست گرایش پیدا می‌کنند، طیف فاشیست‌ها را به وجود می‌آورند و اگر به چپ گرایش پیدا کنند طیف کمونیست‌ها را. انسان‌های ملایم اگر به راست گرایش پیدا کنند گروه لیبرال‌ها و اگر به چپ گرایش پیدا کنند گروه سوسیالیست‌ها را تشکیل می‌دهند.
اریک فروم روانشانس عضو مکتب فراکفورت هم در تشریح علل گرایش به فاشیسم نکته جالبی را مطرح می‌کند که کاملا جنبه جمعی دارد.انسان معاصر، انسان آزاده اما تنها و سرخورده است که پس از یک معامله تاریخی به اینجا رسیده است. انسان عصر فئودالیته آزادی نداشت اما در نظم اجتماعی ادغام شده بود و خود را جزیی از آن احساس می‌کرد. در حالی که انسان متجدد، آزاد اما تنهاست و مذهبی اختیار کرده که با تنهایی او سازگار است. پروتستانیزم وساطت کلیسا را از بین برد و فرد را یکسره با عالم لاهوت مرتبط ساخت. اما غم گذشته (نوستالژی) هیچ‌گاه دامن این انسان آزاد را رها نکرد. چنین بود که در خروش حرکت فاشیسم، بازگشتی به گذشته و خروج از تنهایی را احساس کرد و به آن پیوست.
فاشیسم به عنوان جنبش افراطی راست رادیکال اغلب پیروان خود را از خرده‌بورژوازی و طبقات متوسط رو به افول به دست می‌آورد. بحران‌های نوسازی و اقتصاد سرمایه‌داری که تأثیر نامطلوبی بر خرده‌بورژوازی شهری و طبقات دهقانی باقی گذاشت موجب گسترش پایگاه اجتماعی فاشیسم و امکان بسیج توده‌ای در مقیاس وسیع شد. جنبش فاشیستی خود یکدست و یگانه نیست و در آن حداقل دو گرایش عمده وجود دارد. یکی گرایش محافظه‌کارانه طبقات بالای سنتی که معمولا نسبت به لیبرالیسم و مدرنیسم و نوسازی و گرایش‌های سوسیالیستی واکنش نشان می‌دهند و دیگری گرایش کم و بیش رادیکال خرده‌بورژوازی و دهقانان در حال افول که اغلب نسبت به سرمایه‌داری مدرن و پیدایش سرمایه‌داری ارضی ـ مالی و صنعتی بزرگ واکنش نشان می‌دهند. به همین دلیل است که چنانکه گفتیم ایدئولوژی فاشیسم به ویژه جنبش فاشیستی ترکیبی از آرمان‌های ضدسرمایه‌دارانه، تمایل به سرمایه کوچک، تجدید همبستگی‌های سنتی در جامعه مدرن نیمه‌صنعتی، محافظه‌کاری و حمایت از سنت‌های خانوادگی و فرهنگی و مذهبی، رادیکالیسم خرده‌بورژوازی و سنت‌گرای دهقانی و پدرسالارانه است. طبقات سنتی به ویژه طبقات متوسط در حال افول در فرایند نوسازی امنیت و آرامش مألوف خود را از دست می‌دهند و از آزادی‌هایی که جامعه مدرن به همراه می‌آورد، گریزانند و از همین رو با پیدایش جنبش و ایدئولوژی و رهبری، خود را در دامن آن می‌افکنند تا از این آزادی نامطلوب بگریزند و امنیت سنتی از دست رفته را در درون ایدئولوژی کوتالیتر و فراگیری بازبیابند. به نظر فروم در کتاب گریز از آزادی ساخت روانی طبقه متوسط یعنی شخصیت اقتدارطلب که دارای گرایش‌های سادیستی (دیگر آزادی) و مازوخیستی (خودآزاری) به طور توأمان است، آن را مستعد پذیرش فاشیسم می‌سازد. از نظر روانشناسی توده‌ای، افرادی که همبستگی سنتی را از دست داده و در حال گسیختگی و بی‌هنجاری به سر می‌برند به دنبال من ایده‌آل هستند تا خلأ ناشی از احساس سرگشتگی و حقارت در آنها را پر کند از این رو رهبری در این گونه جنبش‌ها نقش اساسی ایفا می‌کند. اندیشه وحدت و یگانگی رهبر و توده در فاشیسم اروپایی از اینجا ناشی می‌شود. یاسمن

اختلاف نظر با والدین

اختلاف نظر با والدین
اختلاف نظر با والدین
 
يكي از مشكلات اصلي خانواده‌ها، تعارضات و درگيري‌هاي بين والدين و فرزندان است. والدين انتظارشان اين است كه فرزندان، مطيع و فرمانبردار آنها باشند لذا با استقلال‌طلبي‌هاي بيش از اندازه فرزندان و مخالفت مي‌كنند و كمتر به آنها اجازه مي‌‌دهند كه مستقل عمل كنند. اختلاف بين نسل‌ها واقعيتي است كه هميشه وجود داشته، حتي اگر پدر و مادرهاي ما روزگار جواني‌شان را به ياد بياورند، قطعاً صحنه‌هايي از مشاجرات و اختلافاتي كه با پدر و مادرهايشان داشته‌اند، در ذهن‌شان تداعي مي‌كند. اين اختلافات را اگر چه نمي‌توان به كلي از بين برد، اما مي‌توان با شناخت وظايف خويش تا حدودي آن را كاهش داد. اگر والدين وظايف خويش را بدانند و سعي كنند پدر و مادر خوبي براي فرزندان‌شان باشند و هم‌چنان فرزندان نيز بكوشند اخلاق اسلامي را مراعات كنند و فرزند خوبي براي پدر و مارد شان باشند، فضاي مسالمت‌آميز و مطلوبي در خانواده ايجاد مي‌شود.[1]
از اين كه شما درصدد يافتن راه حل مناسبي در اين زمينه هستيد و دغدغه شما اين است كه به دستورات الهي عمل نموده و فرزند خوبي براي پدر و مادرتان باشيد، بسيار جاي تشكر و قدرداني است. اميدوارم خداوند اين توفيق را به شما عنايت كند تا بتوانيد با الهام از دستورات اخلاقي اسلام، دل پدر و مادر مهربان‌تان را به دست آوريد و فرزند خوبي براي آن‌ها باشيد. عمده‌ترين راه‌هاي كه انسان مي‌تواند فرزند خوبي براي پدر و مادرش باشد اين است كه:
1 . رعايت ادب در مقابل پدر و مادر؛ ادب و احترام در برابر پدر و مادر از عناصر حياتي است كه سعادت و خوشبختي انسان وابسته به آن مي‌باشد. خانه‌هايي كه اخلاق و آداب اسلامي در آن مراعات نمي‌شود، از احساس لذت و صفاي زندگي محروم‌اند. فرزنداني كه احترام و ادب پدر و مادر را حفظ و رعايت نمي‌كنند، عاقبت خوبي ندارند، خداوند در قرآن مي‌فرمايد: «لاتعبدون الّا الله و بالوالدين احساناً؛[2] جز خداوند را نپرستيد و در برابر پدر و مادر نيكي كنيد، يكي از مصاديق نيكي كردن، برخورد نيك و رعايت ادب در مقابل آن‌ها است.
2 . خدمت كردن به پدر و مادر؛ والدين حق بزرگي بر گردن ما دارند؛ زيرا زحمت‌هاي طاقت‌فرسايي را به خاطر ما متحمل شده‌اند. از شيرة وجودشان مايه گذاشته و ما را بزرگ كرده‌اند. ما بايد اين زحمات پدر و مادرمان را جبران كنيم. پدر و مادر هميشه به خدمت نياز دارند به خصوص در دوران پيري كه ضعيف و ناتوان مي‌شوند و دست‌شان از همه جا كوتاه مي‌گردد[3] هم در روايات و هم در آيات قرآن به اين نكته اشاره شده كه در دوران پيري و ناتواني پدر و مادر بايد كمك كنيم. مادران بيشتر نياز به كمك دارند پس وظيفة مادر مقابل مادرمان بيشتر است. خداوند توصيه نموده است كه در دوران پيري پدر و مادر به آن‌ها كمك نمايند. خداوند مي‌فرمايد: و وصينا الانسان بوالدين حسناً؛[4] ما به انسان توصيه نموده‌ايم كه به پدر و مادر خود خدمت نموده و به نيكي برخورد كنند.
3 . ابراز محبت به پدر و مادر:
دوست داشتن پدر و مادر كافي نيست. بايد ميزان علاقه و دوستي‌مان را نسبت به آن‌ها ابراز كنيم. پدر و مادر در صورتي از ما راضي مي‌شوند كه بدانند ما واقعاً آن‌ها را دوست داريم و به آن‌ها عشق مي‌ورزيم.[5]
4 . حرف شنوي و اطاعت از پدر و مادر؛ يكي از شاخص‌هايي مهم در خوب بودن ما اين است كه از پدر و مادر حرف شنوي داشته باشيم. همه پدر و مادرها سعادت و خوشبختي فرزندان‌شان را مي‌خواهند. هيچ كسي دوست ندارد كه فرزندش بدبخت و بيچاره شود. لذا دستورات والدين به خاطر اين است كه فكر مي‌كنند اين كار به صلاح فرزندش مي‌باشد. البته در برخي موارد مهم ممكن است تشخيص آن‌ها اشتباه باشد. بنابراين، اصل نيت و انگيزه والدين خوب است، حتي در مواردي كه پدر و مادر كاري را از ما مي‌خواهند يا براي ما انجام مي‌دهند كه ما يقين داريم اين كار و اين تصميم به صلاح ما نيست و پيامد منفي دارد،‌ باز هم نبايد به صورت صريح و فوري مخالفت كنيم، بايد كاملاً احترام آن‌ها را حفظ نموده و با رعايت احترام و ادب برخورد نماييم. اگر مي‌دانيم تصميم و تشخيص‌شان اشتباه است، بايد با استدلال و منطق براي آن‌ها توضيح دهيم كه اين كار به صلاح ما نيست. به تعبير ديگر، تصميم و پيشنهاد پدر و مادر را با ملايمت و نرمي نقد كنيم، اما به هيچ وجه در مقابل خودشان موضع‌گيري نكنيم، شخصيت آنها غير از تصميم و تشخيص‌شان است.
5 . در برخي موارد ممكن است پدر و مادر ناخواسته يا براساس يكسري عوامل ديگر رفتار نامطلوبي نسبت به ما انجام دهند. مثلاً هميشه ما را سرزنش كنند. يا سخنان زشت و ناروا بگويند. در اين گونه موارد مهم بايد احترام آن‌ها را حفظ كنيم.[6] پدر و مادر وظيفه دارند كه ما را خوب تربيت كنند و به نيازهاي ما رسيدگي نمايند، ما هم وظيفه داريم كه احترام آنها را نگه داريم. اگر پدر و مادر به وظيفه خود عمل نكردند، و برخورد ناشايسته و نادرستي با ما داشتند، اين دليل نمي‌شود كه ما هم به وظيفه خود عمل نكنيم و نسبت به آنها بي‌احترامي نماييم. خداوند از ما خواسته است كه هميشه و حتي در اين گونه موارد هم احترام پدر و مادر را حفظ نماييم و فرزند خوبي براي آنها باشيم.
6 . اخلاق اسلامي و ارزش‌هاي ديني را در زندگي خود محور قرار دهيم؛ هم كارهاي خوب ما و هم كارهاي بد ما به نحوي به پدر و مادر ما برمي‌گردد. ما در واقع دست‌پروده آنها هستيم. اگر ما كارهاي خوب انجام دهيم و ارزش‌هاي اسلامي را در زندگي خود محور قرار دهيم، خداوند، به پدر و مادر هم پاداش نيك عطا مي‌كند، زيرا آنها تلاش كرده‌اند و زمينة تربيت مذهبي ما را فراهم نموده‌اند.
جامعه نيز از پدر و مادر به نيكي ياد مي‌كنند. وقتي ديگران كارهاي خوب ما را ببينند، مي‌گويند: خدا رحمت كند پدر و مادرش را كه چنين فرزندي تربيت نموده و تحويل جامعه داده‌اند. اگر پدر و مادر ما زنده باشند از احترام و ارزش اجتماعي نزد ديگران برخوردار مي‌شوند، و اگر فوت كرده باشند، باز هم دعاي خير مردم در حق آنان مستجاب خواهد شد.
يكسري اعمال و وظايف مربوط به زمان بعد از فوت پدر و مادر است. وظايف ما در قبال پدر و مادر مخصوص زمان حيات آن‌ها نيست، بعد از وفات آنها نيز يكسري وظايفي داريم كه اگر آنها را رعايت كنيم، فرزند خوبي براي پدر و مادرمان خواهيم بود.
در اينجا به برخي از آنها نيز اشاره مي‌كنيم:
7 . در حق پدر و مادرمان دعا كنيم:
اگر چه انسان مي‌تواند در زمان حيات پدر و مادر نيز دعا كند و از خداوند براي آنها طلب توفيق و سلامت كنداما بعد از مرگ، آنها بيشتر به دعاي خير ما نياز دارند. در روايات آمده است كه رسول خدا هرگاه دعا مي‌كرده، ابتدا پدر و مادرش را دعا مي‌نمود. همان‌گونه كه رضايت پدر و مادر در سعادت انسان مؤثر است، دعاي ما در حق پدر ومادر نيز هم براي آن‌ها و هم خود ما مفيد است و باعث بركت در زندگي ما مي‌شود.
8 . زنده نگه داشتن ياد و خاطره والدين؛ بعد از مرگ پدر و مادر مي‌توانيم از طريق مراسم سالگرد با ختم قرآن و ... ياد و خاطرة آن‌ها را زنده نگه داشته و نشان دهيم كه فرزند خوبي براي آن‌ها هستيم.
9 . انجام تكاليف شرعي و پرداخت بدهكاري‌هاي پدر و مادر؛ طبعاًَ انسان در زندگي خود بدهكاري‌هايي از مردم دارد، و يا برخي اعمال واجب او مانند نماز و روزه‌اش قضا شده، فرزند خوب آن است كه ديون و بدهكاري‌هاي پدر و مادر را پرداخت نموده و اعمال او را انجام دهد.
10 . انجام اعمال مستحبي به جاي پدر و مادر يا از سوي آن‌ها؛ دعا خواندن، زيارتنامه خواندن، نماز خواندن و... به جاي پدر و مادر مي‌تواند شاخص ديگري براي خوب بودن‌ها باشد.

نتيجه‌گيري:

اگر مي‌خواهيم فرزند خوبي براي پدر و مادرمان باشيم بايد هميشه ادب و احترام آن‌ها را نگه داشته و از دستورات و گفته‌هايشان اطاعت كنيم. حتي اگر با ما بدبرخوردي كنند، باز هم به آنها احترام بگذاريم و رضاي الهي را از اين طريق به دست آوريم. هميشه كار مي‌كنيم كه سبب افتخار و سربلندي آن‌ها باشد و مردم از آن‌ها به نيكي ياد كنند.
اميد است با رعايت اين نكات بتوانيد فرزند خوبي براي پدر و مادرتان باشيد و زندگي سرشار از موفقيت و
خوشبختي را كه آرزوي همه افراد به خصوص جوانان است پيش رو داشته باشيد.
توسط زهرا بارونی

 

توسط راضیه امیدوارم خوشتون بیاد

اولین موجود فنا ناپذیر

دانشمندان اولين گونه حيواني فناناپذير جهان را شناسايي کردند. به گزارش ايسنا، اين جانور يک گونه عروس دريايي موسوم به Turritopsis nutricula است که مي‌تواند دوباره به مرحله اوليه پوليپ وارد شود و پس از جفت گيري، چرخه حيات خود را از ابتدا آغاز کند. اين گونه عروس دريايي مي‌تواند اين روند را به طور نامحدودي تکرار کند، به اين معني که اين حيوان هيچ‌گاه به دليل سالخوردگي نخواهد مرد. محققان اميدوارند که بررسي اين گونه از عروس دريايي بتواند به پيشرفت‌هاي بزرگ علمي در معکوس کردن روند سالخوردگي در انسان منجر شود

راضیه

نورساخت

 
برگ مهمترین اندام گیاهان است که عمل فتوسنتز در آن انجام می‌شود

نورساخت یا فتوسنتز یک فرایند زیست - شیمیایی (بر پایه بیوشیمی) است که در آن کارمایه نور به وسیله گیاهان و برخی باکتری‌ها به انرژی شیمیایی تبدیل می‌شود. کمابیش همه زیستارها (موجودات زنده) بر روی زمین مستقیم یا غیرمستقیم به این فرایند وابسته‌اند. در فتوسنتز دی ‏اکسید کربن و آب مصرف و اکسیژن و هیدراتهای کربن به وجود می‌آیند. یکی از مهمترین هیدراتهای کربن که طی این فرآیند به وجود می‌آید گلوکز است. هیدراتهای کربن به دنبال واکنش‌های دیگری که در درون سلول انجام می‌گیرد ممکن است به سایر مواد آلی مانند چربی‏ها و پروتئین‏ها تبدیل شوند. ون هلمونت یکی از نخستین آزمایشهای مربوط به فتوسنتز را انجام داد.

تمام بخش‌های سبز گیاه فتوسنتز می‌کنند.ماده سبز موجود در گیاهان که سبزینه یا کلروفیل نام دارد٬ آغاز کننده واکنشهای فتوسنتزی است. اما سایر قسمت‌های گیاه که سبزینه ندارند این عمل را انجام نمی‌دهند.
کلروپلاست‏ها که در سلول‌های کلروفیل دار گیاهان وجود دارند٬ محل استقرار سلولهای کلروفیل هستند. سلول‌های برگ بیشترین میزان کلروپلاست را دارند و به همین دلیل برگ‌ها اندام اصلی فتوسنتز در گیاهان به شمار می‌روند.

تحقیقات جدیدی که در دانشگاه برکلی کالیفرنیا و دانشگاه سنت لوییس واشنگتن انجام شده نشان می‌دهد که فرایند فتوسنتز علاوه بر ساختارهای شیمیایی، سامانه مکانیک کوانتومی نیز دارد.

توسط پردیس

تست شعله ( Flame Test ):

يکی از روش هاي شناسايي مواد که از گذشته اي نزديک رايج شده است استفاده از طيف نوري براي تشخيص نوع عنصر موجود در يک ترکيب است .

اين روش بر اين مبنا استوار است که ابتدا عنصر مورد نظر را مشتعل کرده و سپس از روي رنگ خاصي که هر عنصر در يک طيف يا يک دسته نور در محيط مرئي ساطع مي کند عنصر مورد نظر را شناسايي مي کنند .

براي مثال هنگامي که نمک طعام يا خوراکي را که شامل عنصر فلزي سديم در ترکيب ساختماني است را روي شعله يکنواخت و آبي رنگ که داراي شدت يکنواخت است

 مي گيريم از خود نور نارنجي مايل به زرد خارج مي کند از آنجايي اين نور, تنها مربوط به فلز سديم با اين درجه خلوص در ترکيب مورد نظر است, مي توان در شناسايي ترکيباتي که در آنها شعله مورد نظر داراي اين رنگ مي گردد از بودن سديم در آن ترکيب مطمئن گرديد.

از مزيت هاي اين روش به روش هاي ساده شناسايي ديگر مي توان به قدرت تشخيص عنصر در ترکيب در حالت هاي کمپلکس هاي پايدار و ترکيبات مختلف يک عنصر ( مانند کربنات,سولفات,نيترات و ...) اشاره نمود که حسني بزرگ براي شروع تجزيه و شناسايي و کار با يک ترکيب ناشناخته است .

يکي از کمبود هاي اين روش عدم قدرت تشخيص چند طول موج نزديک به هم از نظر چشم است . که امروزه با پيشرفت تکنولوژي و ساخت تجهيزاتي نظير طيف سنج RI يا دستگاه NMR اين کمبود ها جبران شده و از اين روش تنها براي شناسايي مواد بسيار ساده و در سطحي کم استفاده مي گردد. اين در صورتي است که ماده خالص بوده(؟) , اشتعال زا نباشد و توليد گاز در هنگام سوختن نکند (؟)

در اين آزمايش به تفاوت هاي بين چند ماده در هنگام سوختن در شعله پي مي بريم .

يکی از روش هاي شناسايي مواد که از گذشته اي نزديک رايج شده است استفاده از طيف نوري براي تشخيص نوع عنصر موجود در يک ترکيب است .

اين روش بر اين مبنا استوار است که ابتدا عنصر مورد نظر را مشتعل کرده و سپس از روي رنگ خاصي که هر عنصر در يک طيف يا يک دسته نور در محيط مرئي ساطع مي کند عنصر مورد نظر را شناسايي مي کنند .

 


براي مثال هنگامي که نمک طعام يا خوراکي را که شامل عنصر فلزي سديم در ترکيب ساختماني است را روي شعله يکنواخت و آبي رنگ که داراي شدت يکنواخت است

 مي گيريم از خود نور نارنجي مايل به زرد خارج مي کند از آنجايي اين نور, تنها مربوط به فلز سديم با اين درجه خلوص در ترکيب مورد نظر است, مي توان در شناسايي ترکيباتي که در آنها شعله مورد نظر داراي اين رنگ مي گردد از بودن سديم در آن ترکيب مطمئن گرديد.

از مزيت هاي اين روش به روش هاي ساده شناسايي ديگر مي توان به قدرت تشخيص عنصر در ترکيب در حالت هاي کمپلکس هاي پايدار و ترکيبات مختلف يک عنصر ( مانند کربنات,سولفات,نيترات و ...) اشاره نمود که حسني بزرگ براي شروع تجزيه و شناسايي و کار با يک ترکيب ناشناخته است .


يکي از کمبود هاي اين روش عدم قدرت تشخيص چند طول موج نزديک به هم از نظر چشم است . که امروزه با پيشرفت تکنولوژي و ساخت تجهيزاتي نظير طيف سنج RI يا دستگاه NMR اين کمبود ها جبران شده و از اين روش تنها براي شناسايي مواد بسيار ساده و در سطحي کم استفاده مي گردد. اين در صورتي است که ماده خالص بوده(؟) , اشتعال زا نباشد و توليد گاز در هنگام سوختن نکند (؟)

در اين آزمايش به تفاوت هاي بين چند ماده در هنگام سوختن در شعله پي مي بريم .

روش کار :

ابتدا يک ميله فلزي  و نسوز را در شعله گرفته تا سرخ شود و ديگر دود نکند سپس آن را تا دماي اتاق سرد کنيد .

نمونه هاي مورد نظر را تحويل گرفته و دور از حرارت شعله قرار دهيد .

ابتدا ميله را کمي داغ کرده و در ظرفي که شامل مقدار بسيار کمي ماده است فرو ببريد تا کمي از پودر ماده به نوک ميله بچسبد .

شعله گاز را تنظيم کنيد تا به طور کامل به رنگ آبي پر رنگ بسوزد سپس ميله فلزي را  در مکاني که شعله مورد نظر بيشترين حرارت را داراست بگيريد و به آرامي بچرخانيد (از تنفس گاز هاي خارج شده جدا خودداري کنيد!) رنگ شعله را براي ترکيب مورد نظر يادداشت کنيد . براي ترکيب بعدي دوباره ميله را تميز کنيد , روي شعله تا سرخي حرارت دهيد و تا دماي محيط خنک کنيد و مراحل را دوباره تکرار کنيد .

براي هر ترکيب رنگ مورد را به دقت يادداشت کنيد تا در گزارش کار خود نوع عنصر ماده داده شده را از روي رنگ شعله مورد نظر شناسايي کنيد .

[URL=http://www.irupload.ir/][IMG]http://www.irupload.ir/images/4unispm4xin3wu6a1eu5.jpg[/IMG][/URL]

 

موسوی نژاد-اول۲